1

aaa 2,849 views

خبر

رازسالم ماندن اجسادمؤمنین چیست؟/ابدانی که سالم ماندند

مارس 14, 2016 در 8:18 ق.ظ توسط

راز سالم ماندن اجساد مؤمنين در قبر/جنازه هایی که سالم ماندند

پيكر مرحوم آيت الله سيد كاظم حسيني قزويني كه بنا به وصيت آن فقيد سعيد مي‌بايست در كربلا دفن مي‌شد، با توجه به حاكميت رژيم منحوس صدام، امكان انتقال به كربلا را نداشت، لذا به رسم امانت در قم به خاك سپرده شد و اخيراً كه زمينه انتقال ايشان به كربلا فراهم شده بود، پس از مشورت با فقهاي بزرگوار، قبر اين عالم رباني را نبش نمودند كه در حين برداشتن سنگ‌هاي لحد، متوجه پيكر مطهر و دست نخورده ايشان شدند.
انتشار اين خبر، فضاي عمومي رسانه‌ها و جامعه را در بهت و حيرت برد و معنويت خاصي بر فضاي مطبوعاتي و نيز اقشار مختلفي كه اين خبر را شنيده يا خوانده بودند حاكم نمود.
تقوا بر تن و جسم انسان به طور فيزيكي اثر مي‌گذارد، پاكي روح و تقوا به جسم انسان خاصيتي مي‌دهد كه يكي از اثرات مهم آن نپوسيدن جسم بعد از مرگ است.
سالم‌ماندن و نپوسيدن بدن، نوعي كرامت الهي است كه خداوند به بندگان خوب خود عنايت مي‌كند و عملاً نشان مي‌دهد تقوا در عالم برزخ نيز تأثيرگذار است و اين نشانه‌ تحقق معاد و حقانيت عقايد ديني است و از خواص تقوا، تازه‌ماندن جسم است.
بدن افرادي چون فرعون به وسيله مواد شيميايي و موميايي كردن و تخليه بخش‌هاي داخلي بدن آن‌ها براي جلوگيري از پوسيدگي صورت مي‌گيرد؛ اما افراد پاك و با تقوا به طور طبيعي و با اين كه در معرض عوامل فاسد كننده و تجزيه كننده جسم هستند، سالم مي‌مانند و نمي‌پوسند و تفاوت اين دو از زمين تا آسمان است.

يكي از اين نمونه‌هاي سالم‌ماندن جسد، پيكر آيت‌اله مجتهدي مجاب است كه بعد از سي سال، وقتي به خاطر دفن پسرش در همان مرقد، قبر را شكافتند، متوجه شدند جسم آن عالم الهي سالم و دست‌نخورده است و همچنين فردي به نام احمد كه اشعار فضايل اميرالمؤمنين(ع) را مي‌خواند و بعد از مرگ در يكي از روستاهاي خوانسار دفن شده بود، ‌بعد از گذشت ۲۰ سال از درگذشت او به واسطه تعريض جاده‌ كنار گورستان، متوجه سالم‌بودن جسم او مي‌شوند.

علاوه بر تقوا،‌در منابع ديني استمرار غسل جمعه و مقيد بودن بر آن از عوامل سالم ماندن جسم در قبر شمرده شده است.


نحوه ارتباط "تعلق"روح و بدن
مرحوم آيت‌اله حسيني تهراني در كتاب معادشناسي بحث مفصلي در اين خصوص و نحوه ارتباط روح و بدن بيان نموده و نپوسيدن بدن‌هاي مطهر پيامبران و ائمه طاهرين را مدعايي بر اين امر بيان كرده است.

‌سالم‌ماندن جسد بعد از يازده‌قرن
مرحوم آيت‌اله حاج آقا حسين مجتهدي كه در زمان ناصرالدين شاه قاجار مي‌زيسته است، مي‌نويسد: هنگام فرش كردن حرم مطهر حضرت معصومه‌(س) با سنگ‌هاي مرمر، در قسمت پايين‌ پاي حضرت روزنه‌اي به سرداب باز شد، و دو نفر از زنان صالحه، براي بررسي وضع داخل سرداب وارد آن شدند و در آنجا، سه پيكر مطهر تروتازه را ديدند كه گويي، همان روز، از دنيا رفته‌اند. اين سه نفر يكي بانوي ارجمند حضرت ميمونه‌(س) دختر موسي‌مبرقع و آن دو نفر، كنيزهايي به نامه‌هاي ام‌اسحاق و ام‌حبيب بوده‌اند.
سالم ماندن بدن شيخ صدوق
آرامگاه شيخ صدوق در طول ساليان بسيار و قرن‌هاي متوالي، ويران شده بود، مامقاني در كتاب تنقيح المقال مي‌نويسد: وقتي به دليل سيل و طوفان، سردابي كه مرحوم شيخ صدوق در آن مدفون بودند، ويران شد، بسياري از بزرگان كه از جمله آن‌ها پدر بزرگوار آيت‌اله‌العظمي مرعشي‌نجفي بود، جسدي را ديدند كه تمام اعضاي بدنش سالم و تازه به نظر مي‌رسيد، و با صورتي نيكو آرميده بود، بعد از تحقيق و تفحص كتيبه‌اي يافتند كه بر روي آن نوشته شده بود "هذا المرقد العالم الكامل المحدث، ثقة‌المحدثين صدوق‌الطائفه، ابوجعفر محمد بن علي بن حسين بن موسي‌ابن جعفر بن بابويه قمي ".
مرحوم آيت‌اله‌العظمي مرعشي‌نجفي‌ از پدرشان نقل مي‌كردند كه: من دست آن بزرگوار را بوسيدم و تقريبا بعد از نهصدسال دست ايشان بسيار نرم و لطيف بود.
پيكر سالم نوه دختري ملاصدرا
هنگامي كه از سوي خيابان انقلاب (چهارمردان) قم به سوي حرم حضرت معصومه (س) مي‌‌رويد، روبروي درب ورودي پاساژ كويتي‌ها، سنگ قبري برآمده در ميان پياده‌رو، خودنمايي مي‌كند، اين مرقد كسي نيست جز علامه حكيم متكلم و محدث فقيه ميرزا حسن لاهيجي، پسر حكيم عبدالرزاق لاهيجي كه مادرش دختر صدرالمتالهين مي‌باشد.
يافت شدن اين پيكر سالم، به زماني مربوط مي‌شود كه براي احداث ‌خيابان مزبور به جسد سالمي برخورد مي‌كنند، با مراجعه به علماي قم، آيت‌اله‌العظمي مرعشي‌نجفي‌ نسبت ايشان را تاييد مي‌كنند،‌ اما جاي تأسف است در طول روز هزاران نفر از كنار اين مرقد عبور مي‌كنند، بدون اين‌كه آن را بشناسند.
ميرزاحسن (كاشفي) لاهيجي، از حكما و محدثين بنام شيعه است كه داراي تأليفات گران‌سنگي چون‌ شرح صحيفه سجاديه، شمع يقين، اصول خمسه، سرّ مخزون يا اثبات الرجعه، حاشيه بر شوارق الافهام، رسالة في الغيبه، هديةالمسافر و… مي‌باشد.
اين عالم رباني در سال ۱۱۲۱ در قم وفات يافت. البته نام اصلي وي ميرزا حسن لاهيجي است و اشتهار او به كاشفي معلوم نيست.

پيكر سالم مرحوم قطب راوندي بعداز8قرن
مرحوم سعيدبن هبة‌اله رواندي معروف به قطب راوندي در سال ۵۷۳ه‌ق وفات نمودند و در حرم مطهر حضرت معصومه‌(س) به خاك سپرده شدند، بعد از ۸ قرن هنگامي‌كه جهت تعمير حرم مطهر، در بخشي از صحن مطهر حضرت معصومه‌(س) با پيكر سالم و سيماي نوراني آيت‌اله قطب راوندي برخورد كردند، حضرت آيت‌اله مرعشي‌نجفي سنگ قبر بلندي بر فراز قبر او نهادند.

