0

aaa 58 views

خبر / معرفی

ماجرای «غدیرخم»چیست و چه فصلی ازسال بود؟نزول عذاب درغدیرچگونه بود؟

سپتامبر 10, 2018 در 8:07 ق.ظ توسط

ماجرای «غدیرخم» درچه روز وچه فصلی ازسال بود؟

١٨ ذوالحجه سال ۱۰هجری قمری

 غدیر روز ۲۸ اسفند است

 مردی که به رسول خدااعتراض کرد وطلب عذاب کرد ودرجاهم سنگی برسرش نازل شد!

در تقویم های قدیم  ایرانی، هر سال ۱۲ ماه و هر ماه ۳۰ روز بود  و پنج روز باقی‌ماندۀ سال را پنجۀ دزدیده یا خمسۀ مسترقه می‌نامیدند. این پنج روز ملحق به جشن نوروز محسوب می‌شد. بنا براین ۲۸اسفند ملحق به نوروز محسوب می‌شود

 واقعۀ غدیر خم از ظهر ١٨ ذی‌حجه شروع شد و سه روز به طول انجامید تا افراد و گروه‌های مختلف بتوانند به طور مستقیم و رودررو با پیامبر و امیرالمؤمنین علیهما السلام بیعت کنند. یعنی پایان مراسم غدیر ۲۱ ذی‌حجه، معادل اول فروردین بوده است (الغدیر جلد۱،صفحه ۲۷۰)

غدیر در ۴ کیلومتری جُحفه واقع شده و جُحفه در ۶۴ کیلومتری مکّه قرار دارد که یکی از میقات‌های پنجگانه‌است. در جحفه راه اهالی مصر، مدینه، عراق و شام از یکدیگر جدا می‌شود،حتی ۱۲۰۰۰ از اهالی یمن که برای رفتن به کشور خود باید قبل ازاین محل جدامی شدند-مسیردیگری- می‌رفتند – به دستور پیامبر(ص) با کاروان مسلمانان همراه شدند،وبه این استراحتگاه آمدند .

غدیر خم به سبب وجود آب و چندین درخت کهنسال، محل توقف و استراحت کاروانیان بود؛ اما گرمایی طاقت‌فرسا داشت

وقتی پیامبر در روز پنجشنبه، هجدهم ماه ذیحجه به غدیر خم رسیدند، جبرئیل بر حضرتش نازل شد و آیه ۶۷ سوره مائده را در مورد نصب امیرالمومنین علی خواند:
«یا ایها الرسول، بلغ ما انزل الیک من ربک، فان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس…» ای پامبر! آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ کن، اگر انجام ندادی، رسالت او را ابلاغ نکردی و خداوند تو را از مردمان حفظ خواهد کرد.»
دومین آیه، آیه سوم از سوره مبارکه مائده است. پس از سخنان پیامبر هنوز مردم متفرق نشده بودند نازل شد :
«الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا» امروز دین شما را کامل ساخته و نعمتم را بر شما تمام کردم و به این که دین شما دین اسلام باشد، راضی شدم.
این آیه در روز غدیرخم بعد از نصب علی بن ابیطالب به وسیله رسول خدا نازل شده است.(الغدیر،ج ۱، ص۲۳۰)

مردی که چشم دیدن«ولایت علی»رانداشت تقاضای عذاب کرد
وقتی سخنان پیامبر تمام شد، مردی به نام «حارث بن نعمان فهری» یا  بعنوان اعتراض بلندشدوبه  پیامبر گفت: یا محمد! به ما دستور دادی، به یگانگی خداوند و پیامبری تو شهادت دهیم ،قبول کردیم،از ما خواستی نماز و روزه، حج و زکات انجام دهیم، پذیرفتیم. ولی به این مقدار بسنده نکردی و امروز، پسر عمویت «علی» را بر ما گماردی ، او را به همه ما ترجیح دادی ،گفتی:من کنت مولاه فعلی مولاه.

آیا آنچه گفتی از سوی خداوند بود یا خواست خودت؟

رسول خدا جواب دادند: سوگند به آن خدایی که جز او معبودی نیست، آنچه گفتم به دستور خداوند بوده است.

آن مرد با ناراحتی وغُرزنان ازپیش پیامبر رفت تا بر شترش سوار شود و در بین راه با خدا هم باخشم نجوامی کرد «خدایا اگر آنچه محمد می گوید حق است،از آسمان سنگی بفرست ،تااین ایام رانبینم»!

این جمله را گفت، هنوز به شترش نرسیده بود که ناگاه سنگی از آسمان فرود آمد و سر او را نشانه گرفت، از مغز سر وارد بدنش شد و از پایین بیرون آمد و او را در جا کشت

توضیح مدیریت سایت-پیراسته فر:جسارت این مردسائل(جابر بن نضر بن حارث )شبهه ای دربعضی ها ایجادکرد واما نزول بلای آسمانی-اجابت فوری دعای جابر-برایمان مردم نسبت به ولایت امیرالمؤمنین علی(ع)افزود.

دراین زمان بود که آیات از سوره معارج نازل شد:
«سئل سائل بعذاب واقع، للکافرین لیس له دافع، من الله ذی المعارج»(معارج، ص ۱۰۳) سائلی از خداوند بزرگ طلب عذاب کرد، عذابی که بلافاصله واقع شد و هیچ قدرتی آن عذاب را از کافران نمی تواند دفع کند.(الغدیر،ج۱،ص ۲۳۹)

دربعضی ازمنابع اسم مردمعترض را«جابر بن نضر بن حارث بن کلده عبدری»نوشته اند

علّامه امینی گوید:بعید نیست که مردهتاک  «جابر بن نضر» باشد؛چون پدرجابر درجنگ(بدر)  اسیر شده بود،وبعلت عامل فتنه گری بادستور رسول خداتوسط امیرالؤمنین کشته شده بود واو کینه دیرینه از علی داشت واین شخص تنهاکسی بود که متعرض پیامبردرنصب حضرت علی شد.

توضیحات مدیرسایت-پیراسته فر:جابرازاشراف زادگان بود(پسرتضربن حارث)شایداو همچون پدروهمپالیگی هایش منتظربودند که بعدازفوت پیامبر،میتوانندبرمردم حاکمیت داشته باشند که بامعرفی جانشین مأیوس شدند(الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِن دِينِكُمْ ٣مائده)درادامه نگاهی کوتاه به تاریخچه سراسرشرارت پدرجابرمی اندازیم:

نضر بن حارث  ازبزرگان قریش بود وازدانشمندان-شاعران-زمان خودبود،وی همیشه متعرض پیامبربود وبه استهزای وی می پرداخت وسران قریش ویهودیان را تحریص می کرد به مقابله باپیامبر

نضر بن حارث از جمله طراحان و هم‌پیمانان نقشه‌ی قتل پیامبر اکرم(ص) در دار الندوة بود،درشعب ابی طالب نویسنده‌ی پیمان نامه آن محاصره وحشتناک بود.

وی از آتش افروزان جنگ بدر به شمار می‌آید. او به همراه عقبه و ابو جهل به  افرادی؛ چون حارث بن عامر، حکیم بن حزام، و أبا البختری، و على بن أمیة بن خلف‏ که از حضور در جنگ بدر اکراه داشتند،باکنایه زدن(بُزدل) آنان را ناگزیر به شرکت در این جنگ نمودند،وی عهده‌دار اطعام قشون مشرکان در جنگ بدربود.

 واقدی-مغازی- می گوید: آیات وَإِذَا تُتْلَىٰ عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا قَالُوا قَدْ سَمِعْنَا لَوْ نَشَاءُ لَقُلْنَا مِثْلَ هَـٰذَا ۙ إِنْ هَـٰذَا إِلَّا أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿٣١انفال﴾در حق نضر بن حارث نازل شده و أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ﴿١٧٦صافات) منظور نزول عذاب روز بدر است.

او همان کسی است که مسافرتهایی به حیره و شهرهای ایران کرده بود و داستانهای رستم و اسفندیار را شنیده بود و هرگاه پیامبر (ص) در جایی می نشست و داستان عذابهای قوم عاد و ثمود و سایر ملتهای گذشته را بیان می کرد، بعد از رفتن آنحضرت، می آمد و بجای پیامبر می نشست و می گفت: بخدا داستانهایی که من می گویم بهتر است از قصه هایی که محمد برای شما می گوید.

 ابن عباس می‌گوید: هشت آیه از آیات سوره‌ی قلم درباره‌ی نضر بن حارث  نازل شده است، به ویژه این آیه که می‌فرماید: «إِذا تُتْلى‏ عَلَیْهِ آیاتُنا قال أَساطِیرُ الْأَوَّلِینَ»؛ چون آیات ما بر او خوانده می‌شود، می‌گوید اسطوره‌هاى نخستین است. و همه‌ی آیاتى که در آنها این لفظ آمده است.

«چون پیامبر از بدر بیرون آمد و به منطقه اثیل ( یاصفراء) رسید. اسیران را پیش آن‌حضرت آوردند،نضر بن حارث اسیر مقداد بود، پیامبر دستورداد: گردنش را بزن! مقداد به دلایلی نپذیرفت! پیامبراورابه  على سپرد،علی بن ابیطالب با شمشیر اوراکُشت»واقدی-مغازی.

وعجیبتراینکه منطقه بدر دراطراف همین محل(غدیر)واقع است.

مکان-محل جغرافی- غدير کجاست؟

غدير منطقه اي بين مکه و مدينه مي باشد که حدودا تامکه ۲۰۰کيلومتر و تا مدينه ۲۵۰کيلومتر فاصله دارد.

غدیر در ۴ کیلومتری جُحفه واقع شده و جُحفه در ۶۴ کیلومتری مکّه قرار دارد که یکی از میقات‌های پنجگانه‌است. در جحفه راه اهالی مصر، مدینه، عراق و شام از یکدیگر جدا می‌شود،حتی ۱۲۰۰۰ از اهالی یمن که برای رفتن به کشور خود باید قبل ازاین محل جدامی شدند-مسیردیگری- می‌رفتند – به دستور پیامبر(ص) با کاروان مسلمانان همراه شدند،وبه این استراحتگاه آمدند .

واما  غدیر خم -فعلی-در محل عبور و مرور زائران بیت‌الله الحرام و مسافران مدینه النبی قرار ندارد وکمتری از نشانی‌ ازغدیر وآن واقعه  به چشم می‌خورد،البته بعضی ازسرکنجکاوی میتوانندبادردسربه دیدن ان محل بروند که درطول ۱۴۲۰ سال دستخوش تغییرات شده است.

غدیر خم به سبب وجود آب و چندین درخت کهنسال، محل توقف و استراحت کاروانیان بود؛ اما گرمایی طاقت‌فرسا داشت

حدود ۷۰ درصد  عربستان بیابان‌های خشک و بی‌آب و علف (صحرا)است.

دقت کنید!عربستان با ۲ میلیون ۱۴۰ هزار کیلومترمربع  مساحت،۳۳ میلیون نفر جمعیت دارد

ایران با ۱٬۶۴۸٬۱۹۵کیلومتر مربع مساحت ۸۰میلیون جمعیت دارد

هوادراکثرمواقع درعراق وعربستان گرم است،مخصوصاً ازهنگام  بهار-اواخرزمستان(ایام غدیر)هوای عربستان گرم بوده است.

«غَدیر خُم »را در تاریخ و منابع مختلف به نامهای ( وادی خم،‌ جُحفه، خَرّار و غُرَبَه )نیز شناخته می شود

خطاب شدیدالحن خداوند به رسول معززش برای تأخیردرابلاغ :يا أيها الرسول بلغ ما أنزل‏إليک من ربک و إن لم تفعل ‏فما بلغت رسالته و الله يعصمک من الناس(مائده۶۷): اي رسول خدا آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ کن، و اگر اين مأموريت را انجام ندهي رسالت خود را انجام نداده‏ اي، و خداوند ترا از (شر) مردم حفظ مي‏کند.

پیامبرخدا درصددبرآمدکه هرچه زودتر پیام جبرئیل امین(وحی) رابه مردم ابلاغ کند،دستوردادترتیب اسکان کاروانیان داده شود.
آنگاه منبري براي پيامبر ترتيب دادند و او بر فراز آن قرار گرفت و خطاب به مردم فرمود: در آينده نزديک دعوت حق را لبيک خواهم گفت، شما درباره من چه مي‏گوييد؟

خطاب شدیدالحن خداوند به رسول معززش برای تأخیردرابلاغ :
«يا أيها الرسول بلغ ما أنزل‏إليک من ربک و إن لم تفعل ‏فما بلغت رسالته و الله يعصمک من الناس(مائدة/۶۷): «اي رسول خدا آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ کن، و اگر اين مأموريت را انجام ندهي رسالت خود را انجام نداده‏ اي، و خداوند ترا از (شر) مردم حفظ مي‏کند».

آنگاه منبري براي پيامبر ترتيب دادند و او بر فراز آن قرار گرفت و خطاب به مردم فرمود: در آينده نزديک دعوت حق را لبيک خواهم گفت، شما درباره من چه مي‏گوييد؟

در پاسخ گفتند: گواهي مي‏دهيم تو آئين خدا را به ما ابلاغ کردي و خيرخواهي نمودي و تلاش بسيار کردي، خدا به تو جزاي خير دهد.

آنگاه گفت: آيا بر وحدانيت خدا، رسالت من، و واقعيت روز رستاخيز گواهي مي‏دهيد؟

همگي پاسخ مثبت دادند.

پیامبرادامه داد: من قبل از شما بر حوض (کوثر) وارد مي‏شوم، بنگريد با دو جانشين گرانبهاي من چگونه رفتار مي‏کنيد؟

شخصي پرسيد: مقصود از دو جانشين گرانبها چيست؟

پيامبر پاسخ داد: يکي کتاب خدا و ديگري عترت من است، و خداي لطيف و خبير به من خبر داده است که اين دو از يکديگر جدا نمي ‏شوند تا آنکه در روز قيامت در کنار حوض به من برسند . بر آن دو پيشي نگيريد که هلاک مي‏شويد، و از آنان فاصله نگيريد که هلاک مي‏شويد.

آنگاه دست علي  را گرفت و بالا برد تا آنجا که همه حاضران آن دو را مي‏ديدند، سپس چنين فرمود:«أيها الناس من أولي الناس بالمؤمنين من أنفسهم؟»:چه کسي بر مؤمنان از خود آنان اولي (صاحب اختيارتر) است؟

حاضرین: خدا و پيامبر او بهتر مي‏دانند.

پيامبر :«إن الله مولاي و أنا مولي المؤمنين و أنا أولي بهم من أنفسهم»: خداوند مولاي من، و من نيز مولاي مؤمنان مي‏باشم، و من بر مؤمنان از خود آنان صاحب اختيارترم.

پیامبر۳بارتکرارکرد: «فمن کنت مولاه فعلي مولاه»: آن کس که من مولاي او هستم، علي مولاي او است.

آنگاه افزود: «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و أحب من أحبه و أبغض من أبغضه و انصر من نصره و اخذل من خذله، و أدر الحق معه حيث دار، ألا فليبلغ الشاهد الغائب»

پروردگارا، دوست بدار آن کس را که علي را دوست مي‏دارد و دشمن بدار آن کس را که با علي دشمن است، و مهربان باش با هرکس که نسبت به علي مهربان است و خشم آور بر کسي که بر علي خشم آورد و ياري کن آن کس را که علي را ياري کند و خوار ساز آن کس را که علي را خوار سازد، وحق را با او و در مدار او قرار ده .

