0

aaa 546 views

خبر / گزارش تصویری / معرفی

حرم سیدمحمد”بلد”سامرا/معرفی سیدمحمد

ژانویه 31, 2016 در 8:04 ق.ظ توسط

DSC_1691-300x169 (1)

حرم سیدمحمد"بلد"سامرا/معرفی سیدمحمد

سید محمد، فرزند بزرگ امام علی النقی (ع) در حدود سال ۲۲۸ق در مدینه در روستای صریا متولد و در سامرادرگذشت. مرقد او در شهر بلد در جاده اصلی کاظمین ـ سامرا و در فاصله ۴۵ کیلومتری شهرسامرا قرار دارد.

DSC_1691-300x169 (1)

حضرت امام هادي(عليه السلام) چهار پسر به نام هاي محمد، حسن، جعفر و حسين داشت. و دختري به نام عليّه-سيد محمد فرزند اول امام است. ولي طبق برخي روايات، سيد محمد فرزند دوم و از امام حسن عسکري(عليه السلام) کوچکتر بود

DSC_1623

حرم مطهر محمد بن هادی علیه السلام در آیینه دوران

آستانه سید محمد ، مدفن ابی جعفر محمد فرزند حضرت امام علی الهادی علیه السلام است که در حدود ۲۲۸ قمری به دنیا آمد و در یکی از مسافرت های خویش بین سامرا و بغداد حدود ۲۵۲ قمری وفات یافت.

وی از برادر خود حضرت امام حسن عسکری علیه السلام بزرگتر بوده ، مقام امامت با ایشان بود که پس از حصول بداء یک و یا دو سال به اختلاف روایات قبل از پدر خود فوت نمود. این آستانه که معروف به آستانه سید محمد می باشد ، در هشت فرسخی شرق شهر سامرا و نزدیک شهر بلد ، از نواحی دوجیل ، در پنج کیلومتری غرب شط دجله ، بین راه بغداد – سامرا واقع است و امروز یکی از عظیم ترین زیارتگاه های شیعیان است و اعراب عراق ارادت خاصی به این آستانه دارند.

عمارت اول: این آستانه مبارکه چون در مسیر اصلی راه سامرا نبود و با راه اصلی فاصله داشته ، بر اثر نا امن بودن آن منطقه تا عصر صفویه متروکه مانده بود ، لذا بطور دقیق از تاریخ بنای آن اطلاعی در دست نیست ، جز اینکه در تعمیرات اساسی که در سالهای ۱۳۷۹-۱۳۸۴ قمری در این آستانه انجام گشت و از قرائن و پیها که مشاهده شد، بعضی از اهل اطلاع اظهار می دارند که عمارت اول این آستانه متعلق به قرن چهارم است که توسط عضد الدوله دیلمی انجام گرفته است .

عمارت دوم: در قرن دهم هجری ، توسط شاه اسماعیل صفوی ، پس از فتح بغداد انجام گشت که در آن هنگام قسمتی هم جهت سکونت زائرین که قصد زیارت سامرا را داشتند از این آستانه زیارت کرده و در آنجا توقف می نمودند .

عمارت سوم : در سال ۱۱۹۸ قمری ، توسط ملا محمد رفیع فرزند محمد شفیع خراسانی تبریزی ، به هزینه احمد خان دنبلی انجام گشت . سید حسن امین در دائرة المعارف الاسلامیه الشیعه به نقل از کتاب تحفةالعالم میرزا عبد اللطیف تستری آنرا عمارت اول ثبت کرده است.

عمارت چهارم : حدود ۱۲۰۸ قمری توسط شیخ زین العابدین کاظمی آل سلماسی انجام گرفت و گنبدی از گچ و آجر بر روی قبر شریف بنا شد و همچنین کاروانسرای بزرگی در جهت شرقی آستانه برای  سکونت زائرین ایجاد گردید که قسمتی از هزینه آنرا احمد خان دنبلی تقبل کرد. این عمارت را شیخ ذبیح الله محلاتی در کتاب خود تاریخ سامرا به عنوان عمارت اول ثبت کرده و سید حسن امین به نقل از ماثر الکبراء شیخ ذبیح الله محلاتی ، در دائرة المعارف الاسلامیه الشیعه عمارت سوم آستانه سید محمد ثبت نموده است .