جسدسالم آيت‌اله سيد محمد كاظم قزويني بعداز17سال
در اخبار آمده بود كه ۲۱ ارديبهشت سال جاري پيكر آيت‌اله سيد محمد كاظم قزويني بعد از ۱۷ سال سالم از خاك بيرون آورده شد، او وصيت كرده بود كه او را در كربلا به خاك بسپارند و بعد از ۱۷ سال جهت انتقال جسد به كربلا، متوجه شدند كه پيكر ايشان سالم است.
آيت‌اله سيد محمد كاظم قزويني داماد مرحوم آيت‌اله‌العظمي سيد ميرزا مهدي شيرازي از مراجع تقليد پيشين در نجف بودند.

کاربری می نویسد:

جناب حجه السلام شیخ مهدی مظاهری از علمای معروف اصفهان از قول یکی از معتمدین و اعضای هیئت امنای قبر مرحوم علامه مجلسی (ره) میفرمودند که در حدود 10 الی 15 سال پیش که ضریحی بر روی قبر علامه مجلسی (ره) نصب نمودند در حال تخریب قبری که از زمین برآمده بود پای علامه بصورت کاملا سالم از قبر بیرون آمده و مورد روئیت مومنین واقع شده است. / ۲۴ خرداد ۱۳۹۰جهان نیوز

                                                        ***

پانسمان امام حسین،بدست  شاه اسماعیل از سر حُر بن یزید باز شد

شاه‌ اسماعيل‌ شنیده‌ بود كه‌ در واقعه‌ كربلا كه‌ سر حرّ مورد اصابت‌ قرار گرفت‌ و  سيد الشهدا  دستمال‌ خود را بر سر حرّ بستند و حرّ با همان‌ دستمال‌ دفن‌ شده‌ است‌.

حُرّ بن یزید بن ناجیه تَمیمی یربوعی ریاحی، از یاران امام حسین(ع) و شهدای کربلا. او از بزرگان و رؤسای کوفه و مردی شریف در میان قوم خود بود و از جنگاوران مسلمان به شمار می‌رفت. حر فرمانده بخشی از سپاه عبیدالله بن زیاد در واقعه كربلا بود كه به سبب پشیمانی از اقدام خود و پیوستن به امام حسین(ع)، نزد شیعیان حرمتی خاص دارد. شیعیان حر را نماد امید به قبولی توبه و رستگاری بعد از آن می‌دانند. 

زمان توبه حرّ تا شهادت وی چندان به طول نینجامید. بنابر روایتی، حرّ از امام تقاضا کرد که چون نخستین کسی بوده که بر امام خروج کرده، اجازه دهد که نخستین مبارز و شهید باشد.

جنازه آن آزاد مرد را قبيله اش، بن رياح، از ميدان جنگ خارج كرد و در روستايي در 7 كيلومتري شمال غربي كربلا به خاك سپرد. همان جا كه امروزه به سبب وجود قبر او به « روستاي حرّ » معروف است. آستان مبارك آن شهيد در 370 ق به دستور عضدالدوله ديلمي ساخته شد.

در 914 ق شاه اسماعيل صفوي،هنگام زيارت "حر"، به تجديد بناي آن پرداخت.

اين بنا يك بناي ساده در ميان صحرا است كه به صورت يك چهار ديواري آجري و قلعه اي مستحكم به دستور مادر آقاخان محلاتي ساخته شده است. اين مزار صحن و گنبدي با كاشي آبي و ضريح نقره اي دارد. ناصر الدين شاه، كه آن جا را زيارت كرد، در آن دوران از خرابي و وضع نامطلوب و نگه داري بد آن بقعه به مدحت پاشا، حاكم كربلا، گلايه كرده و براي تعمير و نگه داري بهتر آن سفارش هايي كرده بود.

بنا بر اين گزارش، در 1330 ق تعميراتي در آن آستان انجام گرفت و ايواني در آن تعبيه شد. كتيبه بالاي اين ايوان نشان دهنده باني و تعمير كننده آن است: « قد عمر هذا المكان بهمة آقا حسين خان شجاع السلطان همداني دام ظله الفاني سنه 1330 ق ». در قسمت شرقي صحن، حجره هايي در دو طبقه جهت سكونت زائران ساخته شده و هنرمندان ايراني در 1396 ق، حرم را آينه كاري كردند.

در كتاب‌ «تنقيح‌ المَقال‌» مامَقاني‌ نقل‌ مي كند از حائري‌ از سيّد نعمة‌ الله‌ جزائري‌ در كتاب‌ «أنوار نعمانيّه‌» كه‌ او مي گويد: ‎ جماعتي‌ از مردمان‌ معتمد و موثّق‌ براي‌ من‌ نقل‌ كردند كه‌ چون‌ شاه‌ إسماعيل‌ بغداد را به‌ تصرّف‌ خود درآورد براي‌ زيارت‌ قبر حضرت‌ سيّد الشهداء عليه‌ السّلام‌ به‌ كربلا آمد و چون‌ از بعضي‌ از مردم‌ شنيده‌ بود كه‌ به‌ حرّبن‌ يزيد رياحي‌ طعن‌ مي زنند، به‌ سمت‌ قبر حرّ آمد و دستور داد قبر حرّ را نبش‌ كنند.

چون‌ قبر حرّ را نبش‌ كردند، ديدند كه‌ به‌ همان‌ هيئت‌ و كيفيّتي‌ كه‌ كشته‌ شده‌ است‌ خوابيده‌ است‌، و بر سر او دستمالي‌ ديدند كه‌ با آن‌ سر حرّ بسته‌ شده‌ بود.

شاه‌ اسماعيل‌ در كتب‌ تاريخي خوانده‌ بود كه‌ در واقعه‌ كربلا كه‌ سر حرّ مورد اصابت‌ قرار گرفت‌ و حضرت سيد الشهدا عليه السلام دستمال‌ خود را بر سر حرّ بستند و حرّ با همان‌ دستمال‌ دفن‌ شده‌ است‌، براي‌ باز كردن‌ و برداشتن‌ دستمال‌ تصميم‌ گرفت‌. چون‌ آن‌ دستمال‌ را باز كردند خون‌ از سر حرّ جاري‌ شد بطوريكه‌ از آن‌ خون‌ قبر پُر شد و چون‌ دستمال‌ را بستند خون‌ باز ايستاد و چون‌ دوباره‌ باز كردند خون‌ جاري‌ شد. و هر چه‌ كردند كه‌ بتوانند آن‌ خون‌ را به‌ غير از همان‌ دستمال‌ بندبياورند و از جريانش‌ جلوگيري‌ كنند ميسّر نشد. و از اينجا دانستند كه‌ اين‌ قضيّه‌ موهبت‌ الهي‌ است‌ كه‌ نصيب‌ حرّ شده‌ است‌. شاه‌ إسمعيل‌ دستور داد قبّه‌اي‌ بر مزار او بنا كردند و خادمي‌ را بر آن‌ گماشت‌ تا آن‌ بقعه‌ را خدمت‌ كند./فردابنقل ازمشرق

***

راز سالم ماندن جسد یک شهید بعد از 16 سال

بعد از 16 سال پیکر محمد رضا را سالم از خاک در آورده بودند اما صدام گفته بود این جنازه نباید به این شکل به ایران برود. پیکر پاک محمد رضا را سه ماه در آفتاب گذاشتند تا شناسایی نشود، ولی سالم مانده بود.