پیامبرتأکیدکرد:حاضران اين مطلب رابه غايبان ابلاغ کنند.

پس ازآن دستور مي دهد همه با او بيعت کنند, و به او تبريک و تهنيت گويند, و عمامه خويش را بر سرش مي گذارد و به او مي فرمايد:تاج عرب عمامه است و به اصحاب مي گوید: فرشتگاني که در روز بدر به ياريم آمدند, چنين عمامه هايي بر سر داشتند.

توضیحات مدیریت سایت-پیراسته فر:مردانی که تبریک گفتند ولی بعدنامردی کردند!

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ ۖ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ ۚ وَاللَّـهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ۗ إِنَّ اللَّـهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ

واما چراپیامبردرابلاغ پیام خدا (نعوذبلله)تعلل کرد! دلیلش این بود که مردم نگویند اودامادخود را جانشین خودکرده،آنهم یک جوان ( ۳۵ سال )که بایدبرشیوخی چون ابوبکروعمروعثمان …ریاست کند،مضافاً براینکه طعنه های وکنایه های شیوخ عرب-حتی مسلمانان- مسبوق به سابقه بود وشایدمیترسید که مردم مقاومت کنند-اعتراض کنند،شبیه همان اعتراض(جابر/حارث).پایان توضیحات

تبریک به حضرت علی«بَخٍ بَخٍ لَکَ يَابْنَ أَبِي طَالِبٍ»بمدت ۳روز

 برپایی «خیمه»ها دربیابان

ابن عباس گفت:  رسول خدا دستور داد، در آن بیابان، خیمه‌ای برپا کردند و گروه گروه مردم برای عرض تبریک و بیعت به خدمت علی شرفیاب شدند و خلافت و امامت او را شادباش گفتند و ایشان را امیرالمؤمنین خواندند. حضرت علی (ع) در درون خیمه چون قرص ماه می درخشید، سیل مشتاقان به دیدارش شتافته و با شوق می‌گفتند: «السَّلامُ عَلَیْکَ یا امیر المؤمِنینَ» صدای مبارک، مبارک به گوش می رسید، مردم با او بیعت کردند.

در این هنگام شور و غوغایی در میان مردم افتاد و آنها انتصاب علی (ع) به این موقعیت تبریک گفتند؛ از افراد سرشناسی که به حضرت علي (ع) تبریک گفتند، ابوبکر و عمر بودند که این جمله را در حضور جمعیت بر زبان جاری ساختند: «بَخٍّ بَخٍّ یابنَ اَبی طالبٍ، اَصْبَحْتَ وَ اَمْسَیْتَ مَوْلایَ وَ مَولا کُلِّ مُؤمِنٍ وَ مُؤمِنَةٍ»؛ آفرین بر تو باد، آفرین بر تو باد، ای فرزند ابوطالب! تو مولا و رهبر من و تمام مردان و زنان با ایمان شدی.

 دستورپیامبر به زنان برای تبریک گفتن به علی

پیامبر  به همسران خود و دیگر زنان مسلمان نیز دستور داد که به علی یبریک بگویند وبا او  بیعت کنند.

ازابوهریره نقل است  که عمر پیش حضرت علی رفت وبااین کلمات به او تبریک گفت«گفت: تبريک، تبريک اي پسر ابوطالب، تو اكنون مولاي من و مولاي هر مسلماني»

فقال عمر بن الخطاب بَخٍ بَخٍ لَکَ يَابْنَ أَبِي طَالِبٍ أَصْبَحْتَ الیوم مَوْلايَ وَمَوْلَى كُلِّ مُسْلِمٍ فأنزل الله اليوم أكملت لكم دينكم

الخطيب البغدادي، أحمد بن علي أبو بكر (متوفاي ۴۶۳هـ)، تاريخ بغداد، ج ۸، ص ۲۸۹+ الشجري الجرجاني (متوفاي۴۹۹ هـ) در كتاب الأمالي

آیت الله مکارم شیرازی می نویسد:

 طبری در کتاب الولایه، حضرت رسول در روز غدیر مردم را به پیمان بستن با حضرت علی و نقل ماجرای برگزیده شدن او به پیشوایی دیگر مسلمانان و تبریک به علی برای معین شدن به این منصب الهی فرا خواند. مردم نیز چنین کردند و جزو اولین کسانی که به علی تبریک گفتند ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، زبیر و دیگر مهاجرین و انصار بودند و این بیعت تا سه روز ادامه داشت. پاسخ تفصیلی: امام محمّد بن جریر طبرى در«کتاب الولایه» حدیثى را به سند خود از زید بن ارقم نقل کرده که در پایان آن چنین آمده است که پیامبر گرامى اسلام(ص) فرمودند:
اى مردم! بگویید: ما بر اعماق جانمان با تو پیمان مى بندیم، و با زبان هاى خویش با تو میثاق بسته و دست در دستان تو مى نهیم و قول مى دهیم که ماجرا را بدون تغییر و تحریف به اولاد و اهل خویش برسانیم و تو را بر این امر گواه مى گیریم و گواهى خداوند کفایت مى کند.
بگویید آنچه را به شما گفتم، و به على(ع) به عنوان امیر مومنان تبریک گفته و بگویید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدانا لِهذا وَمَا کُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلاَ اَنْ هَدانا اللَّهُ»؛ (ستایش مخصوص خداوندى است که ما را به این (همه نعمت) رهنمون شد؛ و اگر خداما را هدایت نکرده بود، ما (به اینها) راه نمى یافتیم).
همانا خداوند خیانت هر خائنى را مى داند: «فَمَن نَّکَثَ فَاِنَّمَا یَنکُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ اَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَیْهُ اللَّهَ فَسَیُوْتِیهِ اَجْراً عَظِیماً»؛ (پس هر کس پیمان شکنى کند، تنها به زیان خود پیمان شکسته است؛ و آن کس که نسبت به عهدى که با خدابسته وفا کند، بزودى پاداش عظیمى به او خواهد داد).
بگویید آنچه را که موجب خوشنودى خداوند از شماست؛ پس «اِنْ تَکْفُرُواْ فَاِنَّ اللَّهَ غَنِىٌّ عَنکُمْ»؛ (اگر کفران کنید، خداوند از شما بى نیاز است).
زید ابن ارقم مى گوید: در این هنگام مردم هم صدا با هم گفتند: آرى شنیدیم، و امر خدا و رسولش را با جان و دل اطاعت مى کنیم.

از جمله اوّلین کسانى که با پیامبر(ص) و على(ع)بیعت کردند: ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، و زبیرو بقیّه مهاجرین و انصار.بعدسائرین آمدند

و این بیعت و دست دادن تا سه روز ادامه پیدا کرد.
مورّخ ابن خاوند شاه، نگارنده کتاب «روضه الصفا» پس از ذکر حدیث غدیر در کتابش مى گوید: سپس رسول خدا در خیمه اى که مختص به او بود، نشست و به امیر مومنان على(ع) دستور داد تا در خیمه دیگرى بنشیند و به همه حاضران امر کرد تا به امیر مومنان در خیمه اش تبریک بگویند و چون تبریک گفتن مردم به پایان رسید، پیامبر به زنان خویش امر فرمود تا به سوى على(ع) رفته و به او تبریک گویند و آنان چنین کردند و از جمله صحابهکه به او تبریک گفت، عمر بن خطّاب بود که گفت: «هنیئاً لک یا بن ابی طالب اصبحتَ مولای و مولى جمیع المومنین و المومنات»؛ (مبارک باد بر تو اى پسر ابى طالب که مولاى من و مولاى تمام مردان و زنان مومن گردیدى)./سایت مکارم شیرازی/پایان

 واقعۀ غدیر خم از ظهر ١٨ ذی‌حجه شروع شد و سه روز به طول انجامید تا افراد و گروه‌های مختلف بتوانند به طور مستقیم و رودررو با پیامبر و امیرالمؤمنین (ع) بیعت کنند. یعنی پایان مراسم غدیر ۲۱ ذی‌حجه، معادل اول فروردین بوده است (الغدیر جلد۱،صفحه ۲۷۰)

غدیر:١٨ ذوالحجه سال ۱۰هجری قمری

مباهله:۲۴ ذی الحجه سال دهم هجرت 

وفات پیامبر:۲۸ صفرسال ۱۱هجری-یعنی ۷۰ روزبعدازواقعه غدیر

واقعه غدیر  بنقل ازسایت آیت الله حسین مظاهری  

ماجراي «غدير» از اين قرار بود که سال دهم هجري، پيامبر(ص) مي‌دانستند که چيزي از عمر ايشان باقي نمانده است. و در آن سال مأموريت يافته بودند که براي حجّ به مکّه بروند و اين سفر حجّ از پر جمعيت‌ترين سفرهاي حجّ در آن زمان بود. بر حسب برخي از نقل‌ها حدود صد و بيست هزار نفر در اين سفر پيامبر(ص) را همراهي کردند. وقتي پيامبر(ص) مناسک حجّ را انجام دادند، آيه نازل شد:

«يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه»

اي پيامبر، آن وظيفه‌اي را که بر عهده‌ي تو قرار داديم (منصوب کردن اميرالمؤمنين(ع) براي خلافت پس از ايشان و انجام تشريفات ظاهري آن)، بايد انجام دهي و به مردم ابلاغ کني. اگر اين کار را نکني، هيچ کاري انجام نداده‌اي؛ يعني اسلام منهاي ولايت مساوي با هيچ است. زحمات بيست ساله‌ي تو هيچ نتيجه‌اي ندارد مگر اين که اين کار را به انجام برساني.

خداوند چون مي‌دانست عده‌اي زير بار اين امر نمي‌روند و کارشکني‌ها شروع مي‌شود، خيال پيامبر(ص) را از اين جهت هم راحت کرد و فرمود:وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس

خداوند تو را در مقابل مردم نگه مي‌دارد و محافظت مي‌کند.

پيامبر(ص) پس از انجام مناسک به سمت مدينه به راه افتادند تا به غدير خم رسيدند. حاجياني که از راه جحفه به مکّه رفته‌اند، مي‌دانند غدير خم کجاست. وقتي پيامبر(ص) به اين منطقه رسيدند، دو مرتبه آيه نازل شد. لذا پيامبر(ص)همان جا از مرکب پياده شدند و دستور دادند هر که جلوتر رفته برگردد و منتظر کساني هم که هنوز نرسيده‌اند، شدند تا به ايشان ملحق شوند.

وقتي همه جمع شدند، منبري از جهاز شتران آماده کردند و پيامبر(ص) از آن بالا رفتند. سخنانشان را با حديث ثقلين آغار کردند؛ حديثي که مضمون آن را بارها و بارها براي مردم به عبارات مختلف بيان کرده بودند. پس از آن، از مردم اقرار گرفتند و فرمودند:ألَسْتُ اولی بِکُمْ مِنْکُمْ بِأنْفُسِکُمْ؟

آيا من از خودتان به خودتان اولي نيستم؟

خوب، خداوند در قرآن فرموده بود:النَّبِيُّ اوّلى‏ بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِم

پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر [و نزديك‌تر] است‏.

يا در آيه‌ي ديگري فرموده بود:«وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِم وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً مُبينا»

و هيچ مرد و زن مؤمنى را نرسد كه چون خدا و فرستاده‏اش به كارى فرمان دهند، براى آنان در كارشان اختيارى باشد و هر كس خدا و فرستاده‏اش را نافرمانى كند، قطعاً دچار گمراهىِ آشكارى گرديده است.

خوب، همگي گفته‌ي پيامبر(ص) را تصديق کردند. اين جا بود که پيامبر(ص) دست اميرالمؤمنين(ع) را گرفتند و بالا بردند و فرمودند:مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ

شبيه تعبير آيه‌ي «ولايت». فرمودند: هر که من رهبر و سرپرست دين و دنياي او هستم، علي(ع) هم سرپرست دين و دنياي اوست. بالاخره جامعه بدون حکومت دچار هرج و مرج مي‌شود و در رأس حکومت هم بايد کسي باشد تا به امور جامعه سر و سامان بدهد. خود پيامبر(ص) پس از ورود به مدينه اوّلين کاري که کردند، تشکيل حکومت بود. البته اين منصبِ تشريفاتي براي پيامبرو ائمّه‌ي اطهار(ع) در مقابل آن ولايت تکويني که دارند، قطره‌اي است در مقابل دريا. مطابق اصل ولايت تکويني، تمام عالم در محضر اين ذوات مقدّس است، امّا بالاخره امّت اسلامي نياز به حکومت دارد، وگرنه بايد زير يوغ شاهان و مستبدان زندگي کند.

پيامبر(ص) به فرمان خداوند اين منصب را به اميرالمؤمنين(ع) واگذار کردند. پس از آن، پيامبر(ص) هم دعا کردند و هم نفرين. فرمودند:

اللَّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالَاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ وَ انْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَ اخْذُلْ مَنْ خَذَلَه

خداوندا، هر کس را که ولايت علي را بپذيرد، دوست داشته باش و دشمنِ کسي باش که با او سرِ دشمني دارد. هر کس او را ياري کرد، ياري کن و آن کسي که خواست او را خوار و ذليل کند، خوار و ذليل فرما.

پس از آن، آيه‌ي شريفه نازل شد:الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ

امروز كسانى كه كافر شده‏اند، از [كارشكنى در] دين شما نوميد گرديده‏اند. پس، از ايشان مترسيد و از من بترسيد.

از اين به بعد در مورد دينتان از کفّار هراسي نداشته باشيد؛ چون داراي حکومت هستيد و در رأس آن کسي مانند علي(ع)قرار دارد. قبلاً دشمن اميدوار بود که با رحلت پيامبر(ص)، اسلام هم نابود شود، امّا از امروز ديگر جاي نگراني نيست و دشمن مأيوس شد. ديگر از دشمن نترسيد، امّا از من بترسيد. بترسيد از روزي که اختلاف ميان خودتان، زمينه‌ي نابودي‌تان را فراهم کند. بترسيد از روزي که به خاطر دشمني با علي(ع)، او را در سقيفه کنار بگذاريد که بدبخت مي‌شويد.

اين قسمت از آيه، الآن هم مخاطب دارد. همين الآن هم به مسلمانان مي‌گويد: مراقب باشيد که اختلاف ميان شما کار را به جايي نرساند که چند ميليون يهودي امور شما را به دست بگيرند که اگر به قول حضرت امام خمینی متحد شويد و هر کدام فقط يک سطل آب خرج آنان کنيد، سيل آن‌ها را خواهد برد:الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً

امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم، و اسلام را براى شما [به عنوان‏] آيينى برگزيدم.

تا الآن دين شما ناقص بود، امّا از امروز دين شما کامل شد و خداوند نعمت خود را بر شما تمام کرد و از دين اسلام به عنوان دين شما خشنود شد.

پس از آن همگي با اميرالمؤمنين(ع)بيعت کردند؛ حتّي آن‌هايي که در باطن مخالف بودند و بعداً سقيفه‌ي بني ساعده را درست کردند، آن روز جرأت مخالفت نکردند. حتّي اهل سنّت نقل مي‌کنند که عمر، خطاب به اميرالمؤمنين(ع) گفت:هنيئا لک يا علي، أصبحت و أمسيت مولی کل مؤمن و مؤمنة

يا علي، ولايت گواراي تو باد، مولاي هر مرد و زن مؤمن شدي.