عمارت پنجم : در ۱۲۴۴ قمری توسط ملا محمد صالح بزغانی قزوینی حائری و با نظارت سردار حسن خان و حسین خان قزوینی انجام گشت که تمامی عمارت سابق را خراب نمودند و آستانه مجللی با گنبد بزرگ کاشیکاری بنا کردند ، که شروع آن در سال۱۲۴۴ قمری و پایان آن عمارت در سنه ۱۲۵۰ قمری بود.تاریخ مذکور بر روی سنگ مرمر به خط ثلث در دو طرف ایوان آستانه نصب است . سید حسن امین بر آنست که در سال ۱۲۵۰ قمری سردار حسین خان آنرا تعمیر نموده و این عمارت در سال ۱۳۱۰قمری توسط میرزا حسین نوری تعمیر گشت و قسمت هایی از کاشیکاری گنبد که ریخته بود مرمت شد و تاریخ آن در پیشانی گنبد ثبت شده و هشت حجره در جنوب صحن شریف جهت سکونت زائرین احداث گردیده بود .

پس از هجرت میرزای شیرازی  به سامرا ، در یکی از مسافرت های میرزا که همراه شاگردانش پیاده از سامراء به آستانه سید محمد مشرف گشتند تعمیراتی انجام داده و چند حجره به حجرات صحن افزودند. سپس میرزا محمد تهرانی عسکری صحن شریف را توسعه داد و حجراتی بدان اضافه نمود. در عصر مرجعیت حاج آقا حسین قمی جمعی از مردم ایران اموال زیادی جهت تعمیر آستانه سید محمد ارسال داشتند و مخصوصا بین سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴ قمری این آستانه به شکل باشکوهی تکامل یافت.

عمارت جدید دارای صحن مربع شکل به ضلع ۱۵۰ متر است و در وسط صحن شریف حرم مطهر واقع است که گنبد کاشیکاری آن نظر هر بیننده را به خود جلب می دارد . محیط گنبد حدود ۵۰ متر و ارتفاع آن ۴۵ متر است و در کنار آن مناره ای به ارتفاع ۴۰متر در سال ۱۳۷۹ قمری برافراشته اند. در مقابل حرم یک ایوان مسقف با ستون های باشکوه خودنمایی می کند . حرم مطهر با کاشیکاری وآیینه کاری هنرمندان ایرانی مزین شده و آیتی از هنر اسلامی را منعکس می کند. قبر مطهر در وسط حرم واقع است و بر روی آن صندوق نفیس و ضریح نقره نصب است.

مقام سیدمحمد درنزدمردم عراق وشیعیان

مقام سيد محمدآنقدربرای محبان اهل البیت  بزرگ بوده است،که عده ای از شيعيان خيال مي کردند او امام بعدي است. 

امام هادي(عليه السلام) و فرزندش امام حسن عسکري(عليه السلام) به محمد بسيار ابراز علاقه مي کردند. به طوري که امام براي او مجلس ختم برگزار کرد. جمعي از بني هاشم؛ از جمله حسن بن حسن افطس نقل کرده اند:
« روز وفات سيد محمد، به خانه امام هادي(عليه السلام ( رفتيم، ديديم، در صحن خانه بساط گسترده اند و مردم دور تا دور نشسته اند. جمعيت را تخمين زديم، غير از موالي و ساير مردم 150 نفر از آل ابي طالب، بني هاشم و قريش حضور داشتند. ناگهان امام حسن عسکری(عليه السلام ( در حالي که گريبان خود را در مرگ برادر چاک کرده بود، وارد شدند و در کنار پدرشان ايستادند، ما حضرت را نمي شناختيم. پس از ساعتي حضرت امام هادي(عليه السلام) رو به او کرده، فرمود: يَا بُنَيَّ أَحْدِثْ لِلَّهِ شُکْراً فَقَدْ أَحْدَثَ فِيکَ أَمْراً. امام حسن(عليه السلام( گريه کردند و گفت: اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، اِيّاهُ نَشْکُرُ نِعَمَهُ عَلَيْنا وَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ. پرسيدم او کيست؟ جواب داد: حسن(عليه السلام) فرزند امام علي النقي(عليه السلام)، در آن هنگام 20 ساله به نظر مي رسيد، ما فهميديم که پس از پدر، او امام است.»