شهید محمد رضا شفیعی راز سالم ماندن جسد یک شهید بعد از 16 سال +تصاویر

محمدی‌ مفرد که چهارم دی‌ماه سال 1365 در «عملیات کربلای 4» و در سن 14 سالگی در منطقه شلمچه به اسارت نیروهای بعثی دشمن درآمده بود خاطراتی از نحوه شهادت شهید شفیعی را بیان کرد.

عملیات کربلای 4 سوم دی‌ماه سال 1365 در منطقه عملیاتی شلمچه آغاز شد و در صبح دهم دی‌ماه همان سال توسط دشمن اسیر شدم و با توجه به جراحاتی که داشتم بعد از اذیت و شکنجه‌های بسیار، ششم دی‌ماه به همراه تعدادی از اسرای ایرانی به بیمارستان نظامی در شهر بصره منتقل شدیم.

به سرباز عراقی گفت عکس صدام را پایین بیاور

ساعت بین 4 و 5 بعد از ظهر بود که یک سرباز عراقی وارد اتاق شد و مستقیم به سمت محمدرضا رفت و محمدرضا با این سرباز بسیار خودمانی شروع به صحبت کرد. با زبان اشاره به آن سرباز می‌گفت عکس روی دیوار که در بالای درب ورودی بود را بردارد (عکس صدام) و سرباز عراقی با کلام اشاره می‌گفت: نه نه. این حرف‌ها را نزن که سرت را می‌برند و سر من را هم می‌برند. ولی محمدرضا با لحن جدی و با چاشنی به شوخی می‌گفت نه عکس را بده تا من زیر پایم بشکنم و بلند بلند به صدام مرگ می‌گفت و درود بر خمینی را می‌گفت و سرباز را هم مجبور می کرد که بگوید.

صبح شد. ما را توسط یک اتوبوس (آمبولانس) به زندانی در یک پادگان نزدیک شهر بغداد بردند که فکر می‌کنم پادگان نیروی هوایی بود. چون دائما صدای بلند شدن و فرود هواپیماهای جنگی شنیده می‌شد. همان شب اول، محمد رضا از درد بی‌تاب شده بود. من و هم سلولی‌هایمان با داد و فریاد سرباز عراقی را صدا می‌کردیم تا کمک کنند و بعد از کلی داد و فریاد یک سرباز که روپوش سفید در دستش بود آمد و از پشت همان میله‌ها یک مسکن به محمدرضا تزریق کرد و رفت.تمام شکمش رد بخیه داشت. فکر می‌کنم که تمام معده و روده‌هایش به هم پیچیده بود.  وضعیت بد محمدرضا شدم آنقدر جراحتش زیاد بود که دفع از طریق شکم انجام می‌شد.

 محمدرضا لب تشنه شهید شد و تا صبح پیکر مطهرش در کنار ما بود.صبح او را بردند.،پاسدار و بچه قم است. 

محمدرضا شفیعی در شب عملیات کربلای 4 با اصابت تیر دشمن به ناحیه شکمش مجروح می‌شود و چون همرزمش نتوانسته بود او را به عقب برگرداند، به دست عراقی‌ها اسیر می شود. 11 روز در اسارت به سر می‌برد و در نهایت به خاطر جراحتش زیر شکنجه بعثی‌ها به شهادت می‌رسد و همانجا در کربلا دفنش می‌کنند.

بعد از 16 سال پیکر محمدرضا را سالم از خاک در آورده بودند اما صدام گفته بود این جنازه نباید به این شکل به ایران برود.پیکر پاک محمدرضا را سه ماه در آفتاب گذاشتند تا شناسایی نشود،ولی سالم مانده بود.حتی روی جسد پودر مخصوص تخریب جسد ریختند تا استخوان‌های پیکرش هم از بین برود ولی باز هم سالم ماند. وقتی گروه تفحص پیکر محمدرضا را تحویل می‌گرفتند سرهنگ عراقی که در آنجا حضور داشته گریه ‌کرده و گفته:ما چه افرادی را کشتیم!.

مادر شهید می‌گوید: در زمان موقع دفن پیکر محمد رضا، حاج حسین کاجی به من گفت:« شما می‌دانید چرا بدن او سالم است؟» گفتم:«از بس ایشان خوب و با خدا بود. » ولی حاج حسین گفت:«راز سالم ماندن ایشان در چهار چیز است: هیچ وقت نماز شب ایشان ترک نمی‌شد،مداومت بر غسل جمعه داشت، دائما با وضو بود و اینکه هر وقت زیارت عاشورا خوانده می‌شد، ما با چفیه‌هایمان اشک‌مان را پاک می‌کردیم ولی ایشان با دست اشک‌هایش را می‌گرفت و به بدنش می‌مالید و جالب اینکه جمعه وقتی برای ما آب می‌آوردند،ایشان آب را نمی‌خورد و آن را برای غسل نگه می‌داشت. »

۲۰/۰۵/۱۳۹۳جام نیوزبنقل ازایسنا

                                                            ***

حجر بن عدی، صحابی برجسته امیرالمومنین(ع) و مجاهد في‌سبيل الله، در سال ۵۱ يا 52 يا 53 هجري به همراه تعدادی دیگر از صحابه توسط معاویه بن ابی سفیان به شهادت رسید و اكنون پس از 1381 سال، تروریست‌هاي مزد بگير صهيونيست، در تازه‌ترین اقدام خود، بارگاه او را ويران و قبر وي را نبش کردند و پس از مواجه شدن با بدن سالم وي، براي اينكه جسد سالم مانده او را كسي نبيند، اقدام به ربودن پیکر وی کردند. 
پس از اينكه تروريست‌هاي عامل صهيونيست، ضريح اين شيعه‌اي كه در راه محبت حجت خدا (حضرت علي بن بي طالب«ع») به شهادت رسيده است را ويران كردند، به قبر او حمله بردند و با حيرت تمام(پس از 1381 سال) با پيكر سالم مانده اين شهيد والامقام مواجه شدند و براي جلوگيري از اطلاع يافت مردم از كرامات اولياالله، پيكر مطهر او را به مکانی نامعلوم منتقل کرده‌اند.
علمای مذاهب مختلف روز پنجشنبه اقدام ارتش آزاد سوریه و گروه‌های تروریستی در این کشور در نبش قبر حجر بن عدی را محکوم کردند. 
حجر بن عدی در سال ۵۱ به همراه پسرش و تعدادی دیگر از صحابه توسط معاویه بن ابی سفیان به شهادت رسید. 
کشته شدن وی توسط معاویه باعث بروز تنش در جامعه مسلمانان در آن زمان شد. 
مرقد اين مجاهد كبير در منطقه “عدرا” در نزدیکی دمشق قرار دارد. 
بر اساس گزارش‌ها، گروهک‌های تروریستی، ابتدا ضریح حجر بن عدی را تخریب و پس از آن نبش قبر کردند. 
یک رسانه لبنانی اعلام کرد: جسد مطهر حجر بن عدی هنوز سالم بوده و تروریست‌ها جسد این شیعه امیرالمؤمنین (ع) را به مکانی نامعلوم منتقل کرده‌اند. ( برگرفته از «خبرگزاري براثا، عراق») 
* معرفت ، محبت و اطاعت، سه عنصرى كه حجربن عدي را جاودانه كرد
ابوعبدالرحمن، حجر، فرزند «عدی» معروف به «حجرالخیر»، از قبیله کنده، از جمله قبایل یمنی بود که به کوفه مهاجرت کرد، عدی پدر او به علت جراحت کمرش كه اثر نیزه‌ای بود که کسی از پشت به او وارد کرده بود، به عدی ادبر معروف شد و مردم گاهی اوقات او را «ابن الادبر» می خواندند. 
ابوعبدالرحمن، پسرعمویی همنام خود داشت که در جرگه یاران معاویه بود و شیعیان به خاطر اینکه اشتباهی در اسامی آن‌ها صورت نگیرد،‌ حجر بن عدی را «حجرالخیر» یا «حجرنیک» صدا می‌زدند و پسرعموی او را حجرالشر می‌خواندند. 
در « کتاب دانشنامه حضرت علی (ع)» آمده است: او به همراه برادرش «هانی بن عدی» به زیارت حضرت رسول اکرم (ص) نایل گشت، و از سال ۳۵ ه.ق در زمره شیعیان و همراهان حضرت (ع) قرار گرفت. 
حجر در نبرد قادسیه حماسه آفرید و سرزمین «مرج عذرا» را فتح نمود. 
با آغاز حکومت امیرمؤمنان(ع) در جنگ‌های جمل، صفین، و نهروان همراه امام(ع) جنگید. 
او لحظاتی قبل از ترور امام علی(ع) توسط اشعث و ابن ملجم، از توطئه شوم او آگاهی یافت، اما قبل از رسیدن به حضرت(ع) و پیشگیری از این واقعه، تيغ ترور بر فرق مبارك امیرمؤمنان(ع) نشسته بود. 
بعد از شهادت امام علی (ع) حجر بر خلاف میل خلیفه و والی کوفه در میان مردم از حضرت (ع) ستایش مي‌نمود. 
تا اینکه در سال ۵۰ ه.ق یا ۵۲ یا ۵۳ توسط زیاد بن ابیه به جرم مخالفت بر علیه حکومت دستگیر گشت. زیاد او و ۶ نفر از یارانش را به نزد معاویه فرستاد، معاویه نیز دستور داد، هدبه بن فیاض دستان آن‌ها را بسته و در همان محله «مرج عذرا» که خود حجر فاتح آن بود، گردنش را قطع کنند، پیکر پاک او را در همان سرزمین به خاک سپردند. 
او اولین شهید اسلام بود، که با دستان بسته به شهادت رسید. 
حِجر بن عَدی کندی از افراد سرشناس دوره آغازین شیعه بود. وی در جنگ صفین از سوی علی (امام اول شیعیان) فرمانده قبیله کنده بود و در جنگ نهروان فرماندهی پهلوی چپ لشکر علی را بر عهده داشت. وی هم‌چنین از یاران حسن بن علی، دومین امام شیعیان بود. 