و اوّلين کساني که بيعت کردند همان افرادي بودند که بعدها زمينه‌ساز غصب خلافت و جنگ عليه حضرت شدند./قسمتی ازغدیربنقل از سایت حاج آقا انصاریان بود

توضیح  مدیریت سایت-پیراسته فر:خلاصه خطبه:

وقوف پیامبر (ص) در عرفه، روز جمعه بوده است، بنابراین، روز غدیر آن سال که نه روز پس‌ از عرفه و هجدهم ذی حجه است، یکشنبه بوده است. اما این گردهمایی در چه ساعتی از روز روی داده است؟ طبرسی در این‌باره می‌نویسد:جبریل زمانی که پنج ساعت از روز گذشته بود بر پیامبر نازل شد. فتال نیشابوری نیز گزارشی را می‌آورد و می‌نویسد: پنج ساعت از روز گذشته بود که جبرئیل پیام ابلاغ رسالت را برای پیامبر آورد.

چند نفر در غدیر جمع شدند؟

طبق نقل قول های مختلف تعداد جمعیت حاضر در غدیر از ۱۳۰ نفر تا ۱۲۰ هزار نفر گزارش شده است. اما نکته بسیار مهم این است که بیشترین تعداد جمعیت حاضر در غدیر، طبق‌ روایاتی که در منابع پنج قرن اولیه آمده، هفده‌ هزار نفر گزارش شده است. رقم‌های‌ بالاتر مربوط به بعد از قرن پنجم است.

در سال دهم هجرت، به دستور الهى، آخرين سفر پيامبر اكرم (ص) به مكه براى تعليم حج و اعلام ولايت ائمه (ع) آغاز شد. در اين سفر بيش از يكصد و بيست هزار نفر آن حضرت را همراهى كردند كه در شرايط آن زمان سابقه نداشت.

بلافاصله پس از پايان مراسم حج، اعلام شد همه حجاج از مكه خارج شوند و براى برنامه اى مهم در غدير خم – كه كمى قبل از محل جدا شدن كاروان‌ها بود ـ حضور يابند.

سه روز پس از پايان مراسم حج، سيل جمعيت به سوى غدير حركت كردند.

با رسيدن به محل موعود،فرمان توقف از سوى پيامبر (ص) صادر شد و مركب‌ها از حركت ايستادند و مردم پياده شدند و هر كس جايى براى توقف سه روزه آماده كرد.

به دستور پيامبر (ص)، سلمان و ابوذر و مقداد و عمار زير چند درخت كهنسال را آماده كردند و روى درختان، پارچه اى به عنوان سايبان قرار دادند. در زير سايبان، منبرى به بلندى قامت پيامبر (ص) از سنگ‌ها و روانداز شتران ساختند به طورى كه حضرت هنگام خطبه بر همه مردم مشرف باشند.

هنگام ظهر، پس از اداى نماز جماعت، پيامبر  بر فراز منبر ايستادند و علی را فرا خواندند تا بر فراز منبر در سمت راست حضرت بايستند. قبل از شروع خطابه، علی  در طرف راست آن حضرت ايستاده بودند.

پيامبر اكرم نگاهى به سمت راست و چپ جمعيت نمودند و منتظر شدند تا همه مردم در مقابل منبر اجتماع كنند.

سپس سخنرانى تاريخى خود را ب آغاز كردند

پيامبر (ص)  به حمد و ثناى الهى پرداختند و صفات قدرت و رحمت خداوند را ذكر فرمودند، و به بندگى خود در مقابل ذات الهى شهادت دادند.

پیامبردرفرازی از سخنانش،اشاره داشتند به فرمان مهمى که باید ابلاغ كنم، و اگر اين پيام را نرسانم رسالت الهى را نرسانده ام و ترس از عذاب او دارم.

 پيامبر (ص) با دست‌هاى مبارك بازوان علی (ع) را گرفتند و آن حضرت را از جا بلند كردند تا حدى كه پاهاى آن حضرت محاذى زانوان پيامبر قرار گرفت. در اين حال فرمودند: «من كنت مولاه فهذا على مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله»؛ هر كس من نسبت به او از خودش صاحب اختيارتر بوده ام اين على هم نسبت به او صاحب اختيارتر است. خدايا دوست بدار هر كس على را دوست بدارد، و دشمن بدار هر كس او را دشمن بدارد، و يارى كن هر كس او را يارى كند، و خوار كن هر كس او را خوار كند.

سپس كمال دين و تمام نعمت را با ولايت ائمه (ع) اعلام فرمودند و بعد از آن خدا و ملائكه و مردم را بر ابلاغ اين رسالت شاهد گرفتند.

پیامبراز ترک ولایت گفت «هر كس از ولايت ائمه  سر باز زند اعمال نيكش سقوط مى‏كند و در جهنم خواهد بود.» بعد از آن شمه اى از فضائل علی (ع) را متذكر شدند.

سپس آياتى از قرآن درباره اهل بهشت تلاوت كردند و آنها را به شيعيان و پيروان آل محمد (ع) تفسير فرمودند. آياتى هم درباره اهل جهنم تلاوت نمودند و آنها را به دشمنان آل محمدمعنى كردند.

بیعت علی: پس از اتمام خطابه شما را به بيعت با خودم و سپس بيعت با على بن ابى طالب (ع) دعوت مى‏كنم. پشتوانه اين بيعت آن است كه من با خداوند بيعت كرده ام، و على هم با من بيعت نموده است. پس از اين بيعتى كه از شما مى‏گيرم از طرف خداوند و بيعت با حق تعالى است.

در آخرين مرحله خطابه، بيعت لسانى انجام شد. حضرت با توجه به آن جمعيت انبوه و شرائط غير عادى زمان و مكان و عدم امكان بيعت با دست براى همه مردم، فرمودند: «خداوند دستور داده تا قبل از بيعت با دست، از زبان‌هاى شما اقرار بگيرم.»

پس از اتمام خطابه پيامبر (ص)، دو خيمه بر پا شد كه در يكى خود آن حضرت و در ديگرى اميرالمؤمنين ، جلوس فرمودند

تمام مسلمانان به دستور پیامبر خدا با عنوان عنوان امیرالمؤمنین به حضرت علی  سلام و با او بیعت کردند و تبريک مى ‏گفتند.

زنان نيز، با قرار دادن ظرف آبى كه پرده اى در وسط آن بود بيعت نمودند. به اين صورت كه اميرالمؤمنين (ع) دست مبارك را در يك سوى پرده داخل آب قرار مى‏دادند و در سوى ديگر زنان دست خود را در آب قرار مى‏ دادند.

روایات مختلفی درباره  عید غدیر نقل شده که هرکدام از آنها به نوعی اهمیت این روز بزرگ را نشان می دهد.حضرت امام رضا  به نقل از جدّش امام صادق (ع) درباره این روز می فرماید:روز غدیر خم، درآسمان مشهورتر از زمین است»

 امام صادق (ع) از پدر بزرگوارش حضرت باقرالعلوم (ع) فرمودند: «شیطان چهار بار ناله نومیدی سر داد؛ روزی که مورد لعن خدا قرار گرفت، روزی که از آسمان به زمین هبوط کرد، روزی که پیامبر اسلام به پیامبری مبعوث شد، و روز عید غدیر خم».

***

***
روز رُحبه چیست؟ 
رُحبه روزی است که حضرت علی(ع) در رحبه کوفه از کسانی که در واقعه غدیر حضور داشتند، خواست تا درباره حدیث غدیر شهادت دهند. تعدادی(بین ۱۲تا۳۰نفر) ازصحابه برخاستند و گواهی دادند که حدیث غدیر را از پیامبر اسلام شنیده‌اند.

رُحبه چیست؟

رُحْبَه‌ به‌ معناي‌ مكان‌ وسيع‌ و فضاي‌ باز و بدون‌ سقف است‌ ممكن‌ است‌ مراد از رُحبه‌ فضاي‌ باز و وسيع‌ در مسجدكوفه‌ و يا جلوي‌ قصر دارالإماره‌ باشد و احتجاج‌ حضرت‌ در آنجا صورت‌ گرفته‌ باشد

«رحبه کوفه،» سکویی وسط مسجد کوفه بوده است که امام علی در آنجا می‌نشسته و موعظه می‌کرده است و وقتی گفته می‌شود حضرت، «غنائم خوارج را در رحبه ریخت» مقصود همین جاست.

«احتجاج به واقعه غدیر»

دراوائل حکومت حضرت علی علیه السلام(سال۳۵هجری)عده درحقانیت جانشینی آنحضرت تشکیک کردند،حضرت علی مردم رادرمیدان بزرگ کوفه دعوت کرد،جمعیت زیادی آمدندکه حضرت علی از افرادحاضرخواستند،هرکسی در واقعه غدیرحاضربوده وشاهدماجرابوده بیایدشهادت بدهد-آنهاراقسم دادکه حقیقت رابگویند«مناشده رحبه»

روز رُحبه -روزی است که حضرت علی(ع) در رحُبه کوفه از کسانی که در واقعه غدیر حضور داشتند، خواست تا درباره حدیث غدیر شهادت دهند. تعدادی(بین ۱۲تا۳۰نفر) ازصحابه برخاستند و گواهی دادند که حدیث غدیر را از پیامبر اسلام شنیده‌اند.

«مناشده رحبه»چیست؟

به واقعه روز رحبه، «مناشده رحبه» نیز گفته شده است. مناشده به معنای سوگنددادن به خداوند است. دلیل این نام‌گذاری این است که حضرت علی(ع) در ابتدای سخن خویش، با لفظ «انشد الله؛ قسم می‌دهم به خدا» از حاضران خواست که شهادت خوددرواقعه  غدیر بیان کنند.

«من با قسم به خداوند از شما مى ‏پرسم، از آن كسانيكه درقیدحیاتند-زنده مانده اند- از آن افرادى كه رسول خدا را ديده و گفتار او را در روز غدير خم شنيده ‏اند،میخواهم كه برخيزند و به آنچه شنيده ‏اند شهادت دهند!»

«انشد الله من بقی ممن لقی رسول‌الله صلی‌الله‌علیه‌وآله و سمع مقاله فی یوم غدیر خم الا قام فشهد بما سمع!»/ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ۱۴۰۴ق، ج۴، ص۷۴

«صاحب الرُحبة»کیست؟

در زمان زیاد بن ابیه (۵۳هجری) آنقدرخفقان بود وبرآل علی سخت می گرفتند  تاآنجاکه  نام بردن از علی هم بی خطرنبود!«زیاد»مردم و دولتمردان را به سَبّ و دشنام به علی(ع) مجبور می‌کرد،مُحدِّثان از ترس، به جای نام علی، «صاحب الرحبة» می‌گفتند.او مردم و بزرگان را به سَبّ و دشنام به علی(ع) مجبور می‌کرد

زیاد بن ابیه کیست؟

زياد که کنیه­ ی او «ابوالمغیره» است، گاهى به نام «زياد بن عبيد» و گاهى به علت نامعلوم بودن پدرش، «زياد بن ابيه» يا به اسم مادرش «زياد بن سميه» ناميده مى ‏شود. مادرش سميه كنيز «حارث بن كلده طبيب ثقفى» بود، حارث ،ضمن اینکه باسمیه ارتباط پنهانی داشت اورا رابه  غلام رومى خود «عبيد» تزويج كرد و زياد به دنيا آمد

زیاد مردی زیرک، سخنران و سیاست‌مدار بود؛ به همین جهت در دوره‌های مختلف مسئولیت‌های مختلفی را تجربه کرد. او در زمان حکومت امیر المؤمنین علی(ع) نیزحکومت فارس را به دست آورد و در زمان معاویه حاکم بصره و کوفه شد.
او اولین کسی بود که حکومت بصره و کوفه را با هم در اختیار داشت

ماجرای رحبه در سال ۳۵ قمری یعنی در آغاز خلافت امام(ع) رخ داده است.

علامه امینی نقل می‌کند:«در سال ۳۵ هجری در اثر معارضه و منازعه که در امر خلافت با امیرالمومنین(ع) رخ داد، برخی از مردم نسبت به آنچه که آن حضرت از رسول خدا(ص) درباره مقدم بودن ایشان در امامت و خلافت بر دیگران روایت و نقل کرده بود، محل تردیددانستند،شبهه ایجادشد. چون امام علی این قضیه مطلع شد، در میدان بزرگ کوفه حضور یافت و در میان گروه بسیاری که در آنجا گرد آمده بودند به منظور دفاع از حق و رد بر آنها که در امر خلافت با آن جناب منازعه می‌کردند، با آن گروه استدلال و مناشده فرمود.»

پس از سخنان حضرت علی(ع) برخی از صحابه برخاسته و شهادت دادند که حدیث غدیر را از پیامبر(ص) شنیده‌اند. البته در برخی منابع نقل شده است که افرادی مانند زید بن ارقم از شهادت‌دادن امتناع کردند و حضرت آنان را نفرین نمود./حلبی، سیره حلبیه‌، ۱۳۵۳ق، ج‌۳، ص‌۳۰۸.

در کتب شیعه و سنی، تعداد افرادی که در روز رحبه، شهادت به شنیدن حدیث غدیر دادند، متفاوت نقل شده است. تعداد آنان را حداقل دوازده و حداکثر سی نفر دانسته‌اند. علامه امینی از کتب معتبر اهل سنت، تعداد آنان را که شهادت دادند، بیست و چهار نفر می‌داند؛

اما برخی دیگر مانند احمد حنبل تصریح کرده‌اند که تعداد گواهان در آن روز سی نفر بوده است.

مشهورترین شهادت‌دهندگان:
ابو عمره انصاری، ابوالهیثم بن التیهان، ابو ایوب انصاری، خزیمة بن ثابت انصاری (ذو الشهادتین)، سهل بن حنیف، ابو سعید خدری، سهل بن سعد انصاری، عبد الله بن ثابت انصاری (خادم رسول خدا)، عبید بن عازب انصاری، عدی بن حاتم، ناجیة بن عمرو خزاعی، نعمان بن عجلان انصاری 

علامه امینی تعداد راویانِ مناشده رحبه را هجده نفر ذکر کرده که چهار نفر آنان از صحابه، و چهارده نفر از تابعین هستند.

اسامی این افراد در ذیل می‌آید:

صحابه:

۱-حبة بن جوین عرنی

۲-زید بن ارقم

۳-عامر بن واثلة

۴-یعلی بن مرة بن وهب ثقفی

تابعین:

۱-ابو سلیمان مؤذن

۲-اصبغ بن نباته

۳-زاذان بن عمر

۴-زر بن حبیش

۵-زیاد بن ابی زیاد

۶-زید بن یثیع همدانی

۷-سعید بن ابی حدان

۸-سعید بن وهب همدانی

۹-ابو عمارة عبد خیر بن یزید همدانی

۱۰-عبد الرحمن بن ابی لیلی

۱۱-عمرو ذی مرة

۱۲-عمیرة بن سعد همدانی

۱۳-هانی بن ها ی همدانی

۱۴-حارثة بن نصر

۱۵-نی همدانی

۱۶-حارثة بن نصر

گواهان مشهور رحُبه عبارتند:

۱-ابو زینب بن عوف انصاری

۲-ابو عمره بن عمرو بن محصن انصاری.

۳-ابو فضاله انصاری (شهید صفین)

۴-ابو قدامه انصاری (شهید صفین)

۵-ابو لیلی انصاری (شهید صفین)

۶-ابو هریره

۷-ابو الهیثم بن تیهان (شهید صفین)

۸-ثابت بن ودیعه انصاری خزرجی

۹-حبشی بن جناده سلولی

۱۰-ابوایوب انصاری

۱۱-خزیمه بن ثابت معروف به ذو الشهادتین

۱۲-ابو شریح خویلد بن عمرو خزاعی

۱۳-زید- یا یزید بن شراحیل انصاری.