چگونگی وفات سیدمحمد

سيد محمد در سال (252هـ.ق.) براي زيارت خانه خدا، قصد سفر کرد، هنگامي که به قريه بلد (نزدیکی سامرای عراق ) رسيد، مريض شدند ودر 29 جمادی الثانی درگذشتند. شيعيان ایشان را در همانجا دفن کردند. 

کرامات سیدمحمد

کرامات زيادي از سيد محمد نقل شده است. ميرزا حسين نوري در «النجم الثاقب» مي نويسد:

«سيد محمد، صاحب کرامات متواتر است. حتّي نزد اهل سنت هم معروف است.

مردم عراق و حتي اعراب باديه نشين نيز مي ترسند به نام او سوگند ياد کنند.

اگر آنها را به برداشتن مالي متهم کنند، آن را بر مي گردانند، ولي به سيد محمد قسم نمي خورند؛ زيرا عذاب آن را ديده اند.»*

تعدادي از علما در باره کرامات سيد محمد کتاب هايي نوشته اند؛ از جمله رساله اي در کرامات سيد محمدبن علي الهادي، تأليف مهدي آل عبدالغفار کشميري. در اينجا به نمونه اي از کرامات وي اشاره مي شود:

علاّمه سيد ميرزا هادي خراساني از سيد حسن آل خوجه از خدام آستانه عسکريين(عليهما السلام) نقل مي کند:

«در صحن شريف ابي جعفر سيد محمد نشسته بودم، متوجه شدم شخصي عرب در حالي که يکي از دستهايش را به گردن بسته بود، وارد آستانه شد. نزديک رفتم و از علت مريضي اش پرسيدم. گفت: سال گذشته، روزي به منزل خواهرم رفتم، ديدم در حياط، گوسفندي بسته است. خواستم ذبح کرده، بخورم. خواهرم اجازه نداد و گفت: اين گوسفند نذر سيد محمد است. من به حرف او توجه نکردم و آن را ذبح کردم، پس از سه روز آثار شلي در دستم نمايان شد و روز به روز بدتر شد. من متوجه علت آن نبودم، تا اين که در اين اواخر متوجه کار خود شدم، حالا هم پشيمانم و براي شفا به آستانه سيد محمد آمده ام. سپس با همراهيان وارد حرم شد و شروع به گريه و زاري کردند. پس از ساعتي ديدم دستش را حرکت مي دهد. سجده شکر به جا آورد و نذر کرد هر سال گوسفندي بياورد و به نيت سيد محمد ذبح کند

منبع : دایرة المعارف تشیع جلد یک(باکمی اصلاحات)

*توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:

حاج آقا شفعیعی(رئیس دفترمرحوم احسانبخش)می گفت دراوائل انقلاب یک واحدی درکمینه انقلاب اسلامی رشت راه اندازی شده بود بنام (مباارزه با نزولخواری)که مسئولش مرحوم  حسام بود، کاراین واحدبه اینصورت بود که شاکیان می آمدند میگفتند فلانکس ازمن نزول گرفته وماهم آن نزولخواررا احضارمی کردیم ،بعضی ها به دروغ می آمدند ومیگفتند فلانی ازمن نزول خورده -دریکی ازاین نوع گزارشها شاکی ومتشاکی  همدیگرراتکذیب می کردند ،مادیدیم به هیچ وجه ازادعای خود منصرف نمی شوند،بناچار به اینهاگفتیم برویدوضوء بگیرید بیایید،وضو گرفتند ،به شاکی"مدعی"گفتیم روبه قبله بنشینید ،نشست،گفتیم دستتان را دراز کنید وبگو به همین حضرت ابوالفضل قسم می خورم که این آقا ازمن نزول گرفته