* تخریب آرامگاه شهيد والامقام در دمشق 
در تاریخ دوازده اردیبهشت ۱۳۹۲ در جریان ناآرامی‌های سوریه آرامگاه اين شهيد والامقام در حومه دمشق در منطقه مرج عذرا توسط تروريست‌هاي سلفي، تخریب و قبر او نبش بدن سالمش به محل نامعلومي منتقل گردید. 

جسد حجربن عدي، پس از«1381 سال» سالم از قبر خارج شد

***

جسدی که 72 سال تازه ماند

در سال ۱۳۴۸ اتفاقی در ابرکوه رخ داد که ایران را تکان داد، جنازه عالم وارسته ای بعد از ۷۲ سال سالم پیدا شد اما این عالم که در کتاب شهید دستغیب نیز از آن یاد شده،‌ مانند دیگر عالمان این خطه در حال فراموش شدن است.

 ابرکوه در گذشته و اکنون از وجود علما و بزرگان بسیاری بهره برده است که بسیاری از آنها با وجود اینکه در اذهان مردم ماندگار شده اند، در دنیای رسانه ها که ابزار مهم انتقال به نسل های آینده هستند،‌ مهجور مانده اند.
یکی از این عالمان که در شهرستان کهن ابرکوه می زیست، "حاج ملا محمد صادق امام" است که به واسطه اتفاق نادری که در مورد وی پیش آمد، تنها جایی در کتاب داستان های شگفت شهید محراب دستغیب پیدا کرد و هیچ تحقیق دیگری در مورد این عالم بزرگ صورت نگرفته است.
این اتفاق شگفت و زندگی "حاج ملا محمد صادق امام" در این گزارش برای اولین بار در دنیای رسانه مطرح می شود و امید که با بررسی آن گامی هر چند کوچک در معرفی این عالم بزرگ که شهرتی جهانی دارد برداشته شود.
ماجرای جنازه سالم امام پس از ۷۲ سال با عنوان، "جنازه پس از ۷۲ سال تازه است"، در کتاب داستان های شگفت آیت الله شهید دستغیب روایت شده است.
شهید دستغیب در این کتاب آورده است: [پیر روشن ضمیر حاج محمد على سلامى اهل ابرقو (از توابع یزد) که سن شریف او قریب نود سال است و هرگاه شیراز مى آید در جماعت مسجد جامع حاضر مى شود، نقل کرد که در سنه ۱۳۸۸ در ابرقو از طرف شهردارى مشغول حفارى شدند براى فلکه خیابان، ناگاه رسیدند به سردابى که در آن جسد عالم بزرگوار "حاج ملا محمد صادق" بود که در ۷۲ سال قبل فوت شده بود، دیدند بدن تازه است مثل اینکه همان روز دفن شده و انگشتان و ناخن هایش تماما سالم است.
حاجى مزبور نقل کرد که من در اول جوانى آن بزرگوار را درک کرده بودم و چون وصیت کرده بود که جنازه اش را به نجف اشرف حمل کنند پس از فوت، جنازه اش را به طور موقت در سرداب امانت گذاشتند و بعد مسامحه شد تا اینکه وصی آن مرحوم هم فوت شد و دیگر کسى پیدا نشد براى حمل جنازه و از خاطره ها محو گردید تا آن روز پس از ۷۲ سال جنازه را بیرون آوردند و در تابوت گذارده به قم حمل شد تا از آنجا به نجف اشرف حمل شد].
یکی ازروزنامه های مطرح کشور در بهمن ماه سال ۱۳۴۸ شمسی با تعجب خبری را با عنوان, جسدی پس از ۶۵ سال سالم و تازه از زیر خاک خارج شد، با تیتر درشت منتشر کرد.
این روزنامه نوشت: [در گورستان متروکه ابرقو جسد مردی که ۶۵ سال پیش فوت کرده است تازه و بدون هیچگونه تغییری از زیر خاک خارج شد، به طوریکه هنوز رنگ حنای ریش و ناخن های متوفی زایل نشده است. خبرنگار ما در آباده جریان واقعه را به شرح زیر گزارش داد: بر اساس طرحی که شهرداری آباده تهیه کرده بود،قرار شد قبرستان متروکه ابرقو که سالها از قدمت آن می گذرد به پارک تبدیل شود، اما در این محل یک مرد روحانی به نام حاج محمد صادق به خاک سپرده شده بود و قبل از مرگ وصیت کرده بود استخوانهایش را به عتبات عالیات حمل کنند.
مسئولان شهرداری که قصد تخریب گورستان را داشتند ضمن تماس با بستگان مرحوم حاج محمد صادق دستور نبش قبر او را دادند ولی هنگامی که کارگران سرگرم کندن قبر بودند ناگهان جسد تازه و دست نخورده مرحوم حاج محمد صادق از زیر خاک بیرون آمد… جریان به مسئولان شهرداری اطلاع داده شد، معتمدان محلی و عده ای از بستگان مرحوم حاج محمد صادق به قبرستان ابرقو آمدند و جسد او را با شگفتی فراوان در صندوقی گذاشتند تا بعدا به قم حمل و در آن جا دفن شود.
این واقعه شگفت انگیز، حیرت اهالی آباده را بر انگیخته و تاکنون عده کثیری از نزدیک این جسد عجیب را دیده اند.]