۱۴-سهل بن حنیف

۱۵-ابو سعید سعد بن مالک خدری

۱۶-ابوالعباس سهل بن سعد انصاری

۱۷-عامر بن لیلی غفاری.

۱۸-عبد الرحمن بن عبد رب انصاری.

۱۹-عبد الله بن ثابت انصاری

۲۰-عبید بن عازب انصاری

۲۱-ابو طریف عدی بن حاتم

۲۲-عقبه بن عامر جهنی

۲۳-ناجیه بن عمرو خزاعی

۲۴-نعمان بن عجلان انصاری

حضرت علی افرادی را که حاضر نشدند شهادت دهند  نفرین کرد که برخی روایات آنها را بدین ترتیب نام برده اند:

۱-ابو حمزه انس بن مالک ، خادم محمد

۲-براء بن عازب انصاری

۳-جریر بن عبدالله بجلی

۴-زید بن ارقم خزرجی

۵-عبد الرحمن بن مدلج

۶-یزید بن ودیعه.

 

مشهورترین افراد حاضری که غدیرحضورداشتند:

۱-فاطمه زهرا، دختر پیامبر

۲-علی بن ابی طالب

۳-ابوبکر، خلیفه اول

۴-عمر بن خطاب، خلیفه دوم

۵-عثمان بن عفان، خلیفه سوم

۶-ام سلمه، همسر رسول الله

۷-عایشه، همسر رسول الله

۸-اسماء بنت عمیس، همسر ابوبکر ( علی)

۹-ام هانی بنت ابوطالب، خواهر حضرت علی

۱۰-فاطمه بنت حمزه

۱۱-زبیر بن عوام، از صحابه  اهل سنت

۱۲-طلحه، از صحابه اهل سنت

۱۳-سعد بن ابی وقاص، از صحابه  اهل سنت

۱۴-جابر بن عبدالله انصاری، از شیعیان

۱۵-ابوذر غفاری، از شیعیان

۱۶-سلمان فارسی، از شیعیان

۱۷-عمار یاسر، از شیعیان

۱۸-عبدالله بن جعفر، برادر زاده حضرت علی

۱۹-حسان بن ثابت، شاعر

۲۰-حسن بن مجتبی، امام حسن

۲۱-حسین بن علی، امام حسین

۲۲-عباس بن عبدالمطلب، عموی پیامبر

۲۳-عبدالله بن عباس، پسر عموی پیامبر

۲۴-عبدالله بن عمر، پسر خلیفه دوم – اهل سنت

۲۵-عبدالله بن مسعود، از راویان اهل سنت

۲۶-عمرو عاص

۲۷-ابوسعید خدری، از راویان اهل سنت

۲۸-زید بن ارقم، از راویان اهل سنت

۲۹-ابوهریره، از راویان اهل سنت

۳۰ -انس بن مالک انصاری، از راویان اهل سنت

۳۱- ابو ایوب انصاری

۳۲ قیس بن سعد بن عباده

۳۳ -سهل بن حنیف

۳۴ -ابن تیهان

۳۵ -خزیمة بن ثابت

۳۶ -حذیفه بن یمان

۳۷ -ابی بن کعب 

***

کامل خطبه غدیر

«سپاس خدايي راست که به توحيد خود در اوج است و در يگانگي‌اش در نزدیکی خلق است و در سلطنتش شکوهمند و در ارکان قلمروي خود، عظيم است و در حالي که خود در جايگاهش است، او را به همه چيز احاطه دانش است و به قدرت و برهان خود بر تمام بندگان چيره است. ستوده‌ايست همواره ستايش ‌شونده و همواره سربلند و پيوسته آغازگر است و بازآورنده و همه امور را بازگشت به وي است. آفريننده آسمان‌هاست و گستراننده زمين‌ها و حکمران بر آنهاست. دور و منزه از خصايص آفريده‌هاست و در منزه بودن خود نيز از تقديس همگان برتر است و هموست پروردگار ملائکه و روح. بر همه آفريدگان خود تفضل کند و بر همه مخلوقات خود بخششگر است. به نيم نگاهي همه چشم‌ها را بيند و هيچ چشمي او را نبيند. بخشنده و بردبار و شکيباست. رحمت او هر چيز را رسيده و به نعمتش بر همه خلقش منت نهاده، در انتقام شتاب نکند و در كيفر سزاواران عذاب، صبور و شكيباست. بر نهان­ها آگاه و بر درون‌ها داناست. پوشيده‌ها بر او ناپيدا نيست و پنهان‌ها بر او شبهه­ناک نمي‌باشد. او راست فراگيري به هر چيز و چيرگي بر هر چه هست و توان در هر چيز و توانايي بر هر پديده و او را همانندي نيست و اوست پديدآور هر پديده، آن گاه که هيچ پديده نبود. جاودانه و زنده و عدل ‌گستر است. جز او خداوندي نباشد و اوست ارجمند و حكيم.

شکوهمندتر از آن است که به ديدگان دريابندش و اوست دريابنده ديده‌ها و اوست پنهان بين و کاردان. كسي با ديدن، به وصف او نرسد و بر چگونگي او در نهاني و آشكاري دست نيابد، مگر به آن چه او عز و جل خود بنمايد.

و گواهي مي‌دهم كه او خداوندي است كه نزاهتش روزگاران را بيازمود (نسخه ديگر : فراگرفت) و نورش، ابديت را کنار زد. هم او که بي‌رايزني رايزني، فرمانش را اجرا مي‌کند، و او را در تقدير نويسي‌اش انبازي نيست و در تدبيرگري‌اش، دوگونگي نباشد. هر آن چه نوآفريد، بي‌الگويي صورت بخشيد و آفريدگان را بدون ياوري کسي و بدون رنج و يا چاره‌جويي، هستي‌ بخشيد. جهان، بنيان نهاد تا هست شد و آفريد تا پديدار گشت.

پس اوست خدايي كه معبودي جز او نيست. همو كه سازندگيش استوار و کردارش نيکوست. دادگري است كه ستم روا نمي‌دارد و بزرگواريست كه كارها به او بازمي‌گردد.

و گواهي مي‌دهم او خدايي است كه هر موجودی در برابر بزرگي‌اش فروتن و در مقابل عزّتش رام و در برابر توانايي‌اش تسليم و پيش هيبتش سر به زيراند. پادشاه قلمروها و چرخاننده سپهرها و رام ‌كننده آفتاب و ماه كه هر يك در مداري معين جريان يابند. او پرده شب را به روز و پرده روز را كه شتابان در پي شب است، به شب پيچد. اوست شكننده هر ستمگر سركش و نابود كننده هر شيطان رانده شده.

نه او را ناسازي باشد و نه برايش هم­پايي. يكتا و بي‌نياز، نه زاده و نه زاييده شده، او را همتايي نبوده و خداوندي يگانه و پروردگاري بزرگوار است. بخواهد و در گذراند و اراده كند و حكم نمايد. بداند و شماره کند و بميراند و زنده كند. نيازمند و بي‌نياز گرداند. بخنداند و بگرياند. نزديك آورد و دور برد و بازدارد و بخشش کند. او راست پادشاهي و ستايش. به دست اوست تمام نيكي و بر هر چيز تواناست.

شب را در روز و روز را در شب فرو بَرد. معبودي جز او نيست، گران‌مايه و آمرزنده؛ اجابت كننده دعا و فزون‌دهنده عطا، برشمارنده نفَس‌ها و پروردگار جن و انس است. او که چيزي بر وي مشكل نيايد؛ فرياد فريادخواهان، او را آزرده نكند و پافشاري اصراركنندگان، او را به ستوه نياورد.

نيكوكاران را نگاهدار و رستگاران را دستِ يار، مؤمنان را صاحب اختيار و جهانيان را پروردگار است؛ آن كه در همه احوال، سزاوار سپاس و ستايش همه آفريدگان است.

او را ستايش فراوان و سپاس جاودانه مي‌گويم بر شادکامي و پريشان‌حالي و بر دشواري و آساني، و به او و فرشتگان و نوشته‌ها و فرستاده‌هايش ايمان دارم و فرمان او را گردن مي‌نهم و اطاعت مي‌كنم و به سوي هر آن چه مايه خشنودي اوست، مي‌شتابم و بدان چه حكم کرد، تسليمم؛ از سر اشتياق به فرمانبري از وي و بيمناکي از گوشمالي وي. زيرا او خدايي است كه مكرش را ايمني نباشد و از بي عدالتي‌اش هراسي نيست.

و اكنون بر بندگي خويش در محضر وي اقرار مي‌کنم و به پروردگاري او گواهي مي‌دهم و وظيفه خود را در آن چه به من وحي شده، انجام مي‌دهم؛ مباد كه با سرننهادنم، از سوي او عذابي سرکوبگر فرود آيد كه احدي را ياراي پس راندن آن از من نباشد، هر چند کارداني­اش بسيار و دوستي‌اش خالص باشد.

چرا كه معبودي جز او نيست، اوست که مرا آگاهي داد كه اگر آن چه بر من نازل كرده، به مردم نرسانم، وظيفه رسالتش را انجام نداده‌ام، و خداوند تبارك و تعالي ايمني از آزار مردم را برايم تضمين كرده و البته كه او بسنده و بخشنده است.

پس آن گاه، چنين وحي‌ام فرستاد: بسم الله الرحمن الرحيم «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ ـ في علي ـ وَإِن لَّمْ تَفْعلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» [ به نام خداوند همه مهرِ مهرپرور. اي فرستاده ما! آن چه از سوي پروردگارت ـ در باره علي عليه السلام ـ بر تو وحي شد، ابلاغ كن، وگرنه رسالت خداوند را به انجام نرسانده‌اي؛ و او تو را از آسيب مردمان نگاه مي‌دارد].

هان اي مردمان! آن چه بر من فرود آمده، در تبليغ آن كوتاهي نكرده‌ام و اکنون سبب نزول آيه را بر شما بيان مي‌كنم: همانا جبرئيل، سه مرتبه بر من فرود آمد و مرا از سوي سلام، پروردگارم كه تنها اوست سلام، فرماني آورد كه در اين مكان برپاي ايستم و به هر سفيد و سياهي اعلام كنم كه علي بن ابي طالب، برادر، وصي و جانشين من در ميان امّت و امام پس از من است که جايگاه او نسبت به من به سان هارون نسبت به موسي است، ليكن پيامبري پس از من نخواهد بود و او پس از خدا و رسول خدا، صاحب اختيارتان است.

 پروردگارم در اين باره، آيه‌اي از کتاب خويش بر من نازل فرموده كه: «إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ راکعون» [ همانا ولي، صاحب اختيار و سرپرست شما، خدا و پيامبر او و ايمان‌آورندگاني هستند كه نماز به پا مي‌دارند و در حال ركوع زكات مي‌پردازند] و هر آينه علي‌ بن ابي طالب عليه السلام است که نماز به پا داشته و در ركوع، زكات پرداخته و پيوسته جوياي خداي عز و جل است.

و من از جبرئيل درخواستم كه معاف نمودن من از رساندن اين پيام به شما را درخواست نمايد. زيرا كمي پرهيزکاران و فزوني منافقان و مداخله گناه‌ پيشگان و فريبکاري مسخره ‌كنندگان اسلام را مي‌دانم؛ همانان كه خداوند در كتاب خود در وصفشان فرموده: «يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِم مَّا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ» [به زبان آن را مي‌گويند كه در دل‌هايشان نيست] و آن را اندك و آسان مي‌شمارند؛ حال آن كه نزد خداوند، بس بزرگ است، و نيز از آن روي كه منافقان، بارها مرا آزار رسانيده تا بدان جا كه مرا اُذُن (سخن شنو و زودباور) ناميده‌اند، به خاطر همراهي بسيار علي عليه السلام با من و روي نمودن من به وي، تا بدان جا كه خداوند در اين باره آيه‌اي فرو فرستاد که: «الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيِقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ» [و از آنانند كساني كه پيامبر خدا را مي‌آزارند و او را سخن شنو و زودباور مي‌نامند] بگو: « قل اذن » [آري سخن شنو است] بر عليه آنان كه گمان مي‌كنند او تنها سخن مي‌شنود «خير لکم» [اين براي شما بهتر است]، تا پايان آيه.

و اگر مي‌خواستم نام گويندگان چنين سخني را بر زبان آورم و يا مستقيما با دستم به آنان اشاره كنم و يا مردمان را به سويشان هدايت كنم، به راحتي، اين کار را مي‌‌کردم، ليكن سوگند به خدا که در كارشان كرامت نموده، لب فروبستم. با اين حال، خداوند از من خشنود نخواهد گشت، مگر اين كه آن چه در حق علي عليه السلام فرو فرستاده به گوش شما برسانم. سپس پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم چنين خواند: «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ ـ في علي ـ وَإِن لَّمْ تَفْعلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» [هان اي پيامبر ما! آن چه از سوي پروردگارت بر تو نازل شده ـ در حقّ علي ـ ابلاغ كن؛ وگرنه كار رسالتش را انجام نداده‌اي، و البته خداوند تو را از آسيب مردمان نگاه مي‌دارد]

هان اي مردمان! بدانيد كه خداوند، او را برايتان صاحب اختيار و امام قرار داده و پيروي او را بر مهاجران و انصار و آنان كه به نيكي از ايشان پيروي مي‌كنند و بر باديه ‌نشينان و شهروندان و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر كوچك و بزرگ و سفيد و سياه و بر هر يكتاپرست، واجب شمرده است.

فرمان او جاري، گفتار او بسنده و امرش نافذ است. ناسازگارش نفرين شده، و پيرو و باوركننده‌اش در مهر و رحمت است. هر آينه خداوند، او و شنوايان سخن او و فرمان بران وي را آمرزيده است.

هان اي مردمان! آخرين بار است كه در اين اجتماع به پا ايستاده‌ام. پس بشنويد و فرمان بريد و دستور حق را گردن گذاريد؛ چرا كه خداوند عز و جل ولي و معبود شماست و پس از خداوند، ولي شما، رسول و پيامبر صلي الله عليه و آله اوست كه اكنون با شما سخن مي‌گويد و پس از من، علي عليه السلام ولي و امام شماست به فرمان پروردگار. آن گاه، امامت در فرزندان من از نسل علي عليه السلام خواهد بود. اين قانون تا روز ديدار با خدا و رسول او دوام خواهد داشت.

حلال نيست، مگر آن چه خدا و رسول او و امامان حلال دانند، و حرام نيست، مگر آن چه آنان حرام دانند. خداوند عز و جل، حلال و حرام را براي من بيان فرموده و آن چه پروردگارم از كتاب خويش و حلال و حرامش به من آموخته، در اختيار علي عليه السلام نهاده‌ام.

هان اي مردمان! هيچ دانشي نيست، مگر اين که خداوند، آن را در جان من نبشته و من نيز آن را در جان پيشواي پرهيزكاران، علي عليه السلام بر نهاده‌ام. هيچ دانشي نيست، مگر آن که آن را به علي عليه السلام آموخته‌ام و او امام روشنگر است.

هان مردمان! از راه علي عليه السلام گم نشويد و از وي نگريزيد و از سرپرستي‌اش روي برنگردانيد. اوست که به درستي و راستي خوانده و خود نيز بدان عمل نمايد و نادرستي را نابود كند و از آن بازدارد. در راه خدا نكوهش نكوهش گران، او را از كار باز ندارد. او نخستين مؤمن به خدا و رسول اوست و كسي در ايمان، به او سبقت نجسته است و همو جان خود را فداي رسول الله صلي الله عليه و آله نموده و با او همراه بوده است؛ درحالي که هيچ يک از مردان غير از وي، خدا را به همراه رسول الله صلي الله عليه و آله عبادت نمي‌کردند.

