0

aaa 485 views

بازدید / دسته‌بندی نشده

ورود محسن “رفیق دوست “درسامرا-زیارت حرم عسکریین

فوریه 5, 2016 در 7:43 ب.ظ توسط

DSC_2295

ورود محسن "رفیق دوست "درسامرا-زیارت حرم عسکریین علیهما السلام

اولین وزیر"سپاه"نظام جمهوری اسلامی ایران ورئیس بنیادمستضعفان سابق ،ظهرامروز"جمعه"16بهمن1394 واردسامراشدندوبه زیارت حرم امامین عسکریین(ع) رفتند وبعداز زیارت سرداب ازقسمتهای مختلف حرم که کارها وپروژه هایش  توسط مهندسین ایرانی انجام می گیردرا دیدن کردند وآنگاه با مهندسین حرم عتبه ومدیریت عتبه(شیخ ستارمرشدی) دیدارکردند.

رئیس ستادبازسازی عتبات سامرا- گزارش کاملی ازوضعیت ساخت وسازحرم راارائه کرد.

درادامه،مدیرعتبه عسکریین علیهماالسلام ضمن ابرازرضایت از مهندسان  ایرانی وروند ساخت وساز گفتند:ماهروقت مشکلی داریم به"حاج اسمعیلی"مراجعه می کنیم  ونیازهای حرم را دررابطه با توسعه وخریدزمینهای اطراف حرم مطرح کردند وخواستارمساعدت نظام جمهوری اسلامی شدند که اقای رفیق دوست پیشنهادکرد که درخواستش را مکتوب ، تاخدمت مقام معظم رهبری تقدیم نماید.

آقای رفیقدوست نیزقول دادنددراولین ملاقات بارهبرانقلاب،مراتب را به استحضارایشان برسانند

آقای رفیق دوست درزمان وردامام خمینی به ایران (12بهمن57)راننده ماشین بلیزرمعمارانقلاب بود.

این مریدامام ویاور رهبری انقلاب ،حضرت آیت الله خامنه ای،عصر سامرارا به مقصدکاظمیین ترک کرد.

DSC_2266 DSC_2267 DSC_2274 DSC_2285 DSC_2295 DSC_2302 DSC_2340 DSC_2345 DSC_2347 DSC_2349 DSC_2353

سرداران رفیق دوست، نقدی و جلالی در حاشیه دیدار فرماندهان و کارکنان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

محسن رفیق دوست راننده اتومبیل امام از فرودگاه به بهشت زهرا

                                                                                                            

 

محسن رفيق دوست و مقام معظم رهبري در سال 68

رفیقدوست:در 20 سال اول انقلاب كه 10سال در سپاه و 10سال در بنياد بودم هيچ كار اقتصادي نمي‌‌كردم، مگر آنچه از قبل از انقلاب با برادرانم داشتيم كه سهمي از آن داشتم و ‌آن را به من مي‌دادند كه از حقوق يك مدير هم كمتر بود.
سؤال-يعني سهم ارث پدري بود؟
بله. اواخر كه مي‌خواستم از بنياد بيرون بيايم، اين بنياد تعاون نور را كه مي بينيد، تاسيس كردم و با آنچه داشتم رفتم كارخانه دارويي‌ را از بورس خريدم، آن هم با سيستم حساب شده‌اي كه بتوانم امروز به اين گونه حرف‌ها پاسخ دهم. يعني كارخانه داروسازي لقمان را در بورس مي‌فروختند، من هم به آنجا آدم فرستادم كه آن را بخرند. با 40 درصد بيش از آخرين قيمتي كه مشتري پيدا كرده بود، خريدم.

قانون اين طور بود كه 30 درصد را نقد و 70 درصد مابقي را در يك فاصله زماني مي‌گرفتند. يادم است براي پرداخت آن 30 درصد كه آن موقع براي اين كار لازم بود، همه زندگي‌ام را جمع كرده بودم و مقدار زيادي هم قرض گرفتم.

كارخانه لقمان كه تا آن سال ضررده بود، از سال اول سودده شد و از محل سودش اقساطش را پرداخت كرديم. بعد هم تصميم گرفتيم يك كارخانه دارويي جديد بسازيم كه از نظر علمي و ارزش توليدي مثل كارخانه‌هايي نباشد كه مواد اوليه توليددارو را از خارج مي‌آورند و اينجا تبديل مي‌كنند.

لذاكارخانه لقمان را فروختم و يك كارخانه ايجاد كردم كه هنوز هم كار ساختش تمام نشده است. براي ساخت آن هم تا خرخره و در حد انفجار زيربار قرض رفتم. لذا الان من در حال درست كردن يك كارخانه دارويي ديگر هستم كه همه‌اش مال شخص خودم هم نيست. 11 درصد آن مال كارخانه لقمان است كه الان در اختيار موسسه اقتصادي ديگري است، 14درصدش خصوصي است و 75درصد هم براي بنياد تعاون نور است كه در اين بنياد وقف است.

پس از اين كار شروع به كارهاي ساختماني كردم. هيچ جا زمين دولتي را نخريدم و هيچ معامله‌‌اي هم با بنياد مستضعفان نكردم./قسمتی ازمصاحبه-منبع:سایت رفیقدوست

برچسب‌ها, , , , , , ,

پاسخ دهید