دیدیم که این آقا دیگرساکن شدوحاضرنشد قسم بخورد ..،درحالی که تا دقایق قبل به خدا وپیامبر سوگندمیخورد که این آقا ازمن نزول گرفته

                                                                             ***

سیدمحمدازنگاه آیت الله مرعشی نجفی

آیت الله مرعشی نقل می‌کرد: بعد از پایان درس به همراه استاد روانه می شدم و سئوالات و اشکال های خود را از او می پرسیدم…

او در سال 1315 (هجری قمری) در نجف به دنیا آمد. پدرش سید شمس الدین محمود مرعشی از بزرگان فقهای دوران خود بود. سید شهاب الدین پس از فراگیری مقدمات علوم اسلامی، در نجف، در درس خارج فقه و اصول آقا ضیاء عراقی، شیخ احمد کاشف الغطا حاضر شد و از محضر آنان بهره‌های فراوان برد.

 

او در 27 سالگی به درجه اجتهاد نایل آمد. مرعشی نجفی در نجف، کاظمین، کربلا، سامرا، قم، تهران و کرمانشاه تحصیل کرد و از محضر استادانی چون حاج شیخ مرتضی طالقانی ، شیخ عبدالکریم حائری یزدی استفاده برد. او از برخی از مراجع عظام تقلید اجازه اجتهاد دریافت کردند که برخی از آنها عبارت‌اند از: آقا ضیاء عراقی، سید ابوالحسن اصفهانی، شیخ عبدالکریم حایری یزدی و علامی کرمانشاهی(از شاگردان آخوند خراسانی).

خاطراتی از آیت الله مرعشی از زبان خودش

هرگاه مادر به او می گفت که پدر را بیدار کند، آیت الله مرعشی صورت خود را بر پای پدر می نهاد و هیچ گاه پدر را صدا نمی زد این کار باعث خشنودی پدر شده بود و از این تواضع فرزند به قدری راضی بود که او را دعا می نمود؛ آیت الله مرعشی بارها می گفت: از برکت دعای پدر و مادر بود که من در زندگانی موفق شده ام.

وی می‌گفت: 25 بار پیاده از نجف به کربلا به قصد زیارت حضرت سیدالشهداء (ع) رفتم ، در این سفرها آیت الله حکیم، آیت الله شاهرودی و آیت الله خوئی نیز با من همراه بودند؛ اگر ما به جایی رسیده ایم از برکت آن سفرها بوده است؛ در آن سفرها هر کدام از ما مسئول کاری می شد. من سقای گروه بودم.

آیت الله مرعشی نقل می‌کرد: بعد از پایان درس به همراه استاد روانه می شدم و سئوالات و اشکال های خود را از او می پرسیدم، در یکی از روزها استاد با عصبانیت بر سینه من زد، من را به عقب راند اما من دست استاد را گرفته و بوسیدم؛ این عکس العمل استاد را سخت متاثر نمود، اظهار داشت ای شهاب! من از تو ادب آموختم.

شصت سال نماز جماعت در حرم حضرت معصومه(س)

در برخی یادداشت های وی آمده است: هنگامی که در قم سکونت کردم(1343 ق.) صبح ها در حرم حضرت معصومه(س) اقامه نماز جماعت نمی شد و من تنها کسی بودم که این سنت را در آن جا رواج دادم و از شصت سال پسش به این طرف صبح زود و پیش از باز شدن درهای حرم مطهر و زودتر از دیگران می رفتم و منتظر می ایستادم.