هان اي مردمان! او را برتر دانيد، كه خداوند او را برگزيده، و پيشوايي او را بپذيريد، كه خداوند، او را برپاي داشته است.

هان اي مردمان! او از سوي خدا امام است و هرگز خداوند، توبه منكر او را نپذيرد و وي را نيامرزد و اين حتم است نزد خداوند در باره ناسازگار علي و هرآينه او را به عذاب دردناک پايدار و جاويدان كيفر كند. پس از مخالفت با سخن من در باره وي بهراسيد تا مبادا در آتشي درشويد كه آتش گيره آن مردمانند و سنگ، كه براي حق‌ستيزان آماده شده است.

هان مردمان! به خدا سوگند كه پيامبران پيشين به ظهورم مژده داده‌اند و اكنون من فرجام پيامبران و برهان بر آفريدگان در آسمان و زمينم. آن كس كه در آن،  ذره­اي به وادي ترديد درافتد، به كفر جاهليت نخستين درآمده و هر که در سخنان امروزم ترديد کند، در تمامي رسالتم شک کرده است و هرآينه جايگاه ناباوران آن، آتش دوزخ خواهد بود.

هان اي مردمان! خداوند عز و جل به منّت خود بر من و احسان خويش به من اين برتري را به من پيشكش كرد و به حق كه خدايي جز او نيست. و او راست تمام ستايش من در همه روزگاران و در هر حال و مقام.

هان ای مردمان! علي عليه السلام را برتر دانيد كه او برترين مردمان از مرد و زن پس از من است؛ با وجود ماست که آفريدگان پايدارند و خداوند روزي‌شان را فرو مي‌فرستد.

منفور است، منفور است؛ مغضوب است، مغضوب است آن که اين گفته مرا نپذيرد!

هان! بدانيد جبرئيل از سوي خداوند خبرم داد: هر آن كه با علي عليه السلام بستيزد و بر ولايت او گردن ننهد، نفرين و خشم من بر او باد! پس هر نفسي بنگرد كه براي فرداي رستاخيز خود چه پيش فرستاده است و تقوا پيشه كنيد و از ناسازگاري با علي عليه السلام بپرهيزيد. مباد كه گام‌هايتان پس از استواري درلغزد؛ كه خداوند بر كردارتان آگاه است.

هان اي مردمان! قرآن را به انديشه خوانيد و ژرفي آيات و محکمات آن را فهم نماييد و در پي متشابهات آن نيفتيد که به خدا سوگند، بازداري هاي قرآن را کس به روشني نگويد و تفسير آن را آشکارا بيان نکند، مگر کسي که اکنون دستش در دست من است و او را به سمت خود، فراز کشيده‌ام و بازويش را بالا برده و به شما اعلام مي‌کنم: هر که من سرپرست او هستم، اين علي عليه السلام سرپرست اوست و او علي ‌بن ابي طالب برادر و وصي من است و سرپرستي و به ولايت پذيرفتن او حکمي است از جانب خداوند که بر من فرو فرستاده است.

هان اي مردمان! همانا او همجوار و همسايه خداوند است كه در کتاب خود مي‌فرمايد: «يَا حَسْرَتَى علَى مَا فَرَّطتُ فِي جَنبِ اللَّهِ» [تا آن که مبادا كسي در روز رستاخيز بگويد: افسوسم باد بر کوتاهي و کم کاري‌ام در همسايه خدا]

هان ای مردمان! همانا علي و فرزندان پاكم از نسل او، وزنه کوچك‌ترند و قرآن وزنه بزرگتر. هر يك از اين دو از ديگر همراه خود، خبر مي‌دهد و با آن سازگار است. آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض كوثر بر من وارد شوند.

هان! بدانيد كه آنان امانتداران خداوند در ميان آفريدگان و حاكمان او در زمين اويند.

هشدار! که خداوند عز و جل بيان کرد و من از جانب خداوند عز و جل بازگو نمودم. هان! که من وظيفه‌ خويش را ادا كردم. هشدار كه من ابلاغ كردم و هان! به گوشتان رساندم و زنهار! روشن نمودم. هشدار! كه هرگز به جز اين برادرم، كسي اميرالمؤمنين نخواهد بود. هشدار! كه پس از من اميري بر مؤمنان، براي كسي جز او روا نباشد.

سپس دست بر بازوي علي عليه السلام زد و او را فرازتر کشيد، و اميرالمؤمنين چنان بود که از همان آغاز که پيامبر صلي الله عليه و آله به خطبه برخاست، علي عليه السلام را فراز کشيده بود، به گونه­اي که پاهاي او تا زانوي رسول خدا صلي الله عليه و آله برابر بود و آن گاه فرمود:

هان اي مردمان! اين علي عليه السلام است، برادر و وصي و در دل‌گيرنده دانش من و هم اوست جانشين من در ميان امّت و بر تفسير كتاب خداي عز و جل كه مردمان را به سوي او بخواند و به آن چه موجب خشنودي اوست، عمل كند و با دشمنانش ستيز نمايد و بر فرمانبرداري از خداوند، ياريگر باشد و بازدارنده از نافرماني او باشد. همانا اوست جانشين رسول الله صلي الله عليه و آله و پيشواي ايمان‌آورندگان و امام هدايتگر به امر خداست و كسي كه به فرمان خدا با پيمان‌شكنان، روي گردانان از راستي و درستي و گريختگان از دين، پيكار كند.

مي‌گويم: به فرمان خداوند، سخن حق، نزد وي دگرگون نخواهد شد. مي‌گويم: پروردگارا! دوستداران او را دوست دار و دشمنان او را دشمن دار. ناباورانش را و انکار کنندگان حق او را نفرين کن و خشم خود را بر ناديده ‌گيرندگان وي فرود آر.

خداوندا! تو خود امامت را براي علي عليه السلام، ولي خود فرو فرستادي، آن هنگام که در تبيين آن به ‌واسطه آن چه از دين مردمان، تکميل نمودي و نعمت خود را بر ايشان، به کمال بخشيدي و اسلام را براي ايشان پسنديدي؛ وي را برترين شمردي و فرمودي: «وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ الإِسْلاَمِ دِينًا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ»[و آن كه جز اسلام ديني بجويد، از او پذيرفته نخواهد شد و در جهان ديگر در شمار زيانكاران خواهد بود] خداوندا! تو را گواه مي‌گيرم كه پيام تو را به مردمان رساندم.

هان اي مردمان! خداوند عز و جل، دين را با امامت علي عليه السلام تكميل فرمود. اينك آنان كه از او و جانشينانش از فرزندان من و از نسل او، تا برپايي رستاخيز و عرضه بر خدا، پيروي نكنند،«حَبِطَت أعمالُهم وَ فِي النَّار هُم خَالدونَ» [ايشان كرده‌هايشان بيهوده بوده و تنها در آتش دوزخ جاودان خواهند بود] «لا يخَفَّف عنهم العذابُ وَ لا هُم ينظَرون» [نه از عذابشان كاسته شود و نه ايشان را لحظه‌اي اماني داده شود]

هان اي مردمان! اين علي عليه السلام ياورترين شما براي من، سزاوارترين شما به من و نزديك‌ترين شما به من و عزيزترين شما بر من است. خداوند عز و جل و من از او خشنوديم. آيه رضايتي در قرآن نيست، مگر در باره او و خدا هيچ گاه ايمان‌ آوردگان را خطابي ننموده، مگر ابتدا از او، و آيه ستايشي نازل نگشته، مگر در باره او، و خداوند درآيه «هَلْ أَتَى علَى الْإِنسَانِ»[آیا انسان را آن هنگام از روزگار (به یاد) آید که چیزی درخور یاد کردن نبود؟] گواهي بر بهشت رفتن نداده، مگر بري او، و آن را در حق غير او نازل نكرده و به آن آيه، جز او را نستوده است.

هان اي مردمان! او ياور دين خدا و دفاع كننده از رسول اوست. او پرهيزكار پاكيزه و رهنماي ارشاد شده است. پيامبرتان برترين پيامبر، وصي او برترين وصي و فرزندان او برترين اوصيايند.

هان اي مردمان! فرزندان هر پيامبر از نسل اويند و فرزندان من از صلب علي‌اند.

هان اي مردمان! به راستي كه شيطان، آدم را با رشك ‌ورزي از بهشت رانده است؛ مبادا شما به علي عليه السلام رشك ورزيد كه كرده‌هايتان نابود و گام‌هايتان لغزان گردد. آدم با يك اشتباه به زمين، هبوط داده شد و حال آن كه برگزيده خداي عز و جل بود. پس چگونه خواهيد بود شما اگر لغزش نماييد و حال آن كه شما بندگان خداييد.

آگاه باشيد! كه با علي نمي‌ستيزد، مگر تيره ‌بخت و سرپرستي او را نمي‌پذيرد، مگر پرهيزگار و به او نمي‌گرود، مگر گرونده‌اي بي‌آلايش.

به خدا سوگند كه سوره والعصر در باره علي نازل شد: «بسم الله الرحمن الرحيم* وَالْعصْر * إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ * إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ» [ به نام خداوند همه مهر مهرپرور * قسم به عصر كه انسان در زيان است * مگر آنان که ايمان آورند و کردار نيک به‌ جاي آرند و در ميان خود به حق سفارش نمايند و يکديگر را به شکيبايي توصيه کنند].

هان مردمان! خدا را گواه گرفتم و پيام او را به شما رسانيدم «وَمَا علَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ»[و بر فرستاده، وظيفه‌اي جز بيان و ابلاغ روشن نيست].

هان مردمان! «اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ» [تقوا پيشه كنيد، آن گونه كه بايسته است و نميريد جز در آن حال که به اسلام گرويدگانيد].

هان مردمان! به خدا و رسول و نوري که با وي نازل گشت، ايمان آوريد «مِّن قَبْلِ أَن نَّطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا علَى أَدْبَارِهَا» [پيش از آن كه چهره‌هايي را تباه و آن را باژگونه كنيم].

هان اي مردمان! نور از سوي خداوند عز و جل در جان من، سپس در جان علي‌بن ابي طالب عليه السلام، آن گاه در نسل او تا مهدي قائم عليه السلام كه حق خدا و حق هر مؤمني را باز مي‌ستاند، جريان يافته است. چرا كه خداوند عز و جل ما را بر كوتاهي‌كنندگان، ستيزه‌گران، ناسازگاران، نابکاران و گنهكاران و ستمكاران و زورگيرندگان از تمامي جهانيان، حجت آورده است.

هان مردمان! همانا من رسول خدايم و پيش از من نيز رسولاني آمده و عمرشان سپري گشته است. آيا اگر من بميرم يا كشته شوم، به جاهليت عقب گرد مي‌كنيد؟ و هر که (به قهقرا) بر پاشنه‌اش عقب گرد نمايد، هرگز خدا را زياني نخواهد رسانيد و خداوند، سپاسگزاران شكيبا را پاداش خواهد داد. بدانيد كه علي عليه السلام و پس از او فرزندان من از نسل او، دارنده صفت شكيبايي و سپاسگزاري اند.

هان اي مردمان! اسلامتان را بر من منت نگذاريد که خداوند بر شما خشم گيرد و شما را عذابي از نزد خود گرفتار نمايد. همانا پروردگار شما در كمين گاه است.

اي مردمان! به زودي پس از من پيشواياني خواهند بود كه شما را به سوي آتش مي‌خوانند و در روز رستاخيز تنها و بي ياور خواهند ماند. هان مردمان! خداوند و من از آنان بيزاريم.

هان اي مردمان! آنان و ياران و پيروانشان و دنباله روان آنان در ژرف‌ترين جاي دوزخ خواهند بود و چه جايگاه بدي است جايگاه متكبّران.

هان مردمان! اينك جانشيني خود را تا برپايي روز رستاخيز به شکل امامت و وراثت در نسل خود به امانت به جاي مي‌گذارم و اکنون ابلاغ کردم آن چه را ابلاغ نمودم تا برهان باشد بر هر شاهد و غايب و بر آنان كه زاده شده يا نشده‌اند، پس بايسته است تا برپايي رستاخيز، اين سخن را حاضران به غايبان و پدران به فرزندان برسانند و به زودي کساني امامت را با پادشاهي جايگزين و آن را غصب خواهند نمود. هان! نفرين و خشم خدا بر غاصبان و چپاول‌گران! و البته در آن هنگام است که تنها به کار شما خواهيم پرداخت، اي جن و انس! و بر سر شما شعله‌هايي از آتش و مس گداخته فرو خواهد ريخت و هرگز ياري کرده نشويد.

هان اي مردمان! هر آينه خداوند عز و جل شما را به حالتان رها نمي‌کرد، مگر آن که ناپاك را از پاك جدا كند و خداوند نخواهد که شما را بر غيب آگاه گرداند.

هان اي مردمان! هيچ سرزميني نيست، مگر اين كه خداوند به خاطر تكذيب اهلش، آن را نابود خواهد فرمود و آن چنان که فرمود: شهرها را در حالي که ستم پيشه مي‌کنند، هلاک مي‌گرداند و اين امام شما و ولي شماست و او وعده نموده با خداوند است و خداوند، وعده او را به حقيقت خواهد رساند.

هان ای مردمان! پيش از شما، شمار فزوني از گذشتگان گمراه شدند و خداوند گذشتگان را نابود كرد و هم او نابودكننده آيندگان است.

او خود در كتابش آورده: «أَلَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ * ثُمَّ نُتْبِعهُمُ الْآخِرِينَ * كَذَلِكَ نَفْعلُ بِالْمُجْرِمِينَ * وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ» [آيا پيشينيان را تباه نكرديم و به دنبال آنان آيندگان را گرفتار نساختيم؟ با مجرمان اين چنين كنيم. واي در اين روز بر ناباوران]

هان مردمان! همانا خداوند مرا امر کرده و نهي نموده و من نيز همان گونه علي عليه السلام را امر کردم و نهي نمودم و اکنون امر و نهي را از خداي ‌تعالي دريافته است؛ پس فرمان او را بشنويد و از آن چه بازتان مي‌دارد، خودداري کنيد و به خواست وي درآييد و راه‌هاي گونه‌گون، شما را از راه او باز ندارد!

صراط مستقيم خداوند، منم كه شما را به پيروي آن امر فرموده و پس از من علي عليه السلام است و آن گاه فرزندانم از نسل او، پيشواياني به حق، که راه راست مي‌نمايند و به ‌واسطه آن، راه را به شيوه ميانه‌روي مي‌پويند.