روزنامه ها در آن زمان مدت زمان دفن جنازه در خاک را ۶۵ سال اعلام کردند در حالی که در مستندات، کتاب آیت الله دستغیب و نقل قول های خانواده حاج محمد صادق امام این زمان ۷۲ سال اعلام شده است.
مردم درباره جریان چه می گویند؟
این جریان که بهت و حیرت مردم محلی و بازدیدکنندگان شهرهای اطراف را به دنبال داشت نقل و قول های افراد کهنسال را به دنبال داشت که هنوز برخی از افراد به این نقل و قول ها اشاره می کنند و در مطبوعات آن زمان نیز به برخی از آنها اشاره شده است.
این افراد از مرحوم ملا محمد صادق (معروف به ابرقوئی) با عنوان عالمی باتقوا و پرهیزگار یاد می کنند که مردی قوی هیکل بوده است.
۴۵ سال قبل از آخرین نبش قبر نیز نوه حاج محمد صادق امام، جسد را برای بردن به عتبات عالیات نبش قبر کرد اما جسد وقتی دیدند که جسد همانطور سالم سالم است سنگ گور را گذاشتند و پس از آن نیز انتقال جسد منتفی شد
به گفته آنان ۴۵ سال قبل نیز که نوه آن مرحوم برای بردن جسد به عتبات عالیات قبرش را نبش کرد، جسد همانطور سالم سالم و تازه به چشم خورد که به همین علت سنگ گور را گذاشتند و پس از آن گویا انتقال جسد به عتبات عالیات منتفی شد.
مرحوم سید احمد مهدوی که در آن زمان ۸۷ سال داشت درباره مرحوم شیخ محمد صادق امام اظهار داشته است: مرحوم مردی بود خوش سیما، با اندامی درشت و ورزیده که حکایت از ورزشکار بودن وی در جوانی می کرد، وی ریشی انبوه داشت و در ورزش کشتی سرآمد همگان بود. همیشه با اسب سفیدی که داشت به سفر می رفت و شمشیر بلندی نیز از زین اسبش آویخته بود.
مرحوم سید مرتضی آتشی نیز که چند دهه موذنی مسجد جامع ابرکوه را به عهده داشت و جنازه مرحوم شیخ محمد صادق را با کمک چند نفر از زیر خاک ها بیرون آورده است اظهار می دارد: وقتی جسد نمایان شد، من فکر کردم همین که به آن دست بزنم اعضا و جوارح آن از یکدیگر متلاشی خواهد شد ولی با کمال تعجب مشاهده کردم که جنازه کاملأ تازه و سالم است.
روحانی منطقه به نام سید محمد قیومی واعظ نیز از جنازه دیدن کرده بود و تازه ماندن جسد را تایید کرده بود، حتی ریش سفید و حنا بسته مرده به همان حال که هنگام مرگ دفن شده بود، باقی مانده بود اما این روحانی در مورد کفن میت اظهار می دارد که کفن کاملأ پوسیده بود.
نکته ای که برای مردم عجیب بود این مسئله بود که اجساد پسر و عروس شیخ محمد صادق که چندین سال بعد از فوت وی فوت کرده و در نزدیکی قبر آن مرحوم دفن شده بودند به کلی پوسیده و از آنها جز مشتی استخوان باقی نمانده بود.
نبیره مرحوم امام چه گفت؟
نبیره حاج ملا صادق در مورد جد خود گفت: اجداد ما همگی روحانی بودند و جد اعلای آنان ملاعلی کرم خواهرزاده کریم خان زند بود که عالمی وارسته بود و همگی در فضل و تقوی سرآمد بودند.

محمد صادق امام افزود: در مورد حاج شیخ محمد صادق امام از قول مردم و عموهایم تعریف می کنند که ایشان قبل از به سن تکلیف رسیدن علاوه بر واجبات در ادای مستحبات و اقامه نماز شب نیز می کوشیدند و غسل جمعه ایشان نیز ترک نمی شد.
وی در مورد اهمیت دادن ایشان به غسل جمعه اظهار داشت: ایشان در سفرهایی که با اسب انجام می دادند و در قریه مهیار، به واسطه نبود آب، یخ حوض را شکسته و غسل جمعه را به جا آوردند.
به گفته وی، ایشان از شاگردان آیت الله فشارکی بودند و موقعی که مردم از ایشان برای امامت نماز دعوت می کردند خود را برای امام جماعت شدن عادل نمی دانستند.
 یک شاهد عینی
محمد صادق امام ۷۵ ساله در مورد مشاهدات عینی خود از پیدا شدن مرحوم امام اظهار داشت: وقتی که قرار شد در محل قبرستان متروکه واقع در جنب مسجد جامع ابرکوه ساخت پارک توسط شهرداری صورت بگیرد به ما که در این محل دارای مقبره خانوادگی بودیم اطلاع داده شد که برای تخریب مقبره اقدام کنیم که عکس العمل شدید مردم در مورد تخریب این مقبره توسط شهرداری را مشاهده کردیم.
وی افزود: در نهایت با مراجعه مسئولان دادگستری آن وقت آباده مقرر شد که مقبره تخریب ولی قبر این عالم بزرگ در محل باقی بماند، مردم با ذکر این مسئله که باقی ماندن قبر آن مرحوم در محل باعث هتک حرمت ایشان است از ما خواستند که جنازه را تا زمان ارسال به عتبات عالیات به امامزاده احمد ابرکوه منتقل کنیم. بعد از نبش قبر آن مرحوم با کمال تعجب مشاهده کردیم که جنازه کاملأ سالم است و حتی ریش حنا بسته ایشان نیز سالم مانده بود.جنازه به حدی سالم بود که هنگامی که ایشان را به واسطه برخورداری از هیکلی قوی به زور و با فشار در تابوت جا دادیم هیچ آسیبی ندید و جسد چندین سال در امامزاده احمد ابرکوه نگهداری شد
نبیره حاج محمد صادق امام
وی در مورد میزان سالم بودن جنازه اظهار داشت: جنازه به حدی سالم بود که با توجه به اینکه تابوتی که برای ایشان ساخته بودیم اندازه معمولی داشت و ایشان فردی قوی هیکل بود، ناگزیر از فشار دادن جنازه و جای دادن آن با فشار در تابوت شدیم و جسد نیز هیچ آسیبی ندید و بعد از آن نیز جسد به امامزاده احمد منتقل شد و چندین سال به همین صورت مردم از جسد در اتاقی در امامزاده دیدن و شمع روشن می کردند که بعد از آن روی آن پوشش داده شد تا بعد از فراهم شدن موقعیت ایشان به عتبات عالیات منتقل شوند که تاکنون این موقعیت فراهم نشده است. این اتفاق مردم دیگر مناطق کشور و خبرنگاران را تا مدتها به ابرکوه می کشاند و مطبوعات آن زمان با تیترهای درشت به آن می پرداختند و شهید دستغیب نیز آن را در کتاب داستان های شگفت به ثبت رساند.به گفته وی مسئله جالب برای مردم این بود که قبر فرزند و عروس ایشان در این مقبره که چند ۱۰ سال بعد دفن شده بود کاملأ از بین رفته بود و فقط استخوان آنها باقی مانده بود.