این انتظار گاهی یک ساعت قبل از طلوع فجر بود تا خدام درها را باز کنند زمستان و تابستان نداشت؛ در زمستان ها، هنگامی که برف همه جا را می پوشاند، بیلچه ایی کوچک به دست می گرفتم و راه خود را به طرف صحن باز می کردم تا خود را به حرم مطهر برسانم؛ در آغاز خود به تنهایی نماز می خواندم؛ تا پس از مدتی یک نفر به من اقتدا کرد و به این ترتیب نماز جماعت را در حرم مطهر آغاز کردم و تا امروز که شصت سال از آن تاریخ می گذرد، ادامه دارد.

آهسته آهسته ظهرها و شب ها نیز اضافه شد و از آن پس روزی سه بار در مسجد بالاسر حضرت معصومه(س) و صحن شریف نماز می خواندم.

نکند این شخص محترم امام زمان (عج) باشد!

از آیت الله مرعشی نجفی نقل شده که: وقتی در سامرا اقامت داشتم، شبی برای زیارت حضرت سید محمد(ع) از سامرا بیرون رفته و راه را گم نمودم؛ پس از یاس از زندگی خود بخاطر تشنگی فوق العاده و گرسنگی ورزیدن باد سموم در قلب الاسد، بیهوش شده و روی خاک های گرم افتادم؛ ولی دفعتا چشم باز کردم و سر خود را بر زانوی شخصی دیدم.

آن شخص کوزه آبی به لب من رسانید که تاکنون نظیر آن آب را در گوارایی و شیرینی نیاشامیده بودم؛ پس از خوردن آب، سفره نان را باز نمودم، دو سه قرص نان ارزان در آن بود؛ پس از صرف غذا، آن مرد عرب به من فرمود: نهری جاری در این جا وجود دارد، خود را در آن شستشو بده؛ من گفتم: در این جا نهری نیست وگرنه من این قدر تشنه نمی شدم که مشرف به هلاکت باشم.

آن مرد عرب فرمود: این آب است که در این جا جاریست؛ من به مجرد صادر شدن این کلمه از آن شخص عرب، دیدم در آن جا نهر باصفایی است و تعجب کردم که نهر آب در کنار من بوده و من از تشنگی و عطش بسیار، نزدیک به هلاک شدن بودم؛ سپس آن مرد عرب از من پرسید: قصد کجا داری؟ گفتم: حرم سید محمد(ع).

آن شخص عرب فرمود: این هم حرم سید محمد(ع) است؛ من مشاهده کردم، دیدم نزدیک بقعه سید محمد هستم و حال آن که محلی که در آن جا راه را گم کرده بودم قادسیه بود و مسافت فراوانی از آن جا تا مرقد سید محمد(ع) وجود داشت؛ در فاصله مصاحبت با آن مرد عرب از وی استفاده فراوان بردم ومطالبی چند را برایم توضیح داد.

از سفارش ها و توصیه های وی تاکید بر تلاوت قرآن مجید، انکار تحریف قرآن، نیکی به والدین، رفتن به زیارت بقاع متبرکه و امامزادگان، احترام به ذریه علوی، خواندن نماز شب، ذکر تسبیح حضرت زهرا(س) و تاکید در زیارت سیدالشهداء بود.

در این هنگام به فکرم خطور کرد که نکند این شخص محترم همان امام زمان(عج) باشد؛ با بروز این فکر در ذهنم ناگهان آن شخص عرب از نظرم ناپدید گردید و چقدر متاسف شدم که یار در کنارم بود و گمشده ام را یافته بودم اما او را نشناختم./کرامات مرعشیه، علی رستمی چافی

***

مقام سیدمحمد درنزدمردم عراق وشیعیان

مقام سید محمدآنقدربرای محبان اهل البیت  بزرگ بوده است،که عده ای از شیعیان خیال می کردند او امام بعدی است. 