سپس پيامبر «الحمد لله» را تا انتها قرائت کرد و فرمود: هان! به خدا سوگند، اين سوره در باره من نازل شده و در باره ايشان نازل شده و شامل همه آنان مي‌باشد و به آنان اختصاص يافته است. آنان اولياي خدايند كه ترسي بر ايشان نيست و اندوهگين نمي‌گردند. هان بدانيد که حزب خدا، چيره و غالب خواهد بود. هشدار! كه ستيزندگان با امامان، اهل دو دستگي و ساربانان تباهي‌انگيز و همكاران شياطين‌اند «يُوحِي بَعضُهُمْ إِلَى بَعضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا» [هر يک از ايشان از راه فريب، ديگري را سخنان آراسته تحويل مي‌دهد] تا آخر آيه. هان! بدانيد كه دوستان ايشان مؤمناني هستند که خداوند در كتاب خود از ايشان چنين ياد كرده: «لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ» [ نمي‌يابي قومي که به خدا و روز بازپسين ايمان آورده باشند، ولي با ستيزه‌گران با خدا و رسول را، دوستي نمايند]

هان! دوستداران امامان، ايمانيان‌اند كه قرآن چنان توصيف فرموده: «الَّذِينَ آمَنُواْ وَلَمْ يَلْبِسُواْ إِيمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَـئِكَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ» [آنان كه ايمان آورده و باور خود را به ستم (شرك) نيالوده‌اند، ايشان در امان‌اند و هم ايشان راه ‌يافتگان‌اند]

هان! ياران پيشوايان، كساني هستند كه به ايمان رسيده و از دودلي به دور هستند. هان! اولياي امامان، آنانند كه با آرامش به بهشت درخواهند شد و فرشتگان، با سلام، آنان را پذيرفته و خواهند گفت: «طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِينَ»  [درود بر شما كه پاك گرديديد، اينك داخل شويد كه در بهشت، جاودانه اید] هان! اولياي ايشان آنهايي هستند که خداوند فرمايد: «يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ» [ به بهشت پاي مي‌نهند و در آن بدون حساب روزي داده خواهند شد] هان! دشمنان آنان آن كساني‌اند كه در آتش درآيند و همانا ناله افروزش جهنم را مي‌شنوند؛ در حالي كه در جوشش است و هرم شعله‌هاي آتش، همچون بازدمي زبانه مي‌كشد «كُلَّمَا دَخَلَتْ أُمَّةٌ لَّعنَتْ أُخْتَهَا» [هر گاه که گروهي از مردمان بدان داخل شوند، گروه ديگر را لعنت نمايند] هان! كه دشمنان ايشان همانانند كه خداوند در باره آنان فرموده: «كُلَّمَا أُلْقِيَ فِيهَا فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُهَا أَلَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ * قَالُوا بَلَى» [هر گروهي از آنان که داخل جهنم شود آتشداران دوزخ ايشان را مي‌پرسند: مگر برايتان زنهار دهنده‌اي نيامد؟! مي‌گويند: آري] هان! ياران ايشان «الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِير»[کساني‌اند که در نهان، از پروردگار خويش ترسانند، آمرزش و پاداش بزرگ براي آنان خواهد بود]

هان مردمان! چه بسيار فرق است ميان آتش و بهشت!

هان مردمان! ستيزه جويان ما کساني‌اند که خداوند، ايشان را نستوده و نفرين فرموده و دوستداران ما کساني‌اند که خداوند، ايشان را ستوده و دوست مي‌دارد.

هان مردمان! بدانيد كه همانا من بيم دهنده‌ام و علي عليه السلام هدايت‌گر.

هان مردمان! بدانيد كه من پيامبرم و علي عليه السلام وصي من است.

آگاه باشيد! همانا آخرين امام از ما، مهدي قائم عليه السلام است. هان! او بر تمامي اديان چيره خواهد بود.

هان! كه اوست انتقام‌گيرنده از ستمكاران.

هان! كه اوست فاتح دژها و ويران‌كننده آنها.

هان! كه اوست چيره بر هر قبيله‌اي از شرک.

هان! كه او خونخواه تمام اولياي خداست.

هان! که اوست ياور دين خداي عز و جل.

هان! كه اوست پيمانه‌گير از دريايي ژرف.

هان! كه او بر هر ارزشمندي به اندازه ارزش او، و بر هر ناداني به اندازه ناداني‌اش ارج كند.

هشدار! كه او برترين و برگزيده خداوند است.

هشدار! كه او وارث دانش‌ها و دربرگيرنده ادراك‌هاست.

هان! بدانيد كه او از سوي پروردگارش سخن مي‌گويد و آيات و نشانه‌هاي او را برپا كند. بدانيد همانا اوست باليده و استوار.

بيدار باشيد! هموست كه (اختيار امور جهانيان و آيين آنان) به او واگذار شده است.

آگاه باشيد! كه تمامي گذشتگان، ظهور او را پيشگويي كرده‌اند.

آگاه باشيد! كه اوست حجّت پايدار و پس از او حجّتي نخواهد بود و حقيقت و نوري نيست، مگر نزد او.

هان! كسي بر او پيروز نخواهد شد و ستيزنده او ياري نخواهد گشت.

آگاه باشيد كه او ولي خدا در زمين، داور او در ميان مردم و امانتدار امور آشكار و نهان است.

هان مردمان! من پيام خدا را برايتان آشكار كرده و تفهيم نمودم و اين علي عليه السلام است كه پس از من، شما را آگاه مي‌كند. اينك شما را مي‌خوانم كه پس از پايان خطبه با من بر بيعت با وي و اعتراف به او و سپس با علي عليه السلام دست بيعت دهيد. آگاه باشيد من با خداوند و علي با من پيمان بسته و من اكنون از سوي خداي عز و جل براي امامت او پيمان مي‌گيرم. «فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ علَى نَفْسِهِ» [و هر که پيمان شکند، هر آينه بر ضد خود پيمان شکسته است]

هان مردمان! «إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعآئِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعتَمَرَ» [همانا حج و عمره از شعائر (آيين‌هاي) الهي است. پس زائران خانه خدا و عمره‌كنندگان] تا پايان آيه.

هان مردمان! در خانه خدا حج گزاريد؛ كه هيچ خانداني داخل آن نشد، مگر رشد کرده و بس شمار گشتند، و كسي از آن روي برنگردانيد، مگر بي نسل و پراکنده گرديدند.

هان مردمان! مؤمني در موقف (عرفات، مشعر، منا) نمانَد، مگر اين كه خدا گناهان گذشته او را بيامرزد و چون حج خود پايان بَرد، کار خود را از گيرد.

هان مردمان! حاجيان، دستگيري شده‌اند و هزينه سفرشان جبران مي‌شود و البته، خداوند پاداش نيكوكاران را تباه نخواهد كرد.

هان مردمان! خانه خدا را با دين كامل و دانشي ژرف، زيارت كنيد و از زيارتگاه‌ها جز با توبه و بازايستادن (از گناهان) برنگرديد.

هان مردمان! نماز را به پا داريد و زكات بپردازيد؛ همان‌ سان كه خداوند عز و جل امر فرموده است. پس اگر زمان بر شما دراز شد و كوتاهي كرديد يا از ياد برديد، علي عليه السلام صاحب اختيار و تبيين كننده بر شماست. خداوند عز و جل او را پس از من در ميان شما برنهاده و آنان که خداوند از نسل من و او (به جانشيني ما) خلق نمود،پرسش‌هاي شما را پاسخ دهند و آن چه را نمي‌دانيد به شما مي‌آموزند.

هان! حلال و حرام بيش از آن است كه من شمارش كنم و بشناسانم؛ پس يك باره به حلال فرمان مي‌دهم و از حرام باز مي‌دارم و مأمورم بر شما بيعت بگيرم و دست در دست من نهيد در مورد پذيرش آن چه از سوي خداوند آورده‌ام در باره علي اميرالمؤمنين و اوصياي پس از او كه آنان از من و اويند و اين امامت در ايشان پايدار است و فرجام آنان، مهدي است تا روز رستاخيز که به حق، حکم خواهد داد.

هان مردمان! شما را به هرگونه حلال و حرامي راهنمايي كردم و از آن هرگز برنمي‌گردم و تغييري در کار نيست. بدانيد و آگاه باشيد! آنها را ياد كنيد و نگه داريد و يكديگر را به آن توصيه نماييد و در آن دگرگوني ميندازيد. هشدار كه دوباره مي‌گويم: بيدار باشيد! نماز را به پا داريد و زكات بپردازيد و امر به معروف كنيد و از منكر بازداريد.

و بدانيد كه ريشه امر به معروف اين است كه به گفته من (در باره امامت) برسيد و سخن مرا به ديگران برسانيد و غايبان را به پذيرش فرمان من توصيه كنيد و آنان را از ناسازگاري سخنان من بازداريد؛ همانا سخن من فرمان خدا و من است و هيچ امر به معروف و نهي از منكري جز با امام معصوم كمال نمي‌يابد.

هان مردمان! قرآن بر شما روشن مي‌كند كه امامان پس از علي عليه السلام فرزندان اويند و من به شما شناساندم كه آنان از او و از من‌اند. چرا كه خداوند در كتاب خود مي‌گويد: «وَجَعلَهَا كَلِمَةً بَاقِيَةً فِي عقِبِهِ» آن را را فرماني پايدار در نسل او قرار داد] و مادام كه به قرآن و امامان تمسك كنيد، گمراه نخواهيد شد.

هان مردمان! تقوا پيشه کنيد و از سختي رستاخيز بهراسيد، همان گونه كه خداوند عز و جل فرمود: «إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعةِ شَيْءٌ عظِيمٌ » [همانا لرزه روز رستاخيز حادثه بزرگ است].

مرگ، حساب، موازين و حسابرسي در برابر پروردگار جهانيان و پاداش و كيفر را ياد كنيد. آن كه نيكي آورد، پاداش گيرد و آن كه بدي كرد، بهره از بهشت نخواهد برد.

هان مردمان! شما بيش از آنيد كه در يك زمان با يك دست من بيعت نماييد. از اين روي خداوند عز و جل به من دستور داده كه از زبان شما اقرار بگيرم و پيمان ولايت علي اميرالمؤمنين را محكم كنم و نيز بر امامان پس از او كه از نسل من و اويند؛ همان گونه كه اعلام كردم كه ذرّيّه من از نسل اوست.

پس همگان بگوييد: ما سخنان تو را شنيده، سر مي‌نهيم و بدان خشنوديم و بر آن گردن گذاریم و بر آن چه از سوي پروردگارمان در امامت علي اميرالمؤمنين عليه السلام و امامان ديگر از پشت او به ما ابلاغ كردي، با دل و جان و زبان و دست‌هايمان با تو پيمان مي‌بنديم و بر اين پيمان زنده‌ايم و خواهيم مرد و برانگيخته مي‌شويم و هرگز آن را دگرگون و مبدل نكرده، شكّ و انكار نخواهيم داشت و از عهد و پيمان خود برنمي‌گرديم.

مطيع خداونديم و از تو و علي اميرالمؤمنين عليه السلام و اماماني پيروي مي‌کنيم که نام بردي از نسل خود و پشت او پس از حسن و حسين عليهما السلام، همان دو که جايگاه ايشان را نزد خود و منزلت ايشان در نزد خداوند تبارک و تعالي به شما گفتم و به شما بيان داشتم که آن دو، سرور جوانان اهل بهشتند و امامند پس از پدرشان علي عليه السلام که من پدر ايشانم پيش از او.

پس بگوييد به خدا و تو و علي و حسن و حسين و اماماني که نام بردي، عهد و پيماني براي امير المؤمنين از دل و جان و زبان و روح و دستانمان داديم و هر كس توانست با دست و گرنه با زبان پيمان بست و هرگز پيمانمان را دگرگون نخواهيم كرد و خداوند از ما هرگز شكستن عهد نبيند. خداوند را بر آن گواه خواهيم گرفت و هر آينه خداوند بر گواهي، كافي است و تو نيز بر ما گواه باش و همه فرمان ‌برندگان از آشکار و پنهان و فرشتگان خدا و سربازان و بندگان او و خداوند از هر شاهدي بزرگتر است.

هان مردمان! چه مي‌گوييد؟ همانا خداوند هر صدايي را مي‌شنود و نوايي را كه از دل­ها مي‌گذرد، مي‌داند. هر آن كس هدايت پذيرفت، خير را براي خويشتن پذيرفته و آن كه گمراه شد، به زيان خود رفته است و هر كس بيعت كند، هر آينه با خداوند پيمان بسته كه «يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيدِيهِم» [دست خدا بالاي دستان آنهاست]

هان مردمان! اينك با خداوند بيعت كنيد و با من پيمان بنديد و با علي اميرالمؤمنين و حسن و حسين و امامان عليهم السلام پس از آنان از نسل آنان كه نشانه پايدارند و خداوند نابکاران را به ايشان تباه مي‌كند و به باوفايان به ‌واسطه ايشان مهر مي‌ورزد.

«فَمَن نَّكَثَ فَإِنَّمَا يَنكُثُ علَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عاهَدَ علَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عظِيمًا» [هر كه پيمان شكند جز اين نيست كه به زيان خود گام برداشته، و هر كه بر عهدي كه با خدا بسته، پابرجا ماند؛ به زودي خدا او را پاداش بزرگي خواهد داد]

هان مردمان! آن چه بر شما گفتم، بگوييد و به علي عليه السلام با لقب اميرالمؤمنين سلام گوييد و بگوييد: «سَمِعنَا وَأَطَعنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ» [شنيديم و فرمان مي‌بريم. پروردگارا، آمرزشت خواهيم و بازگشت به سوي تو است] و نيز بگوييد: «الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذِي هَدَانَا لِهَـذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلا أَنْ هَدَانَا اللّهُ»[تمام سپاس خدايي راست كه ما را به اين راهنمايي فرمود وگر نبود آن که خدا راهنمايي‌مان کند، راه نمي‌يافتيم]

هان مردمان! هر آينه برتري‌هاي علي بن ابي طالب عليه السلام نزد خداوند عز و جل كه در قرآن نازل فرموده، بيش از آن است كه من يك باره برشمارم. پس هر كس از مقامات او خبر داد و آنها را شناساند، تصديق و تأييدش كنيد.

هان مردمان! آن كس كه از خدا و رسولش و علي و اماماني كه نام بردم پيروي كند، به رستگاري بزرگي دست يافته است.

هان مردمان! بيشترين سبقت جويان به بيعت و پيمان و سروري او و درود آوردن بر او براي مقام «امارت مؤمنان»، رستگارانند و در بهشت­هايي پر بهره خواهند بود.

هان مردمان! آن چه خدا را خشنود كند، بگوييد. پس اگر شما و تمامي زمينيان كفران ورزند، خدا را زياني نخواهد رسانيد.

پروردگارا! ايمان‌آورندگان را بيامرز و كافران را هلاک گردان! و سپاس خدا راست پروردگار جهانيان».

پس آن گاه مردمان ندا برآوردند: آري شنيديم و سرنهاديم بر آن چه خدا و رسول خدا صلي الله عليه و آله امر کرد با دل‌ها و زبان‌ها و دست‌هامان. آن گاه با ازدحام و فشار بر يکديگر به سمت رسول الله صلي الله عليه و آله و علي عليه السلام آمدند و با دست، بيعت کردند و اولين کساني که با رسول الله صلي الله عليه و آله دست بيعت دادند، خليفه اولي و دومي و سومي و چهارمي و پنجمي بودند و ديگر مهاجران و انصار و بقيه مردم به حسب جايگاه خود با ايشان دست بيعت دادند تا آن که نماز غروب را با نماز عشاء خواندند و بيعت و دست دادن تا سه روز پس از آن ادامه داشت و هر گاه که قومي بيعت مي‌نمود، رسول الله صلي الله عليه و آله مي‌فرمود: «سپاس خدا راست پروردگار جهانيان. سپاس خدايي راست که ما را بر تمام جهانيان برتري داد».

اعمال روز عید غدیر

برای این روز اعمال متعددی روایت شده است:

۱- روزه گرفتن است که در روایتی از امام صادق (ع) روزه در چنین روزی برابر روزه ۶۰ ماه شمرده شده و در روایتی روزه روز غدیر خم کفاره ۶۰ سال است.