علت سالم ماندن جنازه از نگاه شهید دستغیب

شهید دستغیب در ذیل درج این ماجرا و در مورد علل سالم ماندن اجساد آورده است:
[خواننده عزیز بداند که بعضى از ارواح شریفه در اثر قوت حیات حقیقى که دارند ابدان شریفه آنها که سالها با آن کار کردند و طریق عبودیت را پیمودند و پس از مفارقتشان از آن در جوف خاک مستور شده از نظر و توجه آنها پنهان نیست و از اینرو براى مدت نامعلومى بدنهاى آنها تازه مى ماند و ابدان شریفه بسیارى از پیغمبران و امامزادگان و علماى بزرگ پس از گذشتن صدها سال از فوت آنها در قبرشان تازه دیده شده و در کتب معتبره تواریخ ثبت گردیده است؛ مانند حضرت شعیب و حضرت دانیال و حضرت احمد بن موسى شاهچراغ و سید علاءالدین حسین و جناب ابن بابویه شیخ صدوق در رى و جناب محمد بن یعقوب کلینى در بغداد و غیر آنها که شرح هریک خارج از وضع این رساله است.]/۰۹ بهمن ۱۳۹۰شرق بنقل ازمهر

***

در اثر ارتباط روح با بدن و تأثير طهارت روح و درجه تقوي در بدني كه حكم لباس براي روح دارد بعضي از بدن هايي كه در ميان قبر است، تر و تازه مي مانند. نپوسيدن بدن پيامبران و ائمه طاهرين(ع) و اولياي خدا و بعضي از اخيار و ابرار در قبر در اثر همين ارتباط موضوعي است كه در بعضي از روايات به آن اشاره شده است. در بعضي از مقابري كه به صورت سرداب حفر شده و جنازه ها را در آن سرداب پهلوي يكديگر قرار مي دهند ديده شده است كه جنازه بعضي از علما پس از گذشت نيم قرن تازه است. البته مقام روح و نفس غير از بدن است، جنازه خواه در قبر بپوسد يا نپوسد، بدن لباسي است كه كنده شده است و روح در مقام شامخ خود متنعم است و اگر فرض شود بدن قطعه قطعه يا سوخته گردد و خاكسترش را به باد دهند، اينها موجب كم شدن ثواب آن متوفي نخواهد شد. سالم بودن بدن حاكي از سلامت بالاي روح است ولي متلاشي شدن هم ضرري نمي زند. ولي با همه اين احوال بدن هايي كه در ميان قبر است ممكن است نپوسد و درجه تقوي و طهارت روح تأثير در اين لباس داخل قبر افتاده نموده و او را تازه نگهدارد. در مورد اعمالي كه مي تواند مؤثر باشد بر حفظ بدن در قبر علاوه بر تقوي و طهارت روح به نكاتي ديگر در روايات اشاره شد از جمله در روايتي آمده كه روي در ششم بهشت نوشته شده هر كس مي خواهد قبر او گشاده باشد بناي مسجد كند و هر كس مي خواهد بدنش طعمه حشرات زير زمين نشود در مسجد بسيار بماند و هر كس مي خواهد جسدش سالم بماند و پوسيده نشود، مساجد را نظافت كند.(بحارالانوار، ج8، ص145، ح68) جنازه حربن يزيد يكي ديگر از بدن هاي كه در قبر نپوسيده بود، بدن حربن يزيد رياحي است كه بعد از صدها سال كه از شهادتش گذشته بود بدنش نپوسيده و تر و تازه و سالم مانده است. حتي دستمالي را كه به پيشاني او بسته اند از بين نرفته است. از اين بالاتر، وقتي دستمال را باز مي كنند خون تازه از جاي زخمش بيرون مي آيد. سيد نعمت اله جزايري مي گويد: جماعتي از معتمدين و موثقين نقل كرده اند: وقتي شاه اسماعيل بغداد را فتح كرد و به تصرف خود در آورد براي زيارت قبر حضرت سيد الشهداء به كربلا آمد. شنيده بود كه بعضي به حربن يزيد رياحي طعن مي زنند و مي گويند او اول كسي است كه سر راه را بر امام حسين(ع) گرفت و (آن حضرت و يارانش را بكشتن داد). شاه به طرف قبر حر آمد و دستور داد قبر او را نبش كنند و جنازه اش را ظاهر سازند. چون قبر حر را شكافتند، ديدند به همان كيفيتي كه كشته شده بود خوابيده است، دستمالي را بر سر او ديدند كه با آن سر حر را بسته بودند. شاه اسماعيل چون در كتاب هاي تاريخ خوانده بود كه در واقعه كربلا سر حر مورد اصابت شمشير قرار گرفت و خون از آن جاري بود و حضرت سيدالشهداء(ع) دستمال خود را بر سر او بسته است. موقعي كه شهدا را دفن كردند، حر را هم با همان دستمال كه به سرش بسته شده بود دفن كردند. شاه تصميم گرفت دستمال را به عنوان تبرك از سر او باز كند و آن افتخاري براي او باشد. وقتي به دستور شاه دستمال را باز كردند، خون از زخم سر حر جاري شد. هر چه دستمال آوردند و به سرش بستند خون قطع نشد و هم چنان جاري بود. دستمالي را كه حضرت امام حسين(ع) بست بود، باز به سرش بستند، خون بايستاد. دوباره آن را باز كردند، خون جاري شد. هر چه كردند كه بتوانند از آمدن خون جلوگيري كنند، امكان پذير نشد. از بعضي از علماي عصر علت را سئوال كردند. فرمودند: چون دستمال را حضرت سيدالشهداء بر سر حر بسته، افتخاري براي او است و اين قضيه موهبت الهي است كه نصيب حر شده است. و سبب سعادت مندي اوست كه چنين كرامتي براي او باقي مانده و بايد تا قيامت هم باقي باشد. وقتي شاه اسماعيل چنين ديد دستور داد كه همان دستمال را بستند و قبر او را پوشاندند و قبه اي بر مزار او بنا كردند و خادمي را براي او گماشتند تا آن صحن و قبه را خدمت كند. اين مسائل و قضايا و داستان ها، همگي دلالت بر ارتباط عالم برزخ با عالم دنيا دارد.(از مرگ تا قيامت، ص231-232) البته مقام روح و نفس غير از بدن است؛ جنازه مي خواهد در قبر بپوسد يا نپوسد، بدن لباسي است كه كنده شده است و روح در مقام شامخ خود متنعم به نعم الهيه است. و اگر فرض شود بدن قطعه قطعه شود يا سوخته گردد و خاكسترش به باد دهند يا به دار آويزند و چندين سال بر فراز دار بماند و كهنه گردد و كبوتر در شكم ميت لانه بگذارد، چنانچه بدن فقيه و متكلم اسلام قاضي نورالله شوشتري را در زير شلاق هاي خاردار ريز ريز كردند و بدن فقيه عاليقدر اسلام شهيد اول را به دار آويختند و سپس سوزاندند و خاكسترش را به باد دادند و بدن حضرت زيد بن علي بن الحسين را چهار سال بر بالاي چوبه دار نگه داشتند؛ ولي با همه اين احوال به اندازه سر سوزني از ثواب هاي آن متوفي كم نخواهد شد بلكه بواسطه ارتباط برزخ با بدن مثالي، همين وقايع ممكن است موجب اعلأ درجه و ترفيع مقام آن شهيدان راه حق و ولايت گردد. ولي با همه اين احوال بدن هايي كه در ميان قبر است ممكن است نپوسد، و درجه تقوي و طهارت روح تأثير در اين لباس داخل قبر افتاده نموده و او را تازه نگاهدارد. مانند جنازه شيخ صدوق محمدبن علي بن حسين بن موسي بن بابويه قمي، كه از اعاظم علماي اسلام و كم نظير و شايد در فنون خود بي نظير باشد و بسياري از علماء او را بر شيخ كليني از نقطه نظر احاطه و دقت مقدم مي دارند؛ از فحول علماء و صاحب كتاب «من لايحضره الفقيه» يكي از كتب اربعه شيعه و قريب به سيصد جلد كتاب ديگر است. در سنه 381 هجريه قمريه رحلت مي كند و در ري مدفون مي گردد. اين مرد مقداري از عمر خود را در زمان غيبت صغري گذرانيده است و به دعاي امام زمان(عج) به دنيا آمده است؛ چون پدرش فرزند نداشت تقاضاي فرزند كرد و حضرت امام زمان(عج) به او وعده دو پسر دادند يكي محمد كه بزرگتر بود و ديگري حسين، و هر دوي آنها از علماء و اخيار و ابرار بودند بالأخص محمد كه امتياز داشت. اين عالم جليل همين ابن بابويه اي است كه در جنوب طهران در راه حضرت عبدالعظيم حسني(ع) مدفون است و پس از حضرت عبدالعظيم و امامزاده حمزه، طهراني ها در پناه او به سر مي برند. سابقا يك بقعه مختصر و متروكي داشته است، و در زمان فتحعلي شاه قاجار كه باران شدت پيدا مي كند در قبر ايشان شكافي پديدار مي شود و افرادي كه براي تعمير مي روند، مي بينند كه يك سردابي است و و يك آدم خوابيده است و بدن سالم به تمام معني. خبر را به طهران مي آورند و به گوش فتحعلي شاه مي رسد و او با جماعتي از علماء و اعيان حركت مي كند به سمت ابن بابويه، و شاه مي خواهد خودش برود داخل سرداب و جنازه صدوق را ببيند بزرگان مانع مي شوند و مي گويند: شما نرويد ديگران بروند و براي شما خبر بياورند. فتحعلي شاه خودش وارد نمي شود، يكي پس از ديگري علماء و اعيان داخل مي شوند و خبر مي آورند و اخبار همه متفقا اين بود كه يك آقايي خوابيده است، كفن شده بوده است ولي كفنش ريخته و بدنش عريان عريان، فقط در روي عورت او به شكل ساتري عنكبوت تار تنيده است. و روي كفن ريخته شده و پودر شده، يك چيزي است مثل طناب پيچيده دور بدنش و گويا از همان ريسمان هايي است كه دور كفن روي بدن مي پيچيده اند. اين بدن بلند قامت و بسيار خوش هيكل و زيباست، محاسنش حنايي است و دستهايش حنايي و كف پايش حنايي است و به ناخنش زردي رنگ حنا موجود است. اين واقعه در سنه 238 هجري قمري اتفاق افتاده است. فتحعلي شاه دستور مي دهد آن سوراخ را بگيرند، و اين قبه و بارگاه فعلي را بر مزار او بنا مي كند. آقا سيد محمد باقر خونساري در «روضات الجنات» مي نويسد: بعضي از افرادي كه خودشان در معيت فتحلي شاه رفته بودند، به اصفهان آمده و براي بعضي از اساتيد ما قضيه را شرح دادند. و شيخ عبدالله مامقاني در «تنقيح» مي نويسد: مرحوم آقا سيد ابراهيم لواساني كه ساكن طهران بود و خودش داستان را عيانا مشاهده نموده بود، در چهل سال پيش براي من نقل كرد كه من خودم ديده ام. و مامقاني مي گويد: اين قضيه در نزد من جاي ترديد نيست. از زمان شيخ صدوق تا حال 1015 سال است و تا زمان كشف اين واقعه 857 سال مي گذرد. براي اين قضيه جز ارتباط عالم برزخ با بدن مقبور در زمين، چه محمل ديگري مي توان يافت؟/منبع:پرسمان