امام هادی(علیه السلام) و فرزندش امام حسن عسکری(علیه السلام) به محمد بسیار ابراز علاقه می کردند. به طوری که امام برای او مجلس ختم برگزار کرد. جمعی از بنی هاشم؛ از جمله حسن بن حسن افطس نقل کرده اند:
« روز وفات سید محمد، به خانه امام هادی(علیه السلام ( رفتیم، دیدیم، در صحن خانه بساط گسترده اند و مردم دور تا دور نشسته اند. جمعیت را تخمین زدیم، غیر از موالی و سایر مردم ۱۵۰ نفر از آل ابی طالب، بنی هاشم و قریش حضور داشتند. ناگهان امام حسن عسکری(علیه السلام ( در حالی که گریبان خود را در مرگ برادر چاک کرده بود، وارد شدند و در کنار پدرشان ایستادند، ما حضرت را نمی شناختیم. پس از ساعتی حضرت امام هادی(علیه السلام) رو به او کرده، فرمود: یَا بُنَیَّ أَحْدِثْ لِلَّهِ شُکْراً فَقَدْ أَحْدَثَ فِیکَ أَمْراً. امام حسن(علیه السلام( گریه کردند و گفت: اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ، اِیّاهُ نَشْکُرُ نِعَمَهُ عَلَیْنا وَ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ. پرسیدم او کیست؟ جواب داد: حسن(علیه السلام) فرزند امام علی النقی(علیه السلام)، در آن هنگام ۲۰ ساله به نظر می رسید، ما فهمیدیم که پس از پدر، او امام است.»

چگونگی وفات سیدمحمد

سید محمد در سال (۲۵۲هـ.ق.) برای زیارت خانه خدا، قصد سفر کرد، هنگامی که به قریه بلد (نزدیکی سامرای عراق ) رسید، مریض شدند ودر ۲۹ جمادی الثانی درگذشتند. شیعیان ایشان را در همانجا دفن کردند. 

کرامات سیدمحمد

کرامات زیادی از سید محمد نقل شده است. میرزا حسین نوری در «النجم الثاقب» می نویسد:

«سید محمد، صاحب کرامات متواتر است. حتّی نزد اهل سنت هم معروف است.

مردم عراق و حتی اعراب بادیه نشین نیز می ترسند به نام او سوگند یاد کنند.

اگر آنها را به برداشتن مالی متهم کنند، آن را بر می گردانند، ولی به سید محمد قسم نمی خورند؛ زیرا عذاب آن را دیده اند.»*

تعدادی از علما در باره کرامات سید محمد کتاب هایی نوشته اند؛ از جمله رساله ای در کرامات سید محمدبن علی الهادی، تألیف مهدی آل عبدالغفار کشمیری. در اینجا به نمونه ای از کرامات وی اشاره می شود:

بخاطرخوردن گوسفند"سیدمحمد"نقص عضوشد

علاّمه سید میرزا هادی خراسانی از سید حسن آل خوجه از خدام آستانه عسکریین نقل می کند:

«در صحن شریف ابی جعفر سید محمد نشسته بودم، متوجه شدم شخصی عرب در حالی که یکی از دستهایش را به گردن بسته بود، وارد آستانه شد. نزدیک رفتم و از علت مریضی اش پرسیدم. گفت: سال گذشته، روزی به منزل خواهرم رفتم، دیدم در حیاط، گوسفندی بسته است. خواستم ذبح کرده، بخورم. خواهرم اجازه نداد و گفت: این گوسفند نذر سید محمد است. من به حرف او توجه نکردم و آن را ذبح کردم، پس از سه روز آثار شلی در دستم نمایان شد و روز به روز بدتر شد. من متوجه علت آن نبودم، تا این که در این اواخر متوجه کار خود شدم، حالا هم پشیمانم و برای شفا به آستانه سید محمد آمده ام. سپس با همراهیان وارد حرم شد و شروع به گریه و زاری کردند. پس از ساعتی دیدم دستش را حرکت می دهد. سجده شکر به جا آورد و نذر کرد هر سال گوسفندی بیاورد و به نیت سید محمد ذبح کند

منبع : دایره المعارف تشیع جلد یک(باکمی اصلاحات)

اینطوری هم گفته اند:

سید محمد، بنا بر قول مشهور، فرزند اول امام هادی (ع) در مدینه متولد شد. ولی طبق برخی روایات، سید محمد فرزند دوم و ازامام حسن عسکری (ع) کوچک‌تر بود.علی بن مهزیار نقل می‌کند به حضرت امام هادی (ع) گفتم: «(پناه می‌برم به خدا) اگر شما از دنیا بروید، به چه کسی رجوع کنیم؟» حضرت امام (ع) فرمودند: «عَهْدِی إِلَی اْلأکْبَرِ مِنْ وَلَدِی».علامه مجلسی در توجیه این مسئله می‌گوید:این روایت بعد از وفات جناب سید محمد بوده که در آن صورت فرزند بزرگ امام عسکری (ع) بود.

از علی بن عمر (از اصحاب امام هادی) نقل شد که گفت: خدمت حضرت ابو الحسن امام هادی (ع) رسیدم آن وقت پسرش ابو جعفر زنده بود و من خیال می‌‏کردم او امام خواهد بود. عرض کردم آقا کدام یک از فرزندان شما امتیاز امامت را دارند.

فرمود: کسی را در این مورد تعیین نکنید تا خودم دستور دهم. من پس از فوت ابو جعفر نامه‌‏ای نوشتم و سؤال کردم امام بعد از شما کیست؟ در جواب نوشت فرزند بزرگترم ابو محمّد (بزرگتر از جعفر بود)۳ با توجه به این مطلب مشخص می‌شود کنیه وی ابوجعفر بوده‌است.

پاورقی

  1.  طوسی؛ الغیبه ،ص:۲۰۰
  2.  طبرسی؛اعلام الوری، ص۳۶۸.
  3.  مفید، الارشاد، ،ج‏۲،ص:۳۱۷

                                                           ***

سید محمد فرزند بزرگ امام هادی (علیهم السلام) بود، جوان زیبا و با کمالات و مردم دار بود، به شکلی خوش برخورد و باوقار و مهربان، عالم و محدث و آموزگار آداب بود که مردم فکر می کردند ایشان بعد از امام هادی به امامت می رسد، و معروف به (سید محمد سبع الدیجیل) است. 

عارفی می گوید: أبا جعفر محمد بن علی شخصی بود با وقار که اخلاق ایشان زبانزد مردم بود، ذکاوت ایشان و عزت و مقاومتش در بین مردم همانند نداشت و همیشه کنار برادر کوچکتر خود امام حسن عسکری با کمال ادب و احترام خدمت می کرد، و هیچگاه برادرش امام حسن را تنها نمی گذاشت، وقتی امام هادی (علیه السلام) از مدینه به طرف سامرا آمدند ایشان را در سن کودکی رها نمود، بعد از گذشت سالها دوری از پدر به سامرا آمد و به پدرش ملحق شد. 

حاكم عباسی وقتی دید شیعیان زیادی اطراف این جوان جمع می گردند و از علوم و دروس اخلاقی ایشان استفاده می برند احتمال داد که سید محمد حتما جانشین امام هادی (علیه السلام) می شود چون فرزند اول بود، برای همین نقشه مسمومیت ایشان را کشیدند. 

وقتی سید محمد به مدینه برمی گشت در بین راه به شهر بلد که رسید در سال 252 قمری که سن ایشان از 20 سال نمی گذشت به دست افراد خلیفه عباسی مسموم شد و در بیماری که بر ایشان عارض شد از دنیا رفتند. 

شهادت سید محمد فرزند امام هادی (علیهم السلام) دو سال قبل از شهادت پدرش بود،

شباهت آقاسیدمحمد وحضرت ابوالفضل

*توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:

حاج آقا شفعیعی(رئیس دفترمرحوم احسانبخش)می گفت دراوائل انقلاب یک واحدی درکمینه انقلاب اسلامی رشت راه اندازی شده بود بنام (مباارزه با نزولخواری)که مسئولش مرحوم  حسام بود، کاراین واحدبه اینصورت بود که شاکیان می آمدند میگفتند فلانکس ازمن نزول گرفته وماهم آن نزولخواررا احضارمی کردیم ،بعضی ها به دروغ می آمدند ومیگفتند فلانی ازمن نزول خورده -دریکی ازاین نوع گزارشها شاکی ومتشاکی  همدیگرراتکذیب می کردند ،مادیدیم به هیچ وجه ازادعای خود منصرف نمی شوند،بناچار به اینهاگفتیم برویدوضوء بگیرید بیایید،وضو گرفتند ،به شاکی"مدعی"گفتیم روبه قبله بنشینید ،نشست،گفتیم دستتان را دراز کنید وبگو به همین حضرت ابوالفضل قسم می خورم که این آقا ازمن نزول گرفته

دیدیم که این آقا دیگرساکن شدوحاضرنشد قسم بخورد ..،درحالی که تا دقایق قبل به خدا وپیامبر سوگندمیخورد که این آقا ازمن نزول گرفته

مردم عراق و حتی اعراب بادیه نشین نیز می ترسند به نام او سوگند یاد کنند.

اگر آنها را به برداشتن مالی متهم کنند، آن را بر می گردانند، ولی به سید محمد قسم نمی خورند؛ زیرا عذاب آن را دیده اند.»*

شبی  تعدادی ازبچه های اصفهان آمده بودند برای گرفتن"رمز"وای فای/یکی ازمسؤلین براش توضیح داد که اگه این کاررو کنیم سرعت اینترتمان پایین میاد ودیگه اینکه آنوقت همش باید دورو بر دفترباشید،ازکاروزندگی می افتید و..بعدگفت میتونین (قول بدهید) که فقط درساعت 10تا11شب استفاده کنید؟/بهمن94

جواب دادندحتماً  -بعد برای اطمینان دادن به ما ،دستش را درازکردند وگفتند به همین "سیدمحمد" قسم میخوریم که مافقط درساعت مقرراستفاده میکنیم.

من گفتم ضریح مطهرامامین عسکریین علیهماالسلام درروبرویمان(صدمتری)ماست،آنوقت  "50کیلومترآنطرفتر"سیدمحمد"قسم"میخورید؟

گفتند سیدمحمد یه چیزدیکه ای است!

البته این راهم اضافه کنم که اینها به سیدمحمدهم وفادارنماندند! ازفردایش درزمانهای مختلف (صبح وظهر وعصر، شب-)دوروبردفترستادبازسازی  می پلکیدند  ومشغول استفاده از  اینترنت می شدند"تذکرهم می دادیم"فقط تأثیرچنددقیقه ای داشت،دوبارتکرارمی شد وسیدمحمدهم انتقام نگرفت.

ودیگراینکه این سیدبزرگوار-درزمان مسافرت"بین راه"درگذشته،آنوقت چگونه تاریخسازی می شود که اوراشهیدکردند!؟

 

DSC_1690 DSC_1691 DSC_1692اواDSC_1693 DSC_1695 DSC_1638                                                                                               DSC_1633 DSC_1636 DSC_1638 DSC_1641 DSC_1643DSC_1609 DSC_1610 DSC_1612 DSC_1613

                                                       ***

نمازجماعت حرم"سیدمحمد"بلد-عراق

امروزبا مسؤل ستادسامرا رفته بودیم برای "بلد"سیدمحمد

مراسم تودیع12نفرازمتبرعین که مأموریت یک ماهه شان تمام شده بود

بعدازاین مراسم مصادف شد بااذان مغرب،که درنمازجماعت مغرب وعشاء "سیدمحمد"شرکت کردیم حدود10صف نشکیل شد وهرصف20نفره بودند که مجموعاً200نفرمی شدند

امام جماعت "سیدحسن"بود

 DSC_2196 DSC_2197 DSC_2198 DSC_2199 DSC_2201 DSC_2202 DSC_2203 DSC_2204 DSC_2206 DSC_2208 DSC_2209 DSC_2210 DSC_2211 DSC_2212 DSC_2214 DSC_2215 DSC_2216 DSC_2217

برچسب‌ها, , , , , , , , , , , ,

پاسخ دهید