۲- مرحوم «شیخ کفعمی» در کتاب «بلدالامین» غسل این روز را مستحب دانسته است.

۳- احسان و نیکی به برادران مومن.
در روایتی از امام صادق (ع) آمده است که فرمودند:
"این روز، روز عبادت است و روز اطعام و نیکی کردن و احسان به برادران دینی است".
در روایت دیگری امام رضا (ع) فرمود: کسی که در این روز، به خانواده و برادران مومن خود، توسعه در رزق و بخشش‌ها و انفاق‌ها دهد، خداوند روزی او را زیاد می‌گرداند.

۴- زیارت امیرمومنان علی (ع) در این روز بسیار بافضیلت است.
در روایتی از ابن ابی‌نصر (یکی از یاران برجسته امام رضا (ع)) نقل شده است که حضرت به وی فرمود:
"هرجا که هستی سعی کن در روز عید غدیر، خود را به کنار قبر مطهر امیرمومنان علی (ع) برسانی، چراکه در این روز خداوند گناهان بسیاری از مردان و زنان مسلمان را می‌بخشد و دو برابر کسانی که خداوند آن‌ها را در ماه رمضان و شب قدر و شب عید فطر از دوزخ آزاد می‌کند، در چنین روزی از آتش جهنم رهایی می‌دهد".
برای امیرمومنان (ع) در این روز زیارت‌هایی نقل شده است که معروف‌ترین آن، زیارت معروف «امین‌الله» است که می‌توان آن را از نزدیک یا از راه دور، خطاب به امیرمومنان (ع) خواند و دیگری زیارت مخصوصه امیرمومنان در روز عید غدیر است.
زیارت امین‌الله را می‌توانید با مراجعه به این نشانی مطالعه کنید.
همچنین زیارت مخصوصه امیرمومنان را می‌توانید در این نشانی مشاهده کنید.

۵- امام رضا (ع) فرمودند: در چنین روزی که روز عید و تبریک گفتن به یکدیگر است، مناسب است مومنان وقتی به یکدیگر می‌رسند این جملات را بگویند:
«الْحَمْدُ للهِ الَّذی جَعَلَنا مِنَ الْمُتَمَسِّکینَ بِوِلایةِ امیرِالْمُؤْمِنینَ وَالائِمَّةِ»
ستایش خاص خدایی است که قرار داد ما را از تمسک‌جویان به ولایت امیرمومنان و سایر امامان علیهم السلام.

۶- در چنین روزی وقتی برادر مومنت را ملاقات کردی، بگو:
«الْحَمْدُ للهِ الَّذی اکْرَمَنا بِهذَا الْیوْمِ، وَجَعَلَنا مِنَ الْمُؤْمِنینَ،
ستایش خاص خدایی است که گرامی داشت ما را به این روز و قرارمان داد از ایمان آورندگان و
وَجَعَلَنا مِنَ‌الْمُوفینَ بِعَهْدِهِ الَینا، وَمیثاقِهِ الَّذی واثَقَنا بِهِ، مِنْ وِلایةِ وُلاةِ امْرِهِ،
قرارمان داد از وفاکنندگان به عهدی که با ما کرده بود و پیمانی که با ما بسته بود از ولایت سرپرستان امر دین او

وَالْقُوّامِ بِقِسْطِهِ، وَلَمْ یجْعَلْنا مِنَ الْجاحِدینَ وَالْمُکَذِّبینَ بِیوْمِ الدّینِ.
و برپادارندگان عدلش و قرارمان نداد از منکران و تکذیب کنندگان روز جزا.

۷- دعای ندبه را در این روز بخواند

۸- مرحوم «سید بن طاووس» به سند صحیح از امام صادق (ع) نقل می‌کند که در روز غدیر، دو رکعت نماز بخوان، پس از نماز به سجده برو و ۱۰۰ مرتبه خدا را شکر کن (مثلا بگو: شکرا لِلّه) و سر از سجده بردار و این دعا را بخوان:
اللّهُمَّ انِّی اسْئَلُکَ بِانَّ لَکَ الْحَمْدَ، وَحْدَکَ لا شَریکَ لَکَ، وَانَّکَ واحِدٌ احَدٌ صَمَدٌ،
خدایا از تو درخواست کنم بدان که از برای توست ستایش یگانه‌ای که شریک نداری و تویی یکتای یگانه‌ بی نیاز،
لَمْ تلِدْ وَلَمْ تُولَدْ، وَلَمْ یکُنْ لَکَ کُفُوا احَدٌ،
که فرزندی نداری و فرزند کسی نیستی و نیست برایت همتایی هیچ کس
وَانَّ مُحَمّدا عَبْدُکَ وَرَسُولُکَ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَالِهِ، یا مَنْ هُوَ کُلَّ یوْم فی شَان،
و براستی محمد بنده و رسول توست درودهای تو بر او و آلش باد، ای که هر روز در کاری هستی،
کَما کانَ مِنْ شَانِکَ انْ تَفَضَّلْتَ عَلَیَّ، بِانْ جَعَلْتَنی مِنْ اهْلِ اجابَتِکَ، وَاهْلِ دِینِکَ
چنانچه از شان تو بود که بر من تفضل فرمودی به این‌که مرا از اهل اجابتت و از اهل دینت
وَاهْلِ دَعْوَتِکَ، وَوَفَّقْتَنی لِذلِکَ فی مُبْتَدَءِ خَلْقی، تَفَضُّلا مِنْکَ وَکَرَما وَجُودا،
و اهل دعوتت قرار دادی و موفقم داشتی بدان در آغاز آفرینشم از روی تفضل و کرم و بخششت
ثُمَّ ارْدَفْتَ الْفَضْلَ فَضْلا، وَالْجُودَ جُودا، وَالْکَرَمَ کَرَما، رَافَةً مِنْکَ وَرَحْمَةً،
سپس دنبال آوردی این فضل را به فضلی دگر و این بخشش را به بخششی دگر و این کرم را به کرمی دگر که آن هم از روی مهر و رحمتت بود
الی انْ جَدَّدْتَ ذلِکَ الْعَهْدَ لی تَجْدیدا بَعْدَ تَجدیدِکَ خَلْقی،
تا بدان جا که تازه کردی این عهد را برایم از نو پس از تجدید آفرینشم
وَکُنْتُ نَسْیا مَنْسِیا ناسِیا ساهِیا غافِلا، فَاتْمَمْتَ نِعْمَتَکَ بِانْ ذَکَّرْتَنی ذلِکَ،
در صورتی که من در فراموشی بودم و فراموشکاری و بی خبری و غفلت پس تو نعمتت را بر من تمام کردی به این که آن را به یادم انداختی
وَمَنَنْتَ بِهِ عَلَیَّ، وَهَدَیتَنی لَهُ، فَلْیکُنْ مِنْ شَانِکَ یا الهی وَسَیدی وَمَولایَ
و بدان بر من منت نهادی و بر آن راهنماییم کردی پس همچنان باید از شان تو باشد ای معبود و آقا و مولای من
انْ تُتِمَّ لی ذلِکَ، وَلاتَسْلُبَنیهِ حَتّی تَتَوَفّانی عَلی ذلِکَ،
که تمام کنی برایم آن نعمت را و از من سلب نفرمایی آن را تا هنگامی که بمیرانیم بر آن
وَانتَ عَنّی راض، فَانَّکَ احَقُّ الْمُنعِمینَ انْ تُتِمَّ نِعمَتَکَ عَلَیَّ، اللّهُمَّ
در حالی که تو از من خشنود باشی که براستی تو سزاوارترین نعمت بخشانی که نعمتت را بر من به پایان رسانی خدایا
سَمِعْنا وَاطَعْنا وَاجَبْنا داعِیکَ بِمَنِّکَ، فَلَکَ الْحَمْدُ غُفْرانَکَ رَبَّنا وَالَیکَ
شنیدیم و پیروی کردیم و خواننده‌ات را اجابت کردیم به لطف تو پس از آن توست حمد و امرزشت را خواهانیم پروردگارا و به سوی توست
الْمَصیرُ، امَنّا بِاللهِ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ، وَبِرَسُولِهِ مُحَمَّد صَلَّی اللهُ عَلَیهِ
بازگشت ایمان داریم به خدای یگانه‌ای که شریک ندارد و به رسولش محمّد صلی اللّه علیه و
وَ الِهِ، وَ صَدَّقْنا وَ اجَبْنا داعِیَ اللهِ، وَ اتَّبَعْنَاالرَّسُولَ فی مُوالاةِ مَوْلینا
اله و تصدیق کردیم و اجابت کردیم داعی خدا را و پیروی کردیم از رسول (او) در مورد دوستی و اطاعت مولایمان
وَمَوْلَی الْمُؤْمِنینَ، امیرِالْمُؤْمِنینَ عَلِیِّ بْنِ ابیطالِب، عَبْدِاللهِ وَاخی رَسُولِهِ،
و مولای مومنان امیر مومنان علی بن ابی طالب بنده خدا و برادر رسول او
وَ الصِّدِّیقِ الاکْبَرِ، وَالْحُجَّةِ عَلی بَرِیتِهِ، المُؤَیدِ بِهِ نَبِیهُ وَدینَهُ الْحَقَّ
و صدیق اکبر و حجت او بر آفریدگانش آن که خداوند پیامبرش و دین حق
الْمُبینَ، عَلَما لِدینِ اللهِ، وَخازِنا لِعِلْمِهِ، وَعَیبَةَ غَیبِ اللهِ، وَمَوْضِعَ سِرِّ اللهِ،
آشکارش را بوسیله او تایید کرد نشانه و پرچم دین خدا و خزینه دار دانش او و گنجینه غیب خدا و جایگاه راز خدا
وَ امینَ اللهِ عَلی خَلْقِهِ، وَشاهِدَهُ فی بَرِیتِهِ، اللّهُمَّ رَبَّنا انَّنا سَمِعْنا مُنادِیا
و امین خدا بر خلق او و گواه او در آفریدگانش خدایا ای پروردگار ما ما شنیدیم منادی
ینادی لِلایمانِ، انْ امِنُوا بِرَبِّکُمْ فَامَنّا، رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا، وَ کَفِّرْ عَنّا
را که ندا می‌کرد برای ایمان (و می‌گفت) ایمان آورید به پروردگارتان، پروردگارا ما هم ایمان آوردیم پس بیامرز گناهانمان را و بدی‌هامان

سَیئاتِنا، وَتَوَفَّنا مَعَ الابْرارِ، رَبَّنا وَ اتِنا ما وَعَدْتَنا عَلی رُسُلِکَ، وَلا
را پوشیده دار و ما را با نیکان بمیران پروردگارا عطا کن به ما چیزی را که بوسیله فرستادگانت به ما وعده دادی و
تُخْزِنا یوْمَ الْقِیمَةِ، انَّکَ لا تُخْلِفُ الْمیعادَ، فَانّا یا رَبَّنا بِمَنِّکَ وَلُطْفِکَ اجَبْنا
در روز رستاخیز رسوایمان مکن که براستی تو خلف وعده نمی‌کنی، پس ما ای پروردگار به احسان و لطف تو اجابت کردیم
داعِیکَ، وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ وَصَدَّقْناهُ، وَصَدَّقْنا مَوْلَی الْمُؤْمِنینَ، وَکَفَرْنا
داعی تو را و پیروی کردیم از رسول تو و تصدیقش کردیم و نیز تصدیق کردیم مولای مومنان را و کافر شدیم
بِالْجِبْتِ وَالطّاغُوتِ، فَوَلِّنا ما تَوَلَّینا، وَاحْشُرْنا مَعَ ائِمَّتِنا، فَانّا بِهِمْ
به جبت و طاغوت (غاصبان حقوق آن حضرت) پس والی ما گردان ان را که ما به ولایت برگزیدیم و با امامانمان محشورمان کن که براستی ما بدیشان
مُؤْمِنُونَ مُوقِنُونَ، وَلَهُمْ مُسَلِّمُونَ، امَنّا بِسِرِّهِمْ وَعَلانِیتِهِمْ، وَشاهِدِهِمْ
ایمان و اعتقاد داریم و تسلیم آنانیم ایمان داریم بر نهانشان و آشکارشان و حاضرشان
وَغائِبِهِمْ، وَحَیهِمْ وَمَیتِهِمْ، وَرَضینا بِهِمْ ائِمَّةً وَقادَةً وَسادَةً، وَ حَسْبُنا بِهِمْ
و غایبشان و زنده‌شان و مرده‌شان و خشنودیم به امامتشان و اقاییشان و همان‌ها ما را در
بَینَنا وَبَینَ اللهِ دُونَ خَلْقِهِ، لا نَبْتَغی بِهِمْ بَدَلا، وَلا نَتَّخِذُ مِنْ دُونِهِمْ وَلیجَةً،
مابین خود و خدا از سایر خلق کافی هستند نجوییم بجای ایشان بدلی و نگیریم جز ایشان همدمی (یا معتمدی)
وَ بَرِئْنا الَی اللهِ مِنْ کُلِّ مَنْ نَصَبَ لَهُمْ حَرْبا مِنَ الْجِنِّ وَالانْسِ مِنَ الاوَّلینَ
و بیزاری جوییم به درگاه خدا از هر که برپا کند در برابرشان جنگی از جن و انس از اوّلین
وَ الاخِرینَ، وَ کَفَرْنا بِالْجِبْتِ وَ الطّاغُوتِ وَ الاوْثانِ الارْبَعَةِ، وَ اشْیاعِهِمْ
و آخرین و کافر شدیم به جبت و طاغوت و بت‌های چهارگانه و دنبال روندگان
وَ اتْباعِهِمْ، وَ کُلِّ مَنْ والاهُمْ مِنَ الْجِنِّ وَ الانْسِ، مِنْ اوَّلِ الدَّهرِ الی اخِرِهِ،
و پیروانشان و هر که دوستشان دارد از جن و انس از آغاز روزگار تا پایان آن
اللّهُمَّ انّا نُشْهِدُکَ انّا نَدینُ بِما دانَ بِهِ مُحَمَّدٌ وَ الُ مُحَمَّد، صَلَّی اللهُ عَلَیهِ
خدایا تو را گواه می‌گیریم که ما متدین هستیم بدانچه متدین شد بدان محمّد و آل محمّد درود خدا بر او
وَعَلَیهِمْ، وَ قَوْلُنا ما قالُوا، وَ دینُنا ما دانُوا بِهِ، ما قالُوا بِهِ قُلْنا، وَ ما دانُوا بِهِ
و بر ایشان باد و گفتار ما همان است که آن‌ها گفتند و دین ما همان است که آن‌ها متدین بدان بودند هرچه را آنان گفتند ما هم گفتیم و هرچه را آنان متدین شدند
دِنّا، وَما انْکَرُوا انْکَرْنا، وَمَنْ والَوْا والَینا، وَمَنْ عادَوْا عادَینا، وَمَنْ لَعَنُوا
ما هم شدیم و هرچه را انکار کردند ما انکار کردیم و هرکه را دوست داشتند دوست داریم و هر که را دشمن دارند دشمن داریم و هر که را لعن کردند
لَعَنّا، وَمَنْ تَبَرَّؤُا مِنْهُ تَبَرَّانا مِنْهُ، وَمَنْ تَرَحَّمُوا عَلَیهِ تَرَحَّمْنا عَلَیهِ، امَنّا وَ
لعن کنیم و از هر که بیزاری جستند بیزاری جوئیم و بر هر که ترحم کردند ترحم کنیم ایمان آوردیم
سَلَّمْنا، وَ رَضینا وَ اتَّبَعْنا مَوالِینا صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِمْ، اللّهُمَّ فَتَمِّمْ لَنا ذلِکَ
و تسلیم و خشنود گشتیم و پیروی کردیم از سرورانمان درودهای خدا بر ایشان باد خدایا پس تو آن را برای ما تکمیل کن
وَلاتَسْلُبْناهُ، وَ اجْعَلْهُ مُسْتَقِرّا ثابِتا عِنْدَنا، وَلا تَجْعَلْهُ مُسْتَعارا، وَاحْینا
و از ما سلب مفرما و آن را پایگاهی ثابت در پیش ما قرار ده و پایگاه عاریت و موقتش قرار مده و زنده‌مان
ما احْییتَنا عَلَیهِ، وَامِتْنا اذا امَتَّنا عَلَیهِ، الُ مُحَمَّد ائِمَّتُنا، فَبِهِمْ نَاتَمُّ وَایاهُمْ
دار بر همان تا هرگاه که زنده‌مان داری و بمیرانمان بر آن هرگاه میراندی مان، آل محمّد پیشوایان مایند به آن‌ها اقتدا کنیم و آنان را
نُوالی، وَعَدُوَّهُمْ عَدُوَّ اللهِ نُعادی، فَاجْعَلْنا مَعَهُمْ فِی الدُّنْیا وَالاخِرَةِ وَمِنَ
دوست داریم و دشمنشان را که دشمن خداست دشمن داریم پس ما را در دنیا و آخرت با ایشان قرار ده و از
الْمُقَرَّبینَ، فَانّا بِذلِکَ راضُونَ، یا ارْحَمَ الرّاحِمینَ.
مقربان درگاهت گردان که براستی ما به همان خشنودیم ای مهربانترین مهربانان.
پس از پایان دعا، بار دیگر به سجده برو و ۱۰۰ مرتبه الحمد لله و ۱۰۰ مرتبه شکرا للهِ بگو.