***

در منابع اسلامی بدنهای سالم مانده را «بدنهای متروح» می‌نامند؛ و در آیات قرآن بدن افرادی چون اصحاب کهف در خواب ۳۰۰ساله و خوراک و نوشیدنی عزیر پیامبر پس از صدسال سالم مانده بود و طبق احادیث متعدد و اجمالی بدن «پیامبران و اهل بیت پیامبر اسلام» و بعضی از صالحین از «علماء و دوستدارانشان، جهادگران، شهیدان، مؤذنین، قاریان قرآن، زنان برسر زایمان مرده، کشته شدگان به ستم، درگذشتگان روز و شب جمعه» و «ماواگران در مسجد، مداومت کنندگان غسل جمعه،» در قبر نمی‌پوسد و نشانه کرامت صاحب جسد است.

اجساد متروح

بعضی افراد مشهور که در منابع اسلامی (به نقل کتاب اجساد جاویدان) ادعا می‌شود که جنازهٔ آنها سالم مانده است:

  • دانیال نبی-۱۲۰۰ سال پیش درگذشته و ادعا می‌شود جسد تازه وی به مدت سیصد سال تا زمان فتح ایران به دست اعراب مسلمان در بقعه اش در شوش بطور مشهود بر تختی قرار داشته است و همانزمان همان‌جا دفن شده است.
  • حیقوق نبی– ۲۶۰۰ سال پیش درگذشته و ادعا می‌شود در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۳۷۲ خورشیدی در پی بررسی مسئولین آثار باستانی از حفاری‌های غیرمجاز بقعه وی در تویسرکان جسد تازه وی مشاهده گردیده و رسانه‌ای شده است.
  • شعیب نبی -همراه با دو دخترش (نقل اخبار اجساد تازه آنها در زمان هشام بن عبدالملک در حشام آباد شوشتر بوده است)
  • طالوت– پادشاه بنی اسرائیل که جسد تازه وی در عهد ولید بن عبدالملک در اردن مشاهده شده است.
  • عبدالله بن عبدالمطلب– پدر پیامبر اسلام که بدنبال توسعه خیابان (یا تخریب قبور) توسط آل سعود جسد تازه وی در سال ۱۳۹۴ قمری در جوار مسجدالنبی مشاهده شده است که سپس به قبرستان بقیع منتقل گردید.
  • عمرو بن جموح و عبدالله انصاری (پدر جابر انصاری) از کشته شدگان جنگ احد که هر دو در یک قبر دفن شدند و ادعا می‌شود ۴۶ سال پس از دفن بر اثر تخریب سیل قبرشان آشکار و جسد تازه اشان مشاهده گردید.
  • حمزة بن عبدالمطلب و عده دیگری از کشته شدگان جنگ احد ادعا می‌شود که پس از ۴۶ سال بدنشان تازه بود.
  • حذیفة بن یمان از صحابی پیامبر اسلام که ضمن انتقال جسدش از کنار شط به مداین در زمان سید محمد صدر ادعا می‌شود جسد وی و حتی کفنش نیز تازه بود.
  • حر بن یزید ریاحی از شهدای واقعه کربلا که در پی تجدید بنای بقعه او توسط شاه اسمعیل صفوی در سال ۹۱۴ قمری ادعا می‌شود جسد وی تازه بوده و پس از باز کردن دستمالی که بر زخم داشت از بدنش خون جاری شد. همچنین بار دیگر در زمان سلطان سلیم عثمانی قبر وی نبش شد.
  • حبیب بن مظاهر از شهدای واقعه کربلا که نادرشاه برای امتحان قبر او را نبش کرد و ادعا می‌شود جسد تازه وی آشکار شد.
  • شهدای کربلا در حرم امام حسین؛ یک قرن پیش بدنبال ایجاد فرورفتگی در پایین قبر علی اکبر و بررسی آن ادعا می‌شود اجساد تازه شهدا مشاهده شد.
  • رقیه بنت حسین– در حدود ۱۲۸۰ قمری، ادعا می‌شود بدنبال خوابهای صادقانه مکرر قبر وی برای جلوگیری از نفوذ آب بررسی می‌شود و به استنادهای متعدد جسد تازه دختربچه حسین بن علیآشکار می‌شود.
  • کشته شدگان مشهد اردهال از یاران علی بن محمد باقر که ادعا می‌شود در عهد ناصرالدین شاه اعتضادالسلطنه جسد تازه آنها را در سرداب مشاهده کرد و بار دیگر ۹ صفر ۱۳۸۱ قمری آیت الله مرعشی نجفی اجساد تازه و خون آلود آنها را در سرداب مشاهده کرد.
  • علی بن شاذان از موالی علی بن موسی الرضا که ادعا می‌شود جسد تازه وی در سه دهه قبل در قزوین مشاهده شد.
  • شاهچراغ (احمد بن موسی و برادر امام رضا)؛ ادعا می‌شود قبر و جسد تازه و خون آلود وی در نیمه دوم قرن هفتم قمری در عهد مقرب الدین مسعود بن بدر در شیراز مکشوف شد.
  • سید علاءالدین حسین (حسین بن موسی و دیگر برادر امام رضا)؛ ادعا می‌شود قبر و جسد تازه وی در نیمه قرن هفتم قمری در عهد ابوبکر بن سعد زنگی در شیراز مکشوف شد.
  • امامزاده علی اصغر در زرآباد همجوار چنار خونبار، که خبر از رویت جنازه سالم آن در ۸۰ سال پیش بوده است.
  • امامزاده طاهر شهر ری، در پی تجدید بنای مزار در زمان قاجار ادعا می‌شود جنازه وی سالم بوده است.
  • بی‌بی حیات از زنان مسلمان در فتح ایران که قبر وی در فهرج یزد ۳۰ مرداد ۱۳۵۳ توسط سارقان شکافته شد که به گزارش روزنامه کیهان همانروز (شماره ۹۳۱۹) ادعا می‌شود جسد سالم وی مشاهده شد.
  • امامزاده سید جمال‌الدین از احفاد امام دهم شیعه در شهر بردستان (استان بوشهر) که طبق ادعای برخی رسانه‌ها در دی ۱۳۶۶ در پی بازسازی بقعه، جنازه وی سالم بوده است.
  • امامزاده ریحان (عبدالله بن علی) سه کیلومتری شهر خمین، گفته شده در ۱۳۹۵ قمری در پی بازسازی جسد تازه وی نمایان شده است و ۳۰هزار نفر از اهالی و نواحی خمین آنرا مشاهده کردند.
  • کلینی– دربارهٔ او آمده که توسط یکی از خلفای بغداد نبش قبر شد و بدنش تازه بوده است.
  • شیخ صدوق، گفته شد در سال ۱۲۳۸ قمری بر اثر طغیان سیل بدن تازه او نمایان شد و مردم بسیاری آنرا شاهد بودند. فتحعلی شاه نیز در کنار بقعه حاضر شده بود و آنرا تجدید بنا کرد. افرادی چون ملا علی کنی و آغا علی مدرس زنوزی از جمله شاهدان عینی بدن تازه شیخ بودند که در آثار خود آنرا نقل کردند.
  • سید مرتضی– گفته شده پس از پانصد سال از درگذشتش قبرش بوسیله قضات روم نبش شد و جسد تازه اش نمایان شد. جنازه اش را از بغداد به کربلا منتقل کردند.
  • امین الاسلام طبرسی گفته شده در سال ۱۳۹۲ قمری جسد تازه اش هنگام تخریب قبرستان آشکار شده است.
  • قطب راوندی– نقل شده حدود ۹۰ سال پیش جسد تازه او بدنبال تخریب سیل آشکار شد. آیت الله اراکی در نوجوانی از شاهدان عینی بوده است.
  • عمو عبدالله که زیر طاق منارجنبان دفن است نقل شده بارها پیکر تازه اش رویت شده.
  • شیخ عبدالله شوشتری– متوفای ۱۹۲۱ قمری مدفون در اصفهان، به نقل مجلسی اول (شاگردش) و شیخ آقا بزرگ یکسال بعد هنگام انتقال جسدش به کربلا بدنش تازه بوده است.
  • آقا جمال خوانساری گفته شده جسد تازه اش هنگام دفن یکی از علما در جوار وی به سال ۱۴۱۵ قمری نمایان شده است.
  • ملا مهدی و پسرش ملا احمد نراقی؛ گفته شده جسد تازه هر دو در ۱۳۱۲ قمری در سرداب دیده شده است.
  • سید محمدمهدی بحرالعلوم از آیت الله ناصری در ۱۴۱۵ قمری نقل شده هنگامی که در نجف بوده است در تجدید بنای قبر او پس از دو و نیم قرن جنازه اش تازه بوده است.
  • سید مهدی شهیدی گفته شده هنگام دفن نوه اش در کنار وی، به سال ۱۲۶۹ قمری جنازه اش تازه بوده است.
  • ملا محمدتقی برغانی (شهید ثالث)، که بسال ۱۲۶۴ قمری به دست بابی‌ها کشته شد. گفته شده جسد وی موقتاً در قزوین مدفون بود هنگام انتقال جسد وی به کربلا پس از یکی دو سال تازه بوده از اینرو مردم اجازه انتقال جسد ندادنداست.
  • سید محمدتقی قزوینی (۱۱۹۵ق – ۱۲۷۰ق) مدفون در آرامگاه رکن الدین کربلا، بدنبال
  • محمدحسن آشتیانی (۱۲۴۸ق، آشتیان – ۱۳۱۹ ق، تهران)، بعد از دو سال از مرگش هنگام انتقال جنازه اش به نجف بدنش تازه بوده است.
  • میرزا حسین نوری متوفای ۱۳۲۰ قمری، پس از ۴۰ سال هنگام دفن شاگردش شیخ عباس قمی در کنار وی، بدنش سالم بود.
  • فاضل شربیانی متوفای ۱۳۲۲ قمری، از زعمای شیعه پس از ۳۵ سال، بدنبال عملیات عمرانی اطراف حرم امام علی، بدن و حتی کفنش تازه بود.
  • محمدحسن ممقانی متوفی ۱۳۲۳ قمری، از مراجع شیعه که بدنبال توسعه مقبره وی در نجف پس از ۶۵ سال بدنش تازه بود، حتی رنگ کفنش متغیر نشده بود.
  • آخوند خراسانی متوفای ۱۳۲۹ قمری، صاحب کفایه، هنگام دفن دخترش در قبله قبر وی در نجف بدنش پس از ۴۶ سال تازه بود.
  • شریعت اصفهانی متوفای ۱۳۲۹ قمری، بهنگام دفن آقا حسین قمی در جوار او در نجف، پس از ۲۵ سال بدنش تر و تازه مشاهده شد.
  • سید موسی زرآبادی متوفای ۱۳۵۳ قمری، هنگام دفن پسرش سید جلیل در کنار وی در شاهزاده حسین قزوین، بدنش پس از ۶۲ سال تازه بود.
  • سید حسن صدر متوفای ۱۳۵۴ قمری، از مراجع شیعه هنگام دفن سید محد صدر در جوار وی در کاظمین پس از دهها سال بدنش تازه بود.
  • سید حسین حمامی متوفای ۱۳۷۹ قمری، از مراجع شیعه که بدنبال توسع خیابان در نجف، ۲۰ سال پس از مرگش بدنش تازه آشکار شد.
  • سید نصرالله بنی‌صدر متوفای ۱۳۹۱ قمری در بیروت که در نجف (مقبره کمپانی – ایوان طلای حرم امام علی) دفن شد و هنگام دفت مصطفی خمینی در کنار وی پس از هفت سال بدنش آشکر شد و تازه بود.
  • فاضل لنکرانی متوفای ۱۳۹۲ قمری، پدر محمد فاضل لنکرانی هنگام دفن جوانی در کنار وی پس از ۷ سال بدنش تازه بود.
  • منبع:ویکی پدیا بنقل . اجساد جاویدان-علی اکبرمهدی‌پور

برچسب‌ها, , , , , , , , , , , , ,

+

1 دیدگاه

  1. ستادسامرا

    on مارس 17, 2016 - پاسخ دادن

    سلام

    اولاًتشکرمیکنم ازبابت تذکرتان 

    وماهم یک اصلاحاتی انجام دادیم

    واما شما خیلی عصبانی نباشید

    که اگرمهربانتر وبدون  طعنه میفرمودید بهتربود

پاسخ دهید