امام (ع) در ادامه فرمود: هر کس که این عمل را بجا آورد، پاداش کسی را دارد که در روز غدیر، نزد رسول خدا(ص) بوده و با آن حضرت بیعت کرده است. (مرحوم محدّث قمی می‌گوید: بهتر است که این نماز نزدیک ظهر انجام شود که مقارن نصب حضرت علی (ع) به خلافت بوده است.)

۹- از «شیخ مفید» (رحمة الله علیه) نقل شده است که این دعا را در روز «غدیر» می‌خوانی:
اللّهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّد نَبِیکَ، وَعَلِیٍّ وَلِیکَ، وَالشَّانِ وَالْقَدْرِ الَّذی
خدایا از تو درخواست کنم به حق محمّد پیامبرت و به حق علی ولی تو و بدان منزلت و مرتبه‌ای که بدان
خَصَصْتَهُما بِهِ دُونَ خَلْقِکَ، انْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّد وَعَلِیٍّ، وَانْ تَبْدَءَ بِهِما
وسیله ان دو را از سایر مخلوق خود اختصاص دادی که درود فرستی بر محمّد و علی و از آنان شروع کنی
فی کُلِّ خَیر عاجِل، اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد الائِمَّةِ الْقادَةِ،
در دادن هر خیری که فوری است خدایا درود فرست بر محمّد و آل محمّد پیشوایان رهبر
وَ الدُّعاةِ السّادَةِ، وَ النُّجُومِ الزّاهِرَةِ، وَ الاعْلامِ الْباهِرَةِ، وَ ساسَةِ الْعِبادِ،
و خوانندگان بزرگ و سرور و ستارگان درخشان و نشانه‌های فروزان و تدبیرکنندگان کار بندگان
وَ ارْکانِ الْبِلادِ، وَ النّاقَةِ الْمُرْسَلَةِ، وَ السَّفینَةِ النّاجِیةِ، الْجارِیةِ فِی اللُّجَجِ
و پایه‌های جاهای آباد و ناقه فرستاده شده و کشتی نجات که روان است در دریاهای
الْغامِرَةِ، اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد، خُزّانِ عِلْمِکَ، وَ ارْکانِ
ژرف پرآب خدایا درود فرست بر محمّد و ال محمّد گنجینه‌های دانشت و پایه‌های
تَوْحِیدِکَ، وَ دَعائِمِ دینِکَ، وَ مَعادِنِ کَرامَتِکَ، وَ صَفْوَتِکَ مِنْ بَرِیتِکَ،
محکم توحید تو و ستون‌های دین تو و معدن‌های کرامتت و برگزیدگان از خلقت
وَ خِیرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ، الاتْقِیاءِ النُّجَباءِ الابْرارِ، وَ الْبابِ الْمُبْتَلی بِهِ
و بهترین آفریدگانت ان پرهیزکاران و برگزیدگان نیکوکار و درگاهی که مورد ابتلای مردم است
النّاسُ، مَنْ اتاهُ نَجی، وَمَنْ اباهُ هَوی، اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ
هر که بدان درگاه آمد نجات یافت و هرکه سرباز زد سقوط کرد خدایا درود فرست بر محمد و آل
مُحَمَّد، اهْلِ الذِّکْرِ الَّذینَ امَرْتَ بِمَسْئَلَتِهِمْ، وَ ذَوِی الْقُرْبَی الَّذینَ امَرْتَ
محمد اهل ذکری که دستور فرمودی بپرسش مسائل از ان‌ها و خویشاوندانی که دستور فرمودی
بِمَوَدَّتِهِمْ، وَفَرَضْتَ حَقَّهُمْ، وَجَعَلْتَ الْجَنَّةَ مَعادَ مَنِ اقْتَصَّ اثارَهُمْ، اللّهُمَّ
به دوست داشتنشان و حقشان را واجب کردی و بهشت را بازگشتگاه (و سرمنزل) کسی قرار دادی که آثارشان را پیروی کند خدایا
صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد، کَما امَرُوا بِطاعَتِکَ، وَنَهَوْا عَنْ مَعْصِیتِکَ،
درود فرست بر محمد و آل محمد چنانچه دستور پیروی تو را دادند و از نافرمانیت نهی کردند
وَدَلُّوا عِبادَکَ عَلی وَحْدانِیتِکَ، اللّهُمَّ انّی اسْئَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّد نَبِیکَ
و بندگانت را به یگانگی‌ات راهنمایی کردند خدایا من از تو می‌خواهم به حق محمد پیامبرت
وَ نَجیبِکَ، وَ صَفْوَتِکَ وَ امینِکَ، وَ رَسُولِکَ الی خَلْقِکَ، وَ بِحَقِّ
و گرامی و برگزیده و امین تو و فرستاده‌ات بسوی خلق و به حق
امیرِالْمُؤْمِنینَ، وَیعْسُوبِ الدّینِ، وَقائِدِ الْغُرِّ الْمُحَجَّلینَ، الْوَصِیِّ الْوَفِیِّ،
امیرمومنان و پیشوای دین و رهبر سفیدرویان ان وصی با وفا
وَالصِّدّیقِ الاکْبَرِ، وَالْفارُوقِ بَینَ الْحَقِّ وَالْباطِلِ، وَالشّاهِدِ لَکَ، وَالدّالِّ
و صدیق اکبر و جداکننده بین حق و باطل و گواه تو و راهنمایی کننده
عَلَیکَ، وَالصّادِعِ بِامْرِکَ، وَالْمُجاهِدِ فی سَبیلِکَ، لَمْ تَاخُذْهُ فیکَ لَوْمَةُ
بر تو و آشکار کننده دستورت و جهادکننده در راهت آن که نگیردش (و ناراحتش نکند) درباره تو ملامت
لائِم، انْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد، وَانْ تَجْعَلَنی فی هذَا الْیوْمِ
ملامت کننده‌ای که درود فرستی بر محمّد و ال محمّد و مرا قرار دهی در این روزی
الَّذی عَقَدْتَ فیهِ لِوَلِیکَ الْعَهْدَ فی اعْناقِ خَلْقِکَ، وَاکْمَلْتَ لَهُمُ الدّینَ مِنَ
که بستی برای ولی خود پیمان (امامت) را در گردن خلق خود و کامل گرداندی برای آن‌ها دین را از
الْعارِفینَ بِحُرْمَتِهِ، وَالْمُقِرّینَ بِفَضْلِهِ، مِنْ عُتَقائِکَ وَطُلَقائِکَ مِنَ النّارِ،
عارفان به حرمتش و اقرارکنندگان به فضل او از آزادشدگان و رهاشدگانت از آتش
وَلا تُشْمِتْ بی حاسِدِی النِّعَمِ، اللّهُمَّ فَکَما جَعَلْتَهُ عیدَکَ الاکْبَرَ،
و شاد مکن نسبت به من حسودانم را در نعمت‌هایت خدایا چنانچه آن را عید بزرگ خود قرار داده‌ای
وَ سَمَّیتَهُ فِی السَّماءِ یوْمَ الْعَهْدِ الْمَعْهُودِ، وَ فِی الارْضِ یوْمَ الْمیثاقِ

و نامیدی آن را در آسمان روز عهد معهود و در زمین روز پیمان گرفتن
الْمَاخُوذِ، وَالْجَمْعِ الْمَسْئُولِ، صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد، وَاقْرِرْ بِهِ
و انجمن بازخواست شده درود فرست بر محمد و آل محمد و روشن کن بوسیله‌اش دیدگان
عُیونَنا، وَاجْمَعْ بِهِ شَمْلَنا، وَلا تُضِلَّنا بَعْدَ اذْ هَدَیتَنا، وَاجْعَلْنا لانْعُمِکَ مِنَ
ما را و گرداور بدستش پراکندگی ما را و گمراهمان مکن پس از ان که هدایتمان کردی و قرارمان ده از سپاسگزاران
الشّاکِرینَ، یا ارْحَمَ الرّاحِمینَ، الْحَمْدُ للهِِ الَّذی عَرَّفَنا فَضْلَ هذَا الْیوْمِ،
نعمت‌هایت ای مهربانترین مهربانان ستایش خاص خدایی است که شناساند به ما فضیلت این روز را
وَبَصَّرَنا حُرْمَتَهُ، وَکَرَّمَنا بِهِ، وَشَرَّفَنا بِمَعْرِفَتِهِ، وَهَدانا بِنُورِهِ، یا رَسُولَ
و بینامان کرد به حرمت این روز و گرامی‌مان داشت بدان و شرافتمان داد به معرفتش و هدایتمان کرد به نورش ای رسول
اللهِ یا امیرَالْمُؤمِنینَ، عَلَیکُما وَعَلی عِتْرَتِکُما وَعَلی مُحِبِّیکُما مِنّی افْضَلُ
خدا ای امیرمومنان بر شما و بر عترت شما و بر دوستان شما بهترین
السَّلامِ ما بَقِیَ اللَّیلُ وَالنَّهارُ، وَبِکُما اتَوَجَّهُ الَی اللهِ رَبّی وَرَبِّکُما فی
سلام و درود من باد تا برپاست شب و روز و بوسیله او رو کنم بسوی خدا پروردگار من و پروردگارتان در
نَجاحِ طَلِبَتی، وَقَضاءِ حَوائِجی، وَتَیسیرِ امُوری، اللّهُمَّ انّی اسْئَلُکَ
موفق شدن به مقصودم و برآورده شدن حاجاتم و آسان شدن کارهایم خدایا از تو خواهم
بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد، انْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد، وَانْ تَلْعَنَ
به حق محمد و ال محمد که درود فرستی بر محمد و آل محمد و لعنت کنی
مَنْ جَحَدَ حَقَّ هذَا الْیوْمِ، وَانْکَرَ حُرْمَتَهُ، فَصَدَّ عَنْ سَبیلِکَ لاطْفاءِ نُورِکَ،
کسی را که انکار کند حق این روز را و انکار کند حرمتش را و جلوگیری کرد از راه تو برای خاموش کردن نورت
فَابَی اللهُ الا انْ یتِمَّ نُورَهُ، اللّهُمَّ فَرِّجْ عَنْ اهْلِ بَیتِ مُحَمَّد نَبِیکَ، وَاکْشِفْ
ولی خدا هم نمی‌خواهد جز ان که نورش را اشکار کند خدایا گشایش ده به کار خاندان محمد پیامبرت و برطرف کن
عَنْهُمْ وَبِهِمْ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ الْکُرُباتِ، اللّهُمَّ امْلاءِ الارْضَ بِهِمْ عَدْلا،
از ایشان و بوسیله ایشان از اهل ایمان گرفتاری‌ها و محنت‌ها را خدایا پرکن زمین را بوسیله ایشان از عدل و داد
کَما مُلِئَتْ ظُلْما وَ جَوْرا، وَ انْجِزْلَهُمْ ما وَعَدْتَهُمْ، انَّکَ لا تُخْلِفُ الْمیعادَ.
چنانچه پر شده از ستم و بیداد و وفا کن برای آن‌ها انچه را وعده دادی به آن‌ها که براستی تو خلف وعده نمی‌کنی.

۱۰- به سبب عظمت روز «غدیر» و مبارکی و میمنت آن، مناسب است که برادران مومن، با یکدیگر در این روز، عقد اخوت و برادری بخوانند و پیوند برادری و همکاری را میان خویش عمیق‌تر سازند.
مرحوم «حاجی نوری» در «مستدرک الوسائل» می‌گوید: دست راست خود را بر دست راست برادر مومن خود بگذار و بگو:
و اخَیتُکَ فِی اللهِ، وَ صافَیتُکَ فِی اللهِ، وَ صافَحْتُکَ فِی اللهِ، وَعاهَدْتُ اللهَ
برادر شدم با تو در راه خدا و دوست باصفایت شدم در راه خدا و مصافحه کردم با تو در راه خدا و عهد کردم با خدا
وَ مَلائِکَتَهُ وَکُتُبَهُ وَرُسُلَهُ وَانْبِیائَهُ، وَالائِمَّةَ الْمَعْصُومینَ عَلَیهِمُ السَّلامُ،
و فرشتگانش و کتاب‌هایش و رسولانش و پیمبرانش و امامان معصومین علیهم السلام
عَلی انّی انْ کُنْتُ مِنْ اهْلِ الْجَنَّةِ وَ الشَّفاعَةِ، وَاذِنَ لی بِانْ ادْخُلَ الْجَنَّةَ،
بر این که اگر من از اهل بهشت و اهل شفاعت بودم و اجازه‌ام دادند که
لا ادْخُلُها الا وَانْتَ مَعی
داخل بهشت گردم داخل نشوم جز با تو
آن‌گاه برادر مومن می‌گوید:
قَبِلْتُ.
قبول کردم

آنگاه بگو:

اسْقَطْتُ عَنْکَ جَمیعَ حُقُوقِ الاخُوَّةِ، ما خَلا الشَّفاعَةَ وَ الدُّعاءَ وَ الزِّیارَةَ.
و ساقط کردم از تو تمامی حقوق برادری را جز شفاعت و دعا و زیارت.
در این صورت، وقتی که طرف مقابل قبول کرد، برادر معنوی یکدیگر خواهند شد و چون وظیفه اخوت بسیار سنگین است، همه حقوق برادری را جز زیارت، دعا و شفاعت به یکدیگر می‌بخشند.
(البته باید دانست که جاری ساختن این عقد فقط برای ایجاد تعهدی عاطفی است و هیچ‌گونه حقوقی مانند بردن ارث از یکدیگر و…  را شامل نشده و نمی‌تواند میان نامحرمان مثلا یک زن و مرد انجام پذیرد.)

برچسب‌ها, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

پاسخ